X
x جهت سفارش تبليغ در سایت ثامن بلاگ کليک کنيد

یورو و دلار paypal
♥درج مطالب با ذکر آدرس سایت کاملا مجاز است ♥صحت یا عدم صحت مطالبی که از سایتهای دیگر گرفته شده بر عهده خود آن سایتها میباشد. ما سعی میکنیم انشالله مطالبی که کذب نیستند در سایتمان قرار دهیم اما باز هم اطمینان صد در صد نمیدهیم! والله اعلم. ♥♥التماس دعا ●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●●● طب و علوم پزشکی

آقای رییسی موید من عند الله هستند و قطعا رای میاورند

نظرات 0

حضرت آقای رییسی موید من عند الله هستند و قطعا رای میاورند


آقای رییسی رای میاورند و فضا به نفع ایشان است

اما مهمتر از آن تاییدات الهی در یکسال گذشته است است:
۱)رای آوری ترامپ و غافلگیری کل جهان و ناکامی کامل دولت تدبیر در پروژه مرموز رابطه با امریکا
۲)مرگ ناگهانی رفسنجانی(حامی مهم دولت فعلی)
۳)زمین خوردن مفتضحانه احمدی نژاد که میتوانست رای آقای رییسی را بشکند و این کار، کار خدا بود

۴) محبوبیت و مطرح شدن ناگهانی آقای رییسی بین اکثر انقلابیون

اینها نصرت واضح خداست پس از این به بعد هم نصرت با ایشان است




۹۶/۲/۱۶


برچست ها :
تعداد بازدید : 11
     
print

نظرات 0

صلوات بلند بفرست


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

مطالب بسیار مهم و عالی از طب سنتی

نظرات 0

مطالب بسیار مهم و عالی از طب سنتی
http://zakizadehteb.blogfa.com/1391/11



آشنايي با طب ايراني – اسلامي

اصلاح تغذيه ، ضرورت زندگي امروز

اهميتي كه طب ايراني – اسلامي به تغذيه و غذا خوردن اصولي مي دهد، در هيچ يك از مكاتب طبي دنيا به چشم نمي خورد.

حكيمان ايران زمين معتقد بودند: اگر طبيب درمان بيمار خود را از اصلاح غذاي او آغاز نكند، گويي بر كشتن وي جرأت يافته است. و اين جمله بسيار هشداردهنده و تمام كننده است.

نظر معصومين نيز اهميت بي اندازه ي تغذيه را به ما گوشزد مي كند.رسول خدا فرموده اند: معده خانه ي تمام دردها و بيماري هاست. قرآن كريم مي فرمايد:انظر الي طعامك كه از (انظر)، تفاسير متعددي دارد. از جمله اين كه دقت در خوردن و آشاميدن يك (دستور) مهم اسلامي و ديني است.

پيشگيري،بهداشت و درمان بيماري هاي جسم و روح و روان انسان ها ميسر نخواهد شد تا زماني كه تغذيه و خوردن و آشاميدن آنان كامل و صحيح نباشد. پس اهميت اين بحث بيشتر از آن چيزي است كه بتوان تصور كرد و در آخر به نظر مي رسد حتي شخصيت،شعور و معرفت انسان ها نيز وابستگي بي اندازه اي به نوع تغذيه ي آنان دارد و اين ضرب المثل عاميانه براي كارشناسان تغذيه طب سنتي و طب اسلامي كاملا\" پذيرفته شده است كه: (به من بگو چگونه مي خوري و غذاي تو چيست تا بگويم كيستي و چه كاره اي...)

حضرت امام صادق(ع) مي فرمايند:غذاي تو، دواي تو بايد باشد. يعني به گونه اي خوردني ها و آشاميدني ها را تهيه و ميل كنيم كه علاوه بر نقش غذايي، در بدن عملكرد اصلاحي و دارويي نيز داشته باشند. به همين منظور مهم ترين دستورهاي طب سنتي و اسلامي در جهت تهيه و مصرف (غذاي دوايي)و(دواي غذايي) است.

انتخاب غذا بر حسب طبع و مزاج فرد:

در طب ايراني تئوري بنياديني داريم به نام اخلاط چهار گانه(بلغم، سودا، صفرا، خون) و نيز مفاهيم سردي، گرمي، خشكي و تري كه اساس اين طب و تمام راه كارهاي بهداشتي و درماني آن،بر اين تئوري و مفاهيم بنا نهاده شده است. غذا و اصول تغذيه نيز از اين تئوري اخلاط رابعه و سردي و گرمي پيروي مي كند.

هر انساني به طور سرشتي و ژنتيكي داراي طبيعتي است كه يا سرد است يا گرم. طبيعت گرم يعني فرد گرمايي است(تحمل گرما را ندارد و هواي خنك براي وي مناسب تر است.)در زمستان لباس كم مي پوشد، آب زياد مي خورد، ميل به خنكي ها و غذاهاي سرد نظير ماست و خيار و ترشي دارد، در صورت مصرف غذاهاي گرم نظير عسل، خرما و دارچين، بدن او دچار التهاب شده و ممكن است جوش، خارش و كهير پيدا كند. صورت او سرخ و دستانش داغ و پرانرژي است. طبيعت سرد يعني فرد سرمايي است(تحمل سرما را ندارد و هواي گرم براي وي مناسب تر است.) در زمستان لباس زياد مي پوشد، آب كم مي خورد، ميل به گرمي ها و غذاهاي گرم نظير عسل، كنجد، زنجبيل و شيريني ها دارد، در صورت مصرف غذاهاي سرد نظير ماست، خيار، دوغ و گوشت گوساله دچار ناراحتي هايي نظير آبريزش دهان، پرخوابي، درد اندام ها و استخوان درد، سستي عضلات، كسالت، بي حالي و بي حوصلگي خواهد شد. به غير از گرمي و سردي، طبيعت خشكي و تري هم داريم. امتزاج خشكي وتري و گرمي و سردي صفات اخلاط چهار گانه را تشكيل مي دهد.

اخلاط چهار گانه تركيباتي هستند سيال و مايع كه بدين گونه شكل مي گيرند:

غذايي كه ما مي خوريم در كبد تغيير ماهيت داده و فعل و انفعالاتي روي آن صورت مي گيرد و به چهار شكل در مي آيد: تركيب قرمز متمايل به زرد به نام صفرا كه به هضم غذا كمك مي كند،حركات روده را افزايش مي دهد، مسير گردش خون در عروق را باز مي كند، سبب افزايش حافظه و تيزي هوش و ذهن مي شود و توانايي هاي مغزي را افزايش مي دهد. صفرا ضد عفونت هاست. اگر خون را در يك ظرف بريزيم صفرا از تمام خلط ها سبك تر بوده و در صدر خواهد ايستاد.تركيب ديگر سرخ رنگ است و نام دم يا خلط خون به خود مي گيرد كه حمل كننده اكسيژن و مواد غذايي براي بافت ها و سلول هاي بدن است و لايه ي دوم و پايين تر از صفرا خواهد ايستاد. تركيب سوم قرمز صورتي يا قرمز كم رنگ است كه پايين تر از دم(خون) خواهد ايستاد و بلغم نام دارد و وظيفه ي آن تسهيل كار مكانيكي و لغزش مفاصل روي هم، تشكيل بافت عصبي و سلول هاي مغزي، آب ميان بافتي و شبكه هاي لنفاوي مي باشد، همچنين ترشحات دستگاه تناسلي زن و مرد عمدتا\" از ماده بلغم مي باشد.

تركيب چهارم قرمز تيره و جگري رنگ است كه سودا نام دارد و پايين ترين لايه و سنگين ترين خلط است. وظيفه ي طبيعي آن تحريك اشتها و تشكيل بافت استخواني است. صفرا طبيعت گرم و خشك دارد. سودا طبيعت سرد و خشك دارد. دم طبيعت گرم و تر دارد. بلغم طبيعت سرد و تر دارد.

اين اخلاط چهار گانه با يكديگر تعامل و تعادلي دارند كه در مسير گردش خون در جايگاه طبيعي خود به ميزان تعريف شده و متعادل قرار گرفته و وظايف ذاتي خود را انجام مي دهند. مشكل درد و بيماري ها از آن جا آغاز مي گردد كه قرارگيري اين اخلاط چهارگانه (سودا، صفرا، بلغم و خون)در جايگاه هاي خاص خود به هم مي خورد و خلط وارد جايگاه ديگري مي شود(خلط نابه جا) يا اين كه كمتر و بيشتر از حد لازم در مكاني حضور يابند يا اين كه كيفيت آن ها ضايع شده و به اصطلاح خلط هاي فاسد و بد تشكيل شود.

در عالم خلقت علاوه بر انسان ها تمام جانداران و حتي موجودات بي جان(گياهان، جمادات، نباتات و حيوانات) و حتي رنگ ها و تصويرها و فضاها و هواها و جغرافياي سرزمين ها و ... داراي طبع و مزاج خاص خود هستند كه هر كدام بحث جداگانه اي مي طلبد.

هر ماده ي غذايي بسته به طبع و مزاج خود، وقتي وارد بدن مي شود، موجب توليد اخلاط چهارگانه مي گردد. اما يك خلط را بيشتر توليد خواهد كرد. مثلا\" كاهو طبع سرد و تر(بلغم زا) دارد و پس از مصرف آن خلط بلغم خون افزايش مي يابد. زنجبيل گرم و خشك است(صفرا زا) و پس از مصرف آن خلط صفراي خون افزايش مي يابد و به همين شكل برنج سرد و خشك(سودازا) و انگور گرم و تر(خون ساز يا خون زا) است.

در اين قسمت فهرستي از غذاهاي گرم و سرد و معتدل(نه گرم و نه سرد)را مي آوريم:

اغذيه ي گرم:

انگور، سير، دارچين، پياز، زنجبيل، گلاب، فلفل سياه، نارگيل، گوشت گوسفند، تره ، نخود، ريحان، عسل، ارده، خرما، شيره ي انگور، نان گندم، موز، زيتون، قهوه، گردو، فندق، پسته، زيره سياه، بادام زميني، زردچوبه، توت، شلغم، روغن حيواني، سياه دانه، انجير، كنجد، نمك، كاكائو، شكلات، نبات، نعناع، شكر سرخ و سيب شيرين و ... بادنجان، كدو، مركبات،(گرم و خشك)، كدو حلوايي، گيلاس(گرم و تر)

اغذيه ي سرد:

ماهي، آلو، مرغ، گلابي، گلابي، شاه توت، عدس، توت فرنگي، اسفناج، چغندر، ماست، ذرت، خيار، باقلا، كاهو، گوشت گاو، هندوانه، گوشت گوساله، برنج، گوجه فرنگي، قارچ، شكر، كيوي، كاسني، پنير، باميه، چاي، كشك، سيب زميني، زرشك، نان جو، آلبالو، انار، سركه، ماءالشعير، آب غوره، آب ليمو، سماق، روغن نباتي، سيب ترش، سيب زميني، شير و ...

اغذيه ي معتدل:

آب گوشت، سيب ملس، بادام و ...

هر كس بسته به طبع و مزاج خود بايد غذاي مناسب حال خود را برگزيند و بيشتر آن نوع از غذاها را مصرف كند. مثالي مي زنيم:فردي كه طبع گرم صفراوي يا دموي دارد بايد غذاهاي خنك و سرد مانند آش انار، آش آلو، آب زرشك، خيار، مركبات، ماست و... مصرف كند تا گرمي و حرارت ذاتي او تعديل شود و در سلامت كامل و تعادل جسمي و گوارشي به سر ببرد. چنين فردي بايد كمتر گرمي بخورد و هر گاه غذاهاي گرم مصرف كرد، بايد به همراه آن، اقلام سرد و خنك نيز بخورد در غير اينصورت عوارض گرمي( جوش و خارش بدن، گرگرفتگي، بي قراري، كهير، سوزش ادرار، سوزش سر دل، آفت دهان و...) او را آزار خواهد داد. برعكس فردي كه طبع سرد بلغمي يا سوداوي دارد بايد غذاهاي گرم مصرف كند تا سردي ذاتي او تعديل شود و در سلامت كامل و تعادل جسمي و گوارشي به سر ببرد. چنين فردي بايد كمتر سردي بخورد و هرگاه غذاهاي سرد مصرف كرد بايد به همراه آن، اقلام گرم نيز بخورد در غير اينصورت عوارض سردي(بي حالي و ضعف و سستي بدن، خواب آلودگي، نفخ معده، استخوان درد و پف آلودگي صورت و...) او را آزار خواهد داد. به همين دليل در طب سنتي هر غذا يك « مصلح» دارد كه سردي يا گرمي غذا را به تعادل مي رساند. مثلا\" مصلح برنج زيره و مصلح نان، رازيانه و مصلح گوشت، پياز و مصلح عدس، گلپر و مصلح انار، گلاب و مصلح شير، هل و گلاب و مصلح مرغ، زعفران و ... برشمرده شده است.

جمع بندي:

اولا\" ما بايد مزاج و طبع خود را بشناسيم كه حدود دويست علامت دارد و اگر خودمان اين اطلاعات و تجربه رانداريم از پزشك يا كارشناس طب سنتي جوياي اين مهم باشيم كه «خودمان را به خودمان بشناسد» و قطعا\" يكي از جنبه هاي بسيار مهم خودشناسي كه مورد تأكيد اسلام و ائمه معصومين(ع)، حكما، عرفا و فيلسوفان است، همين شناخت طبع و مزاج خود است. ثانيا\" بر حسب اين طبع و مزاج، غذا و حتي پوشاك و بسياري ملزومات زندگي و شغلي و معيشتي خود را برگزينيم.

زماني ازدواج درست و صحيح صورت مي گيرد كه طبع و مزاج زن و مرد، همگون و شبيه به هم باشد. به طور مثال زنان يا مرداني كه دموي مزاج هستند از خصوصيات بارز آنان سلطه جويي و اقتدار طلبي خواهد بود و زنان و مرداني كه صفراوي مزاج هستند تند و تيز و بي قرار و دچار عصبانيت زودرس و زنان و مرداني كه سوداوي مزاج هستند، وسواسي، ترسو و كم تحمل و مرد و زن بلغمي مزاج آرام و مطيع و بردبار خواهند بود.

در گزينش نيروي انساني براي هر مجموعه ي كاري نيز طبايع و مزاج ها كاربرد فوق العاده اي دارد. به طور مثال سرباز يا كارگر بايد پر انرژي، شجاع و جسور باشد كه از خصوصيات افراد دموي است. مدير و طراح و محقق بايد دقيق، پيگير، باهوش، با اراده، ريزبين، منظم و سيستم ساز باشد كه از خصوصيات صفراوي مزاجهاست. قاضي، پزشك و مربي ورزشي بايد وسواس گونه، سختگيرانه و دقيق روي كارش نظارت كند كه تا حدي از خصوصيات سوداويهاست.(اگر در پي عاشق ديوانه هستيد، فرد سوداوي مزاج را برگزينيد!)

كارمند، فروشنده، هنرمند و سرايدار بايد بلغمي مزاج باشد تا مطيع، آرام و صبور باشد و چون و چرا در كار نياورد.

رنگ ها، لباس ها، زمين، مصالح ساختماني، وسايل پلاستيكي، محيط هاي جغرافيايي، خوراكي ها، احساسات، رفتارهاي مذهبي، رفتارهاي اجتماعي، رفتارهاي جنسي، بارداري، تكلم، تفكر،كار، ورزش و ... هر كدام داراي طبع گرم و سرد و مزاج خاص بوده و به همان نسبت بر روح و روان و جسم و نوع شخصيت آدمي تأثيرگذار هستند.

مشكلات سفره ي خانواده ي ايراني امروز:

- زرشك پلو با مرغ و سبزي پلو با ماهي: از غذاهاي بسيار سرد هستند كه بلغم زا و سودازا هستند (يعني به مرور زمان و در صورت مصرف زياد غلظت خون ايجاد خواهند كرد و اخلاط نابه جا و مضر در بدن توليد مي كنند) ماهي، مرغ، برنج، زرشك، رب، سالاد، ماست، آب ليمو، سيب زميني، باقلا، روغن نباتي، همگي سرد و بلغم زا هستند كه بايد چنين اغذيه هايي كمتر مصرف شود و همراه آن ها حتما\" بايد ادويه اي گرم و گرمي هايي نظير فلفل سياه، كنجد، عسل، سياهدانه، زنجبيل، و آويشن مصرف شود.

- عدسي غذايي سودازاست و غلظت خون ايجاد مي كند. نخود صفرازا و خونساز است. در طب سنتي لوبيا جايگاه چنداني در تغذيه ندارد و در عوض نخود بسيار مورد تأكيد است و حكما سم زدايي از بدن، افزايش توان جنسي، افزايش حافظه، تقويت قلب، خونسازي، استخوان سازي، جلوگيري از سفيدي موها و ده ها خاصيت ديگر را براي نخود قائل مي باشند. نخود حرارت غريزي(نيروي حياتي و انرژي ذاتي) را افزايش مي دهد و جواني را پايدار مي كند. به همين دليل در تغذيه ي سنتي ايرانيان نخود جايگاه ويژه اي داشته و در نخودآب، آب گوشت و انواع خورشت ها و آش ها مكرر استفاده مي شده است و امروز بر عكس شده و مصرف لوبيا روز به روز بيشتر و گسترده تر و مصرف نخود روز به روز محدودتر و كمتر مي شود.

- حذف سبزي و جايگزيني انواع سالادها نيز صحيح نيست. طبق توصيه ي اهل بيت(ع) سبزي آرايش و زينت و بركت سفره است. طبع سبزي ها عموما\" «گرم» است و هضم غذا را بهتر مي كند. داراي فيبر بوده كه مانع يبوست است و مواد معدني سرشار و ويتامين هاي متنوعي دارد. سالادهاي مرسوم(نظير خيار، گوجه، كاهو و...) بلغم زا هستند و بر خلاف تفكر مرسوم هضم غذا را مختل مي كنند! نفخ ايجاد كرده و اخلاط مضر در بدن توليد خواهند كرد. خصوصا\" كه روي سالادها سس مايونز(ماده اي بسيار سمي و مضر ) هم اضافه مي شود.

- خوردن ماست به همراه گوشت و غذاي گوشتي بسيار مضر است و طبق گفته ي حكما خلط خام و بلغم فراوان توليد خواهد كرد. يكي از مهم ترين علل ويتيليگو(برص و لك وپيس) از نظر طب قديم مصرف ماست همراه با گوشت، ذكر شده است.

- مصرف پنير به تنهايي بلغم زا و مضر است. بهتر است پنير شبها و همراه گردو مصرف شود. پنير را مي توان به همراه زيره ي سياه و سياهدانه مصرف كرد. خوردن نان و پنير به تنهايي در صبحانه بلغم زاست و فرد دچار رخوت و سستي، بيحالي و خواب آلودگي، كندي در يادگيري و كاهش تمركز ذهن خواهد كرد.

- لبنيات خالي مضر است. پنير با گردو يا سياهدانه يا زيره، شير با گلاب يا عسل يا هل يا دارچين، ماست با سياهدانه يا شيره ي انگور يا نعناع و گل سرخ و بالاخره كره با عسل بايد ميل شود.

- حذف سركه از سبد غذايي خانواده ي ايراني: اين مورد يكي از بزرگترين ظلم هايي است كه متأسفانه توسط گروهي از پزشكان به آن دامن زده مي شود. تحت اين عنوان كه سركه براي اعصاب مضر است و سبب زخم و ورم معده مي گردد! رسول خدا(ص) مي فرمايند: در خانه اي كه سركه باشد فقر وارد نمي شود. سركه جزء ثابت خوراك سفره ي امام علي(ع) بوده است. طبق تحقيقات طب نوين، سركه در كاهش كلسترول، چربي خون و قند خون نقش بسزايي دارد. سركه سبب وازوديلاتاسيون عروق و بهتر شدن جريان خون در رگ هاي بدن مي شود. سركه به هضم غذا كمك مي كند و برطرف كننده صفرا است. سركه ضدعفوني كننده غذا و از بين رفتن رسوبات و املاح مضر آنها است. طبيعت سركه سرد است و اگر فرد سوداوي و بلغمي در مصرف آن زياده روي كند، سبب ضعف اعصاب، بيحالي و افت فشار خون مي شود و ممكن است مضراتي داشته باشد. بهتر است اين افراد سركه را با عسل يا شيره(سكنجبين و سركه شيره) مخلوط كرده و ميل كنند كه تركيبي اصلاح شده است و ديگر عوارض سركه را نخواهد داشت. ترشي ها جايگزين هاي خوبي براي سركه هستند. زكرياي رازي در رساله ي «سكنجبينيه» بيش از يك هزار نوع سركه و سكنجبين معرفي كرده كه هر كدام فرمول ساخت ويژه اي داشته و موارد مصرف و كاربردهاي درماني هر كدام را به طور مفصل تشريح نموده است.

- وعده ي غذاي ظهر از نظر طب سنتي و طب اسلامي سودازا و مضر است و سبب غلظت خون مي شود. در طب اسلامي توصيه به دو وعده غذا خوردن شده است. يكي صبح و ديگري عصر و غروب يا ابتداي شب. (در تابستان ها غذاي ظهر ضرر بيشتري نسبت به زمستان دارد.) فرمول ديگر غذا خوردن طبق دستور امام رضا(ع) اين است: روز اول صبحانه و شام، روز دوم فقط ناهار ميل شود يعني هر دو روز، سه وعده غذا ميل شود.

- تنوع خواري و مصرف اقلام متعدد و متنوع در يك وعده ي غذايي كاري غلط است و از نظر طب اسلامي مضر است و سبب به هم خوردن تنظيم دستگاه گوارش مي شود. زماني كه تنوع اقلام يك وعده ي غذا از دو-سه مورد فراتر مي رود، سيستم اخلاطي و آنزيم هاي هاضمه دچار سردرگمي و اختلال شده و هضم غذا ناقص خواهد شد. يكي از رموز «طول عمر» از نظر طب سنتي، ساده غذا خوردن و تنوع كم اقلام غذاهاي سر سفره، ذكر شده است.

- ريزه خواري و جزء خواري نيز در طب سنتي، براي دستگاه گوارش مضر محسوب مي شود. وعده هاي متعدد اما كوچك غذا خوردن(به ويژه اگر اقلام JUNK FOOK نظير پفك و چيپس و كيك و... باشد) سبب استهلاك بيشتر دستگاه گوارش و طول عمر كمتر مي گردد.(تنوع خواري و ريزخواري در طب جديد نه تنها مضر معرفي نشده است بلكه مفيد شمرده شده است!) مثال ساده اي مي زنيم: شما اگر در يك روز اتومبيل خود را يك بار روشن كنيد و صد كيلومتر رانندگي كنيد، به مراتب استهلاك كمتري خواهد داشت تا آن را بارها روشن كرده ولي هر بار صد متر و پنجاه متر رانندگي كنيد.

- آجيل ها براي كاهش چربي خون، غلظت خون، سلامت كبد، قلب و افزايش كاركرد مغز بي نهايت مفيد و لازم مي باشند.طبق تحقيقات محققين آمريكايي بهترين آجيل ها به ترتيب بادام درختي، گردو و فندق است(درست منطبق بر ديدگاه حكماي طب سنتي ايران) مصرف روزانه ي يك مشت آجيل بين پنج تا پانزده سال به طول عمر شما مي افزايد.( در سنت ايرانيان مصرف آجيل فراوان بوده و در مهماني ها و شب نشيني ها، آجيل بسيار مرسوم بوده است.) مصرف روزانه 21-7 عدد بادام، (البته مغز نشده به طوري كه خودمان آن را بشكنيم. زيرا بادام و گردو پس از خارج شدن از پوسته ي خود پس از چند روز، درصد قابل توجهي از خواص خود را از دست مي دهند.) جهت پاك سازي كبد، تقويت استخوان ها، رشد قد اطفال و افزايش هوش و حافظه توصيه مي گردد. آجيل ها به غلط، براي كبد مضر معرفي شده است كه به هيچ وجه اين طور نيست و فقط در طبايع صفراوي مزاج مصرف آن بايد محدودتر باشد.(تفت و بو دادن آجيل ها خاصيت آنها را كمتر مي كند.)

- باور غلط و مصطلح ديگري كه باز از سوي برخي پزشكان ما تقويت مي شود. مضر بودن ادويه براي كبد است! طبيعت ادويه گرم و خشك است و تنها مورد احتياط آن در طبايع صفراوي كه خود گرم و خشك هستند و نيز افرادي كه كبد گرم دارند، مي باشد. مصرف ادويه همراه غذاهاي در طبايع سرد، عامل فعال شدن كبد و كاركرد منظم دستگاه گوارش خواهد بود. ادويه سبب تعديل بلغم اضافي معده و رطوبت هاي نابه جاي دستگاه گوارش شده و با مصرف بلندمدت و مداوم، بلغم و سوداي نابه جاي بدن نيز كاهش يافته كه در تخفيف و درمان بيماري هاي بلغمي و سوداوي بسيار موثر است.(بيماري هايي نظير آرتروز، درد مفاصل، نفخ معده، كاهش حافظه، صرع، شب ادراري، عفونت هاي زنانگي و افسردگي و ...) بالاترين مصرف زنجبيل در دنيا مربوط به كشورهاي اروپايي است و امروزه ثابت شده است كه زنجبيل در مهار اترواسكلروزيس(انسداد عروق) و حل كردن لخته هاي خون و كاهش غلظت خون كاملا\" موثر است. مهم ترين علت نفخ معده، مصرف سردي ها با غذا نظير خيار، كاهو، ماست و... است كه براي حل اين موضوع، مصرف ادويه با غذاها مثلا\" كنجد خام و عسل، فلفل سياه، پودر آويشن با ماست، سياهدانه، زنجبيل، زيره ي سياه و... توصيه مي شود.

- مصرف هندوانه، خربزه، طالبي و انگور به همراه غذاها سوء هاضمه و اخلاط فاسد توليد مي كند. تنها ميوه اي كه همراه غذا مجاز به مصرف است، انار و زيتون است و جالب است كه بدانيم مصرف انار و زيتون به تنهايي از ديدگاه حكماي طب سنتي مضر است. به طور كلي ميوه ها بهتر است تنها مصرف شوند.

- هر غذايي در طب سنتي داراي يك يا چند مصلح مي باشد. منظور از مصلح يعني نوعي ماده ي غذايي يا گياه دارويي كه مصرف آن به همراه غذاي مورد نظر، در اصلاح و تعديل عوارض جانبي احتمالي آن غذا، موثر خواهد بود و هضم غذا را بهتر خواهد كرد و خواص و فوايد غذا، جذب غذا و تأثير غذا را در بدن و ارگان هاي مربوطه مضاعف خواهد كرد. در تغذيه ي سنتي ايرانيان مصرف مصلحات به طور كامل مراعات مي شده و تقريبا\" غذا و ميوه اي يافت نمي شود كه بدون مصلحات مصرف شود. مثلا\" كاهو و سكنجبين، خيار با نعناع يا گل سرخ، ماست يا شيره، برنج با زيره ي سياه، دوغ با كاكوتي يا آويشن، چاي با آبليمو، تخم مرغ با دارچين، ارده با شيره ي انگور، عدسي با گلپر، آش جو با فلفل سياه، آب گوشت با پياز، كباب با سماق، ماهي با گردو يا فلفل سياه، سير يا خرما و ... مصرف مي شده است. امروزه تقريبا\" مصرف اين مصلحات با غذاها كنار گذاشته شده است كه اين خود سبب كاهش كم و كيف جذب و هضم غذا خواهد شد.

- اكثر اقلام و غذاهاي وارداتي غربي مانند: ماكاروني، پيتزا، پفك، سوسيس، كالباس، همبرگر، نان فانتزي، شكلات ها، بيسكوئيت ها، چيپس و ... يبوست زا هستند. يبوست در طب سنتي بسيار حائز اهميت است و يكي از اصلي ترين دلايل پيدايش و شدت يافتن بيماري هاست. تا آنجا كه به عنوان ام الامراض(مادر بيماري ها) شناخته شده است. نان هاي بدون سبوس و برنج دو عامل مهم تشديد يبوست است. غذا هر چه خشك تر باشد يبوست زاتر است. به همين دليل در طب سنتي اغلب غذاها به شكل آبدار و آبكي نظير آش، خورشت، حليم، فرني و آب گوشت طراحي شده است كه همگي ضد يبوست هستند.

- سالاد الويه نيز جزء غذاهاي بسيار سرد و بلغم زا مي باشد و لذا بايد با ادويه گرم نظير فلفل سياه و آويشن مصرف شود. به دليل وجود مواد شيميايي سرطان زا در سس مايونز، بهتر است هنگام تهيه سالاد الويه از سس كمتري استفاده شود.

قواعد طبخ غذا:

الف: غذا بايد به آرامي، با تأني و در مدت زمان هر چه طولاني تر پخته شود و حرارت اعمال شده براي پخت غذا ملايم اما بلند مدت باشد. ديگ زود پز، تندپز، مايكروويو و دستگاه هاي برقي داغ كننده ي نان(Toaster) مضر هستند و طبق تحقيقات طب جديد، حتي موجب از بين بردن تركيبات پروتئيني موجود در گوشت شده و مواد كانسروژن(سرطانزا) به غذاها مي افزايند. در فرهنگ ايراني«بار گذاشتن غذا» لغتي آشناست كه اغلب شب تا صبح يا صبح تا غروب، غذا با يك شعله ي ملايم در حال طبح بوده است و همه مي دانند چنين غذاهايي كه بار گذاشته مي شود به مراتب لذيذتر، خوش طعم تر، سالم تر و پرخاصيت تر هستند تا غذاهايي كه به سرعت آماده مي شوند.

ب:غذاهاي فريزري و منجمد شده بسيار مضر هستند و هر چه مدت فريز كردن طولاني تر باشد، مضرات اين غذاها بيشتر خواهد بود.

در غذاهاي فريزر شده، مواد سرطان زا آرام آرام تجمع يافته و از طرفي ماهيت ماده ي غذايي دچار تحولاتي مي شود كه فوايد و خواص آن كمتر شده و حتي طعم آن نيز تغيير خواهد كرد. باز به همين دليل است كه غذاهاي تازه لذيذتر و مطبوع تر است تا غذاهاي مانده يا غذايي كه با اقلام نگهداري شده و منجمد شده تهيه شده است.

در يك تحقيق علمي مشخص شده است يكي از اركان طول عمر بالاي صدسال پرهيز از مصرف غذاهاي فريزري است.

ج:فلسفه ي نامگذاري آشپزخانه اين بوده است كه محل طبح آش مي باشد. پايه ي سفره ي غذايي خانوار ايراني آش بوده است و تا يكصد نوع آش، در منابع طب سنتي معرفي و نسخه شده است. آش ها هم غذا هستند و هم دارو. آش يك مرحله ي هضم را پشت سر گذاشته و شبيه به كيموس معده شده است و دستگاه گوارش ما در هضم و جذب، كمتر دچار مشكل مي شود. امروز خانواده ي ايراني كمتر آش سماق، آش انار، آش جو، آش آلو، آش شله قلمكار، آش دوغ، آش زيره و... مصرف مي كند. اگر مصرف آش با مصلحات آن باشد، نه تنها نفخ و سوزش معده ايجاد نخواهد كرد بلكه سبب درمان مشكلات گوارشي نيز خواهد شد. آش ضد يبوست است.

د: ذكرها و آداب معنوي غذاها: هر غذايي ذكر خاص خود را دارد. گفتن ذكر حين طبخ غذاها سبب روحاني شدن خوراك و افزايش انرژي هاي خوب و اثر معنوي آن غذا در جسم و روان ما خواهد شد. قطعا\" غذايي كه با ذكر تهيه شده باشد، سالم تر، لذيذتر و رشدآفرين تر خواهد بود. ذكرهاي گوناگوني توسط حكيمان سنتي بيان شده كه چهار ذكر عمومي از پركاربردترين ذكرها براي تمامي غذاهاست:

1- بسم الله الرحمن الرحيم 2- صلوات بر محمد و آل محمد 3- يا نور 4- يا رزاق.

وضو داشتن هنگام پخت و پز غذا توصيه ي ديگر طب اسلامي است. قدما در تهيه ي سركه از تربت سيد الشهداء استفاده مي كردند.

چ- ظروف غذا: ظروف استيل سبب ورود سرب به غذاها مي شوند و سرطان زا شناخته شده اند. مضرات ظروف تفلون در تحقيقات جديد مطرح شده حاكي از آن است كه به دليل تخريب لايه ي تفلون و ورود آن به غذا، سرطان زاي مسلم هستند. ظروف آلومينيوم سبب كم خوني مي شوند (آلومينيوم با آهن رقابت كرده و به هموگلبين باند مي شود) و لرزش دست و آلزايمر و ضعف اعصاب از آثار شناخته شده ي آلومينيوم بر جسم افراد است. بهترين ظرف براي طبخ غذا در درجه ي اول ظروف سنگي و بعد ظروف مسي است. در تحقيقاتي كه در كشور آمريكا انجام شده مشخص شده كه يون مس در تنظيم و تقويت كاركرد سيستم ايمني بدن، تعادل هورمون هاي بدن و مهار افسردگي موثر است. از طريق ظروف مسي يون مس وارد بدن مي شود و شايد يكي از دلايل اصرار ايرانيان بر استفاده از ظروف مسي (به طور همه جانبه) همين خواص آن بوده است. امروزه طبق گزارش هاي منتشر شده، رويكرد مردم آمريكا و اروپا به ظروف مسي روز به روز بيشتر مي شود. تمام باكتري ها، طي چهار ساعت اولي كه غذا در ظروف مسي مي ماند، از بين مي روند و به نوعي مس سبب ضد عفوني غذاها مي شود. طعم غذا يا مرباي تهيه شده در ظرف مسي بنا به اذعان همگان، مطبوع تر و لذيذتر است.

ظروف پيركس و چيني بي ضرر و بي فايده هستند.ظروف لعاب دار نيز (به ويژه سفال) مفيد هستند.

آداب غذا خوردن:

1- گفتن بسم ا... الرحمن الرحيم ابتداي غذا و به جاي آوردن حمد و شكر آخر غذا، مورد تأكيد فراوان طب اسلامي و معصومين(ع) است.

2- مصرف اندكي نمك ابتدا و انتهاي غذا توصيه شده است. نمك ضد بلغم معده عمل كرده و هضم غذا را بهتر مي كند. نمك برطرف كننده بوي بد دهان نيز مي باشد.

3- غذا بايد به آهستگي و آرام خورده شود و كاملا\" جويده شود. اهميت اين موضوع به حدي است كه طبق فرمايش معصومين(ع) مدت زماني كه سر سفره ي غذا مي مانيم، جزو عمر ما محسوب نمي شود. شايد يك حكمت اين روايت اين است كه انسان تشويق شود تا با آرامش و حوصله و صرف وقت بيشتري به غذا خوردن بپردازد. تند غذا خوردن سبب ترشح ناقص آنزيم هاي گوارشي شده كه هضم را مختل خواهد كرد. (فراموش نشود كه از ديدگاه طب سنتي به هر دليل هضم ناقص شود، خلط فاسد و نابجا در دستگاه گوارش توليد و به سراسر بدن منتشر مي شود.) كامل نجويدن غذاها از عادت هاي غلط اغلب انسان ها است كه باز موجب اختلالات گوارشي و هضم ناقص خواهد شد.

4- ايستاده غذا خوردن، پشت ميز و صندلي غذا خوردن و كفش به پا داشتن حين غذا خوردن سودازا است و خون را به شدت غليظ مي كند.

5- بهتر است غذا مزه مزه شود و به آن نگاه كنيم و آب جرعه جرعه نوشيده شود و حتي توصيه شده آب هم مزه مزه شود و در حين نوشيدن به آن نگاه كنيم.

6- دست كشيدن از غذا قبل از سيري كامل نيز توصيه ي مهم طب اسلامي است و جزو اركان طول عمر شمرده شده است. همگان شنيده ايم كه آن طبيب مشهور زمان صدر اسلام گفت:« تا زماني كه مسلمين اين عادت را دارند( يعني قبل از سير شدن كامل دست از غذا مي كشند) ما پزشكان مشتري نخواهيم داشت!»

7- خواب پس از غذا مضر است و خون غليظ و سودايي توليد مي كند. حداكثر بيست دقيقه خواب كوتاه پس از صرف ناهار، مجاز دانسته شده است.

8- غذا بسيار سرد و بسيار داغ، هر دو مضر است.

9- يخ سودازاست و آبي كه درون آن يخ انداخته باشيم باعث افزايش سودا در خون مي گردد، و خون را غليظ مي كند! بو علي سينا مي فرمايد: آب يخ خوردن ضرر خود را اگر در جواني نشان ندهد، در پيري حتما\" ضربه ي خود را به تو خواهد زد. آبي كه در يخچال گذاشته شود تا خنك شود ضرر چنداني ندارد.

اقلام و اغذيه ي مضر و خطرناك:

1- روغن نباتي:

روغن هاي هيدروژنه ي جامد، سبب افزايش كلسترول و تري گليسيريد شده و در عروق بدن و قلب رسوب كرده و پلاك اتروم تشكيل مي دهد. مواد رنگ بر و نگهدارنده ي افزوده شده به آن تركيبات بسيار مضر و خطرناكي هستند.گزارش هاي فراواني (غير مستند) وجود دارد كه از آلودگي مخازن نگهدارنده ي روغن به حيواناتي مثل موش و از طرفي به كارگيري تركيبات پايه ي نفتي در روغن هاي نباتي حكايت دارد كه در صورت واقعيت داشتن، مايه ي تأسف بسيار است. طبع روغن نباتي بسيار سرد است.

2- روغن هاي مايع:

تفاوت چنداني با روغن نباتي ندارد و علي رغم تبليغات بسيار كارخانه هاي سازنده ي آن و برخي از پزشكان، در عمل مشاهده شده است كه مصرف روغن مايع نيز سبب افزايش كلسترول و تري گليسيريد مي شود.

3- كره ي گياهي و مارگارين:

طبق تحقيقات ده ساله ي آمريكا روي سيزده هزار بيمار ثابت شده است كه مارگارين در رسوب كلسترول در عروق و تشكيل پلاك اتروم در عروق كرونر قلب و بيماري هاي ايسكميك قلب نقش قابل توجهي دارد و از عوامل سكته ي قلبي است. چگونه است كه در صدا و سيما و جرايد. به طور مداوم در مورد فوايد كره هاي گياهي « دوست قلب شماست» ماده ي مضر را مفيد جلوه مي دهند!؟

4- نوشابه:

نوشابه حاوي بنزوات سديم(ماده ي نگهدارنده) است كه بسيار سمي و سرطان زاست. طبق برخي تحقيقات غير رسمي، درصد اين مواد نگهدارنده در نوشابه هاي ايران از حد مجاز استاندارد جهاني آن بالاتر است. بنزوات سديم به شدت موجب آسيب سلول هاي كبدي مي شود. سرانه ي مصرف نوشابه در ايران بسيار بالاست به طوري كه از اين نظر رتبه ي اول را در جهان داريم! كافئين و مواد رنگي نوشابه براي قلب مضر است و سبب بي قراري و نامنظمي ضربان قلب مي شود. گاز CO2 موجود در نوشابه، سبب پوكي استخوان مي شود. فسفر و اسيد فسفريك نوشابه ها با كلسيم استخوان ها رقابت كرده و مانع نشست كلسيم بر روي سطوح استخواني مي شود و خود جاي آن مي نشيند. بدين ترتيب از طرفي سبب نرمي و پوكي استخوان مي شود و از طرفي رسوبات كلسيم وارد شده در خون، ايجاد سنگ كليه مي كند. يك عدد نوشابه به اندازه ي شش بشقاب برنج چاق كننده است. مواد قندي نوشابه براي دندان ها مضر است.

5- سس مايونز:

حاوي مواد نگهدارنده(سربات پتاسيم و بنزوات سديم) است كه سرطان زا هستند. به تجربه ثابت شده است كه در اقلام غذايي هيچ چيز به اندازه ي سس مايونز موجب صدمه به پوست صورت و باعث جوش صورت نمي شود. از نظر طب سنتي مصرف سركه و تخم مرغ با هم بسيار مضر است كه پايه ي سس مايونز همين دو قلم است!

6- گوشت گاو و گوساله:

بوعلي سينا شانزده بيماري مهلك را به مصرف گوشت گاو و گوساله مرتبط مي داند كه اولين آن سرطان، دوم ماليخوليا(معادل اسكيزوفرني امروز) و سوم بواسير(هموروئيد) است. گوشت گاو به شدت سودازاست و خون را غليظ كرده و براي كبد بار سنگين دارد. سبب تيرگي پوست صورت و حالت هاي عصبي، افسردگي و وسواس مي شود. رسول خدا(ص) فرموده اند: «گوشت گاو مرض است و شير گاو شفاست و روغن گاو (روغن حيواني) دواست».

7- سوسيس و كالباس:

رنگ قرمز اين اقلام از تاج خروس است(بنا به شواهد عيني). مواد افزودني بنزوات سديم و نيترات به حد وفور به اين اقلام افزوده مي شود كه بسيار مضر هستند. 60-30% تركيبات سوسيس و كالباس متشكل از سير است كه خود سبب آكنه صورت مي شود. گوشت پايه ي آن(اگر گوشتي در كار باشد!) گوشت گاو است كه مضرات آن پيش تر گفته شد. حتي باز بنا به شواهد عيني، از زايدات گوشت و گوشت هاي غير قابل استفاده براي ساختن سوسيس و كالباس استفاده مي شود.

8- پيتزا و همبرگر:

پنير پخته در طب سنتي بلغم زا و مضر شناخته شده است. روغن هاي سرخ كردني در پيتزا مضر است و سوسيس، كالباس و گوشت گوساله استفاده شده در آن سودازاست. خمير پيتزا براي معده سنگين و مضر است. همبرگر نيز از گوشت گاو تشكيل يافته كه مضر است و سرخ كردن آن با روغني كه بارها سرخ شده است ضريب سرطان زايي آن را بالا مي برد.

9- پفك:

در يك تحقيق علمي در كشور انگلستان مشخص شده است كه درصد عقيمي و ناباروري در كودكاني كه به وفور پفك مصرف مي كنند بالاتر از ساير كودكان است. پفك حاوي تارترازين(به عنوان ماده ي قرمز و نارنجي رنگ) است كه سبب اختلالات رفتاري، اضطراب، پرخاشگري، تندخويي و حالت هاي عصبي در اطفال شده و سرطان زا نيز مي باشد. بنا به نقل شواهد عيني پنير پفك گاهي پنير تلخ( پنير فاسد و گنديده كه تاريخ مصرف آن گذشته است) مي باشد زيرا ارزانتر از پنير سالم است. پفك باعث چسبندگي شديد به دندان ها مي شود، به طوري كه در يك مطالعه مشخص شده كه با هفت مرتبه مسواك زدن صحيح و اصولي، باز هم ذرات پفك لابه لاي دندان ها مشاهده مي شود. پفك اشتهاي طبيعي كودك را از بين مي برد. تا توجه به آمار بالاي مصرف پفك در ايران(روزانه به طور متوسط 2 عدد) بايد براي سلامتي نسل آينده شديدا\" نگران بود.

10- ماكاروني:

حاوي گلوتن صنعتي است كه در ماكاروني هاي ايران گلوتن از حد مجاز بين المللي بيشتر گزارش شده است. گلوتن صنعتي سرطان زا شناخته شده است. ماكاروني يبوست زاست.

11- برنج:

برنج سفيد كه از پر مصرف ترين اقلام سفره ي خانواده هاي ايراني شده، بسيار مضر است! برنج سودازاست و خون را به شدت غليظ مي كند. برنج يبوست زاست كه گفتيم يبوست مادر همه ي بيماري هاست. برنج انسداد عروقي ايجاد مي كند، سنگ صفرا و سنگ كليه نيز يكي از دلايل مصرف بالاي برنج است. برنج بايد كم مصرف شود و بهتر است با مصلح خود كه زيره و زعفران است مصرف شود. برنج چلويي (آبكش شده) كم ضررتر از كته بوده و برنج ايراني هم كم ضررتر از برنج خارجي مي باشد. ضمنا\" خيساندن برنج در آب سبوس گندم يا سبوس برنج(چلتوك) و خوردن آن با شيريني هاي طبيعي نظير هويج پلو، خرما پلو و... توصيه شده است.

12- چاي سياه:

فوايدي دارد اما كفه ي مضرات آن سنگين تر است. چاي سياه سبب آريتمي قلبي، كم خوني، اختلالات گوارشي، چروكيدگي پوست صورت و ريزش مو خواهد شد. چاي جاذب سموم محيط بوده و حتي در منابع طب سنتي به عنوان پست ترين دم كرده ي گياهي معرفي شده است. چاي سودازا و بلغم زاست. يك صد نوع دم كرده ي سنتي ايراني وجود دارد ( كه مشهورترين آن ها را با ذكر دستور تهيه و خواص و منافع هر كدام مختصر خواهيم آورد).

13- قند و شكر:

شكر سفيد براي كبد مضر است و مواد رنگبر قند و شكر مضر شناخته شده است. قند و شكر تفاله ي باقي مانده از چغندر و نيشكر است كه تمام مواد مفيد و ارزشمند آن را از آن گرفته اند و به دام ها مي دهند و تفاله ي آن را به انسان مي دهند! شكر سبب به هم خوردن متابوليسم سلول هاي كبد مي شود.

14- گوشت مرغ:

مرغ ها بنا به گزارش هاي مكرر، با هورمون رشد و دانه هاي غني شده، به سرعت رشد كاذب پيدا كرده و پروسه ي طبيعي رشد خود را طي نمي كنند. بدين ترتيب كيفيت گوشت آنها بسيار كاهش مي يابد.روش صنعتي ذبح مرغ ها سبب ترشح هورمون استرس در بافتهاي آن ها شده كه براي مصرف كنندگان گوشت مرغ مضر است(تحقيق در كشور فرانسه). مرغ هاي ماشيني از نور آفتاب محروم هستند كه اين نيز سبب نزول كيفيت گوشت آن ها مي شود. گوشت مرغ ماشيني از لحاظ طب سنتي بلغم زاست و جايگاه چنداني در تغذيه ي طب سنتي ايرانيان ندارد. به مرغ ها آنتي بيوتيك هاي متنوع و فراواني خورانده مي شود كه سبب ايجاد مقاومت ميكروبي مصرف كننده ي گوشت مرغ خواهد شد و بدين ترتيب در صدر بروز و شيوع عفونت هاي ميكروبي در بدن فرد بالا رفته و ميكروب هاي خطر ناك و مقاوم به آنتي بيوتيك در بدن انسان لانه گزيني خواهد كرد. مرغ طبيعي و خانگي مفيد است و به ويژه جوجه اي كه هنوز تخم نكرده بسيار مفيد است.

15- چيپس:

اسيدهاي چرب ترانس در چيپس موجود است كه پس از حرارت ديدن مكرر تبديل به (F.F.A) Free Fatty Acid شده كه سرطان زاست. اغلب چيپس هايي كه به اين شيوه در ايران توليد مي شود صددرصد سرطان زاست. زيرا روغن آن به دفعات استفاده مي شود.

16- موز:

موز طبيعي مفيد است. اما موزهاي بازار، توسط كاربيت كه گاز استيلن دارد و سرطان زاست عمل آوري مي شوند. موز يبوست زاست. مصلح آن نمك، عسل، مرباي زنجبيل، شكر و در سردمزاجان سكنجبين است. در گرم مزاجان ناشتا خوردن موز بسيار مضر است.

17 – اقلام حاوي ماده ي نگهدارنده:

به طور كلي تن ماهي، كنسروها، سركه و آب ليمو و آب غوره ي كارخانه اي، رب كارخانه اي، بستني، شكلات ها، كاكائوها، بيسكوئيت ها و اكثر اقلام غذايي كارخانه اي و بسته بندي شده به دليل افزودن مواد نگهدارنده، مواد رنگي و مضر سرطان زا هستند و بايد تا حد امكان از مصرف آنها اجتناب شود.

- از نظر طب سنتي مصرف ميوه غير فصل، مضر است. يعني خيار و گوجه فرنگي گلخانه اي كه در زمستان به عمل مي آيد مضر هستند. به طور كلي ميوه هاي گلخانه اي به دليل مصرف بيش از حد كودهاي شيميايي، مضر هستند.

- از نظر طب سنتي هر محصول غذايي فقط در محيط هاي جغرافيايي كه توليد و عمل آوري مي شود. مفيد و قابل استفاده است. بطور مثال برنج و ماهي كه در شمال بهتر عمل مي آيد، براي مصرف اهالي مناطق شمالي، مناسب تر و براي ساير مناطق زياد مناسب نيست. و همين طور خرما براي مردم جنوب و... .

- آشاميدن آب پس از ميوه خوردن مضر مي باشد.

- آشاميدن آب بلافاصله پس از جماع(مقاربت جنسي) و ورزش و ناشتا و حمام بسيار مضر است.

- اقلام زير بهتر است صبح ناشتا خورده شوند و از مصرف آنها بويژه در شب پرهيز كنيد: توت، زردآلو، كدو و انار شيرين.

- فرو كردن سر زير آب دريا سبب بيماريهاي مغزي و عصبي مي گردد.

- زياده روي در مصرف ميوه هاي آبدار و آب ميوه ها سبب عفونت و غلظت خون مي گردد.

- اجتماع دوغ با ماهي، پنير با ميوه هاي آبدار، شير با تمام ميوه ها، فندق با بادام ممنوع است. (اجتماع = باهم خوردن)

- خانم ها و دختران جوان در دورهء عادت ماهيانه بايد از خوردن سرديجات و حمام رفتن پرهيز كنند و الا دچار كيست تخمدان و بيماري هاي هورموني و بالاخره پيري زودرس خواهند شد.

اغذيه ي مفيد(چه بخوريم؟):

1- روغن حيواني بايد به جاي روغن نباتي و روغن مايع مصرف شود. آخرين تحقيقات علمي دنيا نشان مي دهد كه اسيد لينولئيك و آراشيدونيك روغن هاي حيواني سبب افزايش HDL (چربي خوب) و كاهش LDL (چربي بد) مي شود. از نظر طب اسلامي و طب سنتي خواص روغن حيواني بي شمار است. از آن جمله مي توان به استخوان سازي، كاهش غلظت خون، كاهش چربي هاي زايد شكم، شادابي و سفيدي پوست و سم زدايي از بدن اشاره كرد. تغذيه ي سلول هاي خود عضله ي قلب، از اسيدهاي چرب است كه تنها در روغن حيواني به وفور يافت مي شود. يكي از اركان طول عمر و جواني پايدار از نظر طب سنتي مصرف مداوم روغن حيواني است. فراموش نشود رسول خدا فرموده اند كه روغن حيواني«دواست». امام صادق فرموده اند: به همان اندازه كه روغن حيواني مصرف مي شود، به همان اندازه چربي از بدن شما دفع مي شود( يا مي سوزد). يكي از بهترين درمان هاي چاقي مصرف مداوم روغن حيواني با غذاهاست.

جايگزين روغن حيواني، روغن زيتون، كره ي حيواني، روغن دنبه، روغن كنجد و روغن هسته انگور است. روغن دنبه نه تنها ضرر ندارد بلكه خواص فراواني دارد. از جمله ي آن مي توان به كوچك كردن سايز شكم اشاره كرد! مصرف اندكي روغن حيواني پس از هر غذا ثقل طعام را از بين مي برد.

طرز تهيه روغن دنبه: 4 كيلوگرم دنبه را چرخ كرده و با 2 عدد پياز 4 قاچ شده و يك كاسه ماست و قدري گلاب و هل حرارت مي دهيم تا به حد قهوه اي شدن برسد. روغن ذوب شده را مرتب از سر ظرف كم مي كنيم.

2- عسل:خواص بي حد و اندازه اي دارد. از جمله ضد سرطان، كاهش دهنده ي قند خون(قابل توجه ديابتي ها)، حذف چربي زايد بدن، كوچك كردن شكم، افزايش حافظه و مهار كننده ي پوسيدگي دندان به هضم بهتر غذاها نيز كمك مي كند و... عسل دافع سودا و بلغم بدن است و جذب تمام داروهاي گياهي و املاح و پروتئين ها و ويتامين ها را بالا مي برد. بهتر است به جاي قند و شكر، عسل، خرما يا شكر سرخ (شكر تصفيه نشده) استفاده كنيم.

3- بهترين صبحانه: به ترتيب ارده و شيره، ارده و عسل معرفي شده است. كره ي حيواني و عسل، تخم مرغ عسلي (نيم بند)، پنير و گردو در اولويت هاي بعدي است.

- طبق نظر بوعلي سينا، تخم مرغ آب پز، سبب غلظت خون و تخم مرغ عسلي، سبب رقيق شدن و اصلاح خون مي شود. نيمرو نيز با روغن حيواني يا ديگر روغن هاي طبيعي مفيد است. نگهداري تخم مرغ داخل نمك سبب حفظ بيشتر خواص آن مي شود. گاه گاهي خوردن تخم مرغ عسلي(قبل از غذا) سبب دفع اخلاط فاسد بدن، دستگاه گوارش، پاك سازي سموم بدن و نيز رفع يبوست مي شود.

- تنقلات زير سبب افزايش هوش و حافظه اطفال و نوجوانان مي شود: بادام، مويز، نخود، گردو و كنجد.

- طبق فرمايش حضرت علي(ع) مصرف 21 عدد مويز صبح ناشتا خواص عجيب و فراواني دارد.

- به طور كلي سركه، آب ليمو و آب غوره مصلح تمام غذاهاي گرم، و سياه دانه و عسل مصلح تمام غذاهاي سرد است.

- خوردن شيريني پس از غذاي گوشتي مفيد اما پس از مصرف غذاي چرب مضر است.

- آب بسيار سرد، آب ولرم، آب گرم و آب جوش براي اعصاب و معده مضر است اما آب داغ (نه جوش) و آب سرد براي تقويت معده، اعصاب، كليه ها و لثه ها مفيد است.

- اول غذا چيزهاي لغزنده(مانند روغن) نبايد خورد، بهتر است غذا را با تناول چيزهاي نازك، لطيف و روان شروع كنيم(سبزي، آب خورشت و...) و سپس قسمت هاي سخت تر(مثل گوشت و ته ديگ و...)

- هنگام گرسنگي شديد و پس از ورزش و كار بدني سنگين نبايد غذاهاي سبك و نرم مانند (ميوه ها، شير و آب ميوه) خورد بلكه غذاي پركالري و سخت (مانند خرما و گوشت) بايد خورد.

- زياد خوردن ترشي ها و چيزهاي ترش باعث پيري زودرس مي شود.

- نان اگر خوب پخته نشود و خوب جويده و هضم نگردد مضرتش از گوشت هضم نشده بيشتر است!

- مصرف سير و پياز توأم با هم در هر وعده غذايي مضر مي باشد.

حتما\" ميل كنيد:

اين اقلام موجب تصفيه شدن خون، شادابي پوست و مو، تقويت اعصاب، رفع چاقي و چربي خون، سلامت كبد، كليه و قلب، محكم شدن مغز استخوان، افزايش رشد جسمي و ذهني اطفال و نوجوانان، سلامت معده، افزايش مقاومت بدن، مقوي اعضاي رئيسه بدن و در مجموع دفع اخلاط فاسد و توليد خون صالح و سلامت جسم و روح مي شوند:

1. روغن حيواني 2. ماءالشعير و دوغ(گاز آنها گرفته شود) 3.كره ي حيواني(طبيعي)4.خرما و كشمش به جاي قند 5.عسل و نباب به جاي شكر 6. گوشت گوسفند 7. نان سبوسدار(سنگك و نان جو) 8.ميوه و سبزي تازه، سير و پياز خام 9. زيتون و روغن زيتون همراه غذا و سالاد 10. خاكشير و گلاب و عسل(هرچه بيشتر) 11. شير سرد و آلوي خيس كرده ي قبل از خواب 12.نان و پنير و گردو(شبها)يك شب در ميان 13. سماق همراه با غذاها 14. انار و رب انار همراه تمام غذاها 15. عناب(جوشاندني) 16. آب زرشك روزي 2 ليوان 17.كاهو و سكنجبين 18.شيره ي انگور 19. سياهدانه(نصف قاشق چايخوري بجويد، همراه يك قاشق عسل يا مابين غذا ميل كنيد) صبح و شب 20. سركه و آب غوره ي طبيعي(خانگي) همراه تمام غذاها (در طبايع سرد كمتر مصرف شود) 21. ليمو ترش تازه همراه غذاها 22. لبنيات محلي و طبيعي(به شرط بهداشتي بودن) نگران تب مالت نباشيد 23.گل بنفشه(دم كردني) 24. قبل از خواب يك قطعه پنير شور به دندان هايتان بماليد. 25.يك عدد تخم مرغ خام و سالم را(بدون اين كه شكسته شود) داخل فنجان آب ليموي خانگي(تازه)بيندازيد و بگذاريد به مدت 6 ساعت بماند، سپس تخم مرغ را خارج كرده و آب ليموي باقيمانده را با آب خالي رقيق كرده و شب ها ميل نماييد.(به مدت 40 شب)آب ليمو را با عسل شيرين كنيد. مي توانيد آب ليمو را با سالاد يا آش و سوپ مصرف كنيد 26. پوست تخم مرغ را آسياب كرده به نسبت يك به چهار با عسل مخلوط كرده وشب ها يك قاشق ميل كنيد.

توصيه هاي بهداشتي:

1- خوردن غذا را با ذكر بسم ا...الرحمن الرحيم شروع كنيد. پس از غذا شكر خدا را به جا آوريد. به غذا خوب نگاه كنيد...

2- قبل از سير شدن كامل، دست از غذا بكشيد، غذا را به آهستگي و آرام ميل كنيد.

3- ظروف آلومينيوم و تفلون سبب كم خوني، سرطان زايي، اختلال حافظه و ضعف اعصاب مي شوند و ضررهاي ديگري نيز دارند.)

4- در فصل زمستان خيار و گوجه مصرف نكنيد.

5- ابتدا و انتهاي غذا قدري نمك ميل كنيد.

6- خمير دندان بسيار كم استفاده كنيد.(به اندازه ي نخود روي مسواك كافي است).

7- سالم ترين و پرخاصيت ترين نوشابه ي سنتي ايران شربت سكنجبين است. (طرز تهيه: يك ليوان آب + 4 ليوان عسل + يك ليوان سركه ي طبيعي (خانگي) + يك ليوان عرق نعنا مخلوط شود به مدت 5 دقيقه بجوشد. پس از خنك شدن قدري از آن را با آب رقيق كرده و شربت كنيد. صبح، ناشتا و قبل از خواب ميل شود.)

8- ظروف مسي استفاده كنيد.(قلع اندود شده باشد بهتر است) برخي خواص ظروف مسي:ضد سرطان، ضد افسردگي، انر‍ژي زا، تقويت كننده ي سيستم ايمني و دفاعي بدن، تنظيم كننده ي ترشح هورمون هاي بدن، ضد عفوني كردن آب و غذا و... ظروف چيني و پيركس فايده و ضرر ندارد اما در هر صورت از آلومينيوم و تفلون بهترند.

9- مابين غذا مايعات و آب ننوشيد. غذا را كاملا\" بجويد، سرپا غذا نخوريد، حين غذا خوردن كفش به پا نداشته باشيد.

10- چاي پس از غذا ايجاد كم خوني و بيماري هاي گوارشي مي كند.

11- به جاي چاي معمولي، يكي از 25 نوع دمكرده اصيل ايراني را ميل كنيد. كه در پايان اين جزوه شرح همه آنها را براي شما ذكر مي كنيم.

12- تا حد امكان در ساعات مختلفي از شبانه روز( با غذا يا به تنهايي) عسل ميل كنيد.

13- روغن حيواني خواص بي شماري براي بدن دارد. اما پس از سن چهل سالگي شب ها نبايد مصرف شود.

خواص روغن حيواني:ضد سم، كاهش چاقي و چربي خون، مهار پوكي استخوان، تقويت قلب و... جهت هضم بهتر، همراه غذاي طبخ شده با روغن حيواني مقداري سركه، آب غوره يا آب ليمو ميل شود. در فصل بهار و تابستان روغن حيواني كمتر مصرف شود.

14- صبحانه كامل، ناهار سبك و حاضري، شام كامل اما ابتداي شب ميل شود.

15- جوشانده ي برگ يا ريشه ي كاسني يا عرق كاسني بهترين دوست كبد مي باشد.(روزي يك تا دو ليوان)

16- پس از صبحانه 14 تا 7 عدد بادام پوست نشده را مغز كنيد و ميل نماييد(40 روز)

17- به ياد داشته باشيد كه«پرهيز» سرآمد تمام داروهاست.

18- آب گوشت گوسفندي كامل ترين، سالم ترين و معتدل ترين غذاي ايراني است كه تركيبات آن مولد خون صالح مي باشد.

19- حداقل هفته اي دو مرتبه آش سنتي(جو، آلو، انار، زرشك، سماق و...) همراه عسل ميل كنيد. (آش هاي سنتي پايه ي سلامتي هستند. هر چه آش كمتر مصرف شود. رنگ سلامتي را كمتر خواهيد ديد!)

20- يبوست مادر بيماري ها(ام الامراض) است.طبق نظر بوعلي سينا مزاج سالم در روز 3 تا 5 مرتبه بايد تخليه شود. در غير اين صورت بيمار هستيد.(و مستعد انواع بيماري هاي عصبي و جسمي و...)

21- خواب رفتن سريع دست و پا از علايم غلظت خون است و غلظت خون نيز مادر بيماري ها(ام الامراض) است و حجامت بهترين چاره آن است.

22- خوردن ماست با غذاي گوشتي مضر و مولد خون فاسد است.

23- پفك از علل عقيمي، ناباروري و نازايي است. از عقيمي اطفال خود پيشگيري به عمل آوريم!

24- هر كسي بسته به مزاج و طبيعت بدن خود بايد غذا بخورد. كسي كه سوداوي يا صفراوي است، بايد از خوردن مواد مولد سودا و صفرا پرهيز كند و فرد بلغمي و دموي نيز همين طور. تشخيص مزاج و طبع و نوع غذاهاي لازم موافق با طبع خود را از پزشك خود بخواهيد.

25- خوابيدن طولاني و بلافاصله پس از غذا مضر است. شب ها دير خوابيدن بسيار مضر است. صبح ها دير بيدار شدن از هردو مضرتر است!

26- به جاي نمك يددار فقط از نمك سنگ طبيعي(آسياب شده) استفاده كنيد (يدي كه در نمك سنگ است بسيار براي تيروئيد سودمند است).

غذاهاي معتدل:

نان فطير، نيمرو، فرني، سبزي خوردن، شير تازه، كوفته(با گوشت گوسفندي)، شير ترش، آب گوشت شير(مانند آب گوشت معمولي به جاي آب، شير استفاده مي شود) گوشت بره، سوپ مرغ، آب گوشت سركه، آب گوشت لپه(سيب زميني، پياز، ليمو عماني، لپه، گوشت گردن)، گوشت مرغ خانگي، دست و پاچه، بال و گردن مرغ، گوشت خروس و جوجه خروس، آش زيره و شله بريان، كله پاچه، آب باران، انار شيرين، كوكو سبزي، ترنج(معتدل گرم)، آب گوشت بزباش(گوشت گردن)، سبزي هاي:تره، جعفري، شنبليله، پياز، سير، نخود، لوبيا، بنفشه، ريحان يا سوسنبر.

غذاهاي سرد:

كاهو، شفتالو، سبزي پلو با ماهي، آب غوره، آلو، خوراك مرغ، سركه، انار ترش، زرشك پلو با مرغ، خيار، سيب ترش، ته چين(با گوشت گاو)، اسفناج، توت فرنگي، املت، قارچ، سنجد، سالاد كاهو، كدو، زالزالك، دوغ، كلم قمري، نشاسته، نوشابه، پنير تازه، جو، آب گوشت به(مانند آب گوشت معمولي و به جاي سيب زميني از به استفاده مي شود)، تخم مرغابي، برنج، گوشت گوساله، باقلا، سركه، آب ليمو، آب گوشت همه جوره(بارنجان، قارچ، سيب زميني، پياز، سير، گوشت)، گوشت گاو، ماش.

آب گوشت كلم سنگي(مانند آب گوشت معمولي به جاي سيب زميني كلم سنگي)، بادنجان، گوشت ماهي، آب هندوانه پخته(مدر و براي دفع سنگ كليه بسيار نافع است)، كله، گوشت بز، مغز، ماكاروني، آب گوشت سركه(مانند آب گوشت معمولي و به جاي آب سركه ريخته شود)، دل، چلوكباب(با گوشت گوساله و گاو)، جگر، شكنبه(مسهل صفرا)، سنگدان، كشك بادنجان، قره قوروت، آش رشته، ريواس، آش جو، آش سماق و ناردانه، آش ريواس، خورشت بادنجان، آش زرشك، كوكو سيب زميني، آش غوره، سالاد الويه(خيلي سرد)، آب چشمه ها، شيربرنج.

غذاهاي گرم:

تخم مرغ خانگي، ميگو، حليم، نخودآب و آب گوشت، فسنجان، برياني، قليه، كره، انگبين(عسل)، مربا، گوشت آهو، فالوده، خامه، گوشت خرگوش، آب شور، زنجبيل، توت سفيد(شيرين)، آب گرم، آب گوشت زيره(مانند آب گوشت معمولي+ليمو عماني+آلو+زيره ي فراوان)، گل سرخ، انجير، مغز بادام شور، رطب(گرم و مقوي و مسهل)، كرفس، انجير خشك، ترخون، گردو، آب گوشت نخود(گرم و مقوي)، نعناع، گندم، ترتيزك، مغز بادام شيرين، آب گوشت مغز دانه ها(گوشت قلوه گاه+سينه+ بادام، پسته،گردو+ سيب زميني)، نخود، تره پياز، نيشكر، سير، پسته، آب گوشت خربزه،(مانند آب گوشت معمولي و به جاي آب، خربزه مي ريزيم) زردك، فندق، زيتون سياه، نبات، نمك، گلاب، گوشت گنجشك، چلوكباب(با گوشت گوسفندي)، گوشت بلدرچين، گوشت خروس، گوشت شتر، گوشت كبوتر، گوشت اردك، گوشت ماهي شور، خاگينه، سبزي پلو.

اسامي داروهاي اساسي در طب اسلامي:

1- قرآن 2- آب 3- آفتاب 4- روغن حيواني 5- سركه 6- شير 7- عسل 8-گلاب(گل سرخ) 9- خرما 10- بادام 11-انجير 12- زيتون 13- سياهدانه 14- زنجبيل 15- كاسني 15-انار 17- انگور 18-كشمش و مويز 19-به 20- اسپند 21- بارهنگ 22- نعناع 23- كنجد 24-كندر 25-قسط 26-رازيانه 27-سنجد 28-خرفه 29-سنا 30-سعد 31-صبرزرد 32-بنفشه 33-خربق سفيد 34-كرفس 35-نخود 36-هليله زرد 37-سدر 38-آويشن 39-جو 40-خاكشير 41-هليله سياه 42-شكر سرخ 43-كافور 44-آب نيسان 45-استخودوس 46-مصطكي 47-گل ختمي 48-سيب 49-كدو 50- تربت سيدالشهداء

فهرست مصلحات خوراكي ها:

1- برنج، مصلح:زيره ي سياه، زغفران

2-خيار، مصلح:نعناع و گلسرخ، رازيانه، نمك

3-روغن حيواني،مصلح:عسل، سركه، آب ليمو و ترشي ها

4-كاهو، مصلح: سكنجبين

5-ماست، مصلح: شيره، عسل، سياهدانه، آويشن و زنيان

6-پنير،مصلح:گردو و زيتون

7-كره، مصلح:عسل و انواع مربا

8-گوشت گوسفند،مصلح:عسل،سماق، قره قوروت و كشك

9-آش جو، مصلح: زيره و آب غوره

10-تخم مرغ، مصلح:دارچين، پياز، فلفل سياه، شويد و نمك

11-شير، مصلح: گلاب، هل، شكر و عسل

12-كره ي حيواني، مصلح: عسل

13-نان گندم، مصلح:رازيانه، سياهدانه، كنجد و خشخاش

14-عدسي،مصلح:گلپر

15-باقلا،مصلح:گلپر

16-انار، مصلح:گلاب و گلپر

17-انواع آش، مصلح: فلفل سياه، آويشن، زنيان و سياهدانه

18-دوغ، مصلح: كاكوتي

19-ماهي، مصلح: گردو، فلفل سياه و خرما

20-آبگوشت، مصلح: دنبه، آويشن، سركه، ترشي ها و پياز

21-چاي سياه، مصلح: آب ليمو و ليمو عماني

انواع دمنوش سنتي ايراني:

اكثر دمنوش هاي به شرح ذيل مورد تأييد ائمه ي معصومين عليهم السلام و اساتيد بزرگي چون شيخ الرئيس ابن سينا مي باشد.

1- دمنوش گل گاوزبان و سنبل الطيب: گل گاوزبان(4 قاشق مرباخوري) به اضافه ي سنبل الطيب(9 قاشق مرباخوري) و 1 عدد ليمو عماني در2 ليوان آب سرد و مقداري نبات.

خواص: گاوزبان: طبيعت گرم و تر، آرام بخش اعصاب، خواب آور، علاج دردهاي عصبي و دردهاي كليوي، ضد سودا و صفرا.

سنبل الطيب: طبيعت گرم، ضد قولنج و اسپاسم، ضد تشتج و صرع، تقويت كننده ي قوه باء (نيروي جنسي).

2- دمنوش به ليمو زيرفون: به ليمو (1 قاشق مرباخوري) به اضافه ي زيرفون (1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، ضد سرماخوردگي، ضد نارحتي عصبي، ضد تشنج، ضد نقرس، ضد سياتيك، ضد غلظت خون، ضد رماتيسم، خواب آور شب، ضد ميگرن، آرام بخش، ضد طپش قلب، ضد سردرد، تقويت حافظه، تقويت معده، ضد آسم، پايين آورنده ي فشار خون، ضد اسهال، شستشو دهنده ي كليه.

3- دمنوش بادرنجبويه زيرفون: بادربجبويه (1 قاشق مرباخوري) به اضافه ي زيرفون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم، در بعضي مزاج ها بالابرنده ي قوي فشار خون، مقوي قلب و اعصاب، خون ساز، تقويت كننده ي سلول هاي مغزي، فوق العاده آرام بخش، تقويت كننده ي مغز، ضد صداي گوش، خواب آور، نشاط آور، ضد بيماري هاي كليه، ضد خواب هاي وحشتناك، ضد بوي دهان.

4- دمنوش بابونه: بابونه( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن آب انار و عسل است.

خواص: طبيعت معتدل و ديم آن گرم و خشك. آرام بخش اعصاب، معده، روده و تقويت كننده ي آن ها، ضد تب، ضد انگل، ضد يبوست، مقوي اعصاب و مغز، اشتهاآور، ضد بلغم و صفرا و شستشو دهنده ي بسيار قوي كليه ها.

5- دمنوش به ليمو: به ليمو( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، خواب آور شب، آرام بخش، ضد ميگرن، ضد سردرد، ضد طپش قلب، تقويت كننده ي حافظه، ضد نفخ، تقويت كننده ي معده و ضد آسم.

6- دمنوش دارچين: دارچين( چند قلم آسياب نشده) در يك قوري(2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن كتيراست.

خواص: طبيعت گرم و خشك، محرك اعصاب، شستشودهنده ي كليه، دفع رطوبت اخلاط رطوبتي، مفرح، تقويت كننده ي قوه باء، ضد دردهاي رطوبتي، اشتهاء آور، ضد دلهره، ضد بوي دهان، تقويت كننده ي كبد و معده«تأثير آن تا 15 سال در بدن مي ماند»!

7- دمنوش زنجبيل: زنجبيل( 1 قاشق مرباخوردي كوبيده) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن عسل.

خواص: طبيعت گرم و خشك، بالابرنده ي فوري فشار خون، آرام بخش، تقويت كننده ي حافظه، تنظيم كننده ي ادرار، ضد رطوبت مزاج، ضد بلغم، خون ساز، ضددرد مفاصل، تقويت قوه جنسي، مقوي جهاز هاضمه، ضد سم غذايي، مقوي معده، مسكن، مقوي قواي رئيسه بدن.

8- دمنوش ميوه گل نسترن: ميوه گل نسترن(15 عدد) در يك قوري(2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و خشك، پايين آورنده ي فشار خون، ضد قند خون، ضد ورم و درد كليه، شستشودهنده ي كليه، سرشار از ويتامين C ضد سرماخوردگي، مقوي معده و ضد اسهال.

9- دمنوش زيرفون: زيرفون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، در صورت مصرف زياد پايين آورنده ي فشار خون، ضد ناراحتي هاي عصبي و تشنج ها، ضد ميگرن هاي مزمن، ضد بي خوابي، ضد سردرد، بيماري هاي ريوي، ضد زكام، ضد غلظت خون، ضد استفراغ، ضد رماتيسم، آرتروز، ضد تومور نقرس و سياتيك.«براي خانمهاي باردار ممنوع است».

10- دمنوش آويشن: آويشن ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن سركه است.

خواص: طبيعت معتدل، بالابرنده ي فشار خون، تقويت كننده ي اعصاب، رفع كوليت هاي مزمن، شستشو دهنده ي كليه، ضد انگل، ضد رطوبت بدن، ضد صفرا، ضد زكام و سرفه و آسم، اشتهاآور، ضد غلظت خون، مقوي جهاز هاضمه، تقويت كننده ي بينايي.

11- دمنوش اكليل كوهي: اكليل كوهي( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري (2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. و مصلح آن عسل و مويز است.

خواص: طبيعت معتدل گرم، معروف به گياه معجزه گر، مقوي اعصاب، شتستشودهنده ي كليه، ضد صفراء، ضد دلهره و اضطراب، تقويت كننده ي سيستم بدن، ضد زكام، آسم و سياه سرفه، مقوي معده، ضد درد روماتيسمي و استخواني و كمر، ضد سنگ كيسه صفرا.

12- دمنوش گزنه: گزنه ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن عناب و مويز است.

خواص: طبيعت گرم و خشك، ضد قند، ضد غلظت خون، ضد چربي، ضد صفرا و سنگ كيسه صفرا، ضد سرطان، ضد امراض كليه، شستشودهنده ي كليه، ضد خون ريزي، زياد كننده ي شير مادر، رفع خستگي، ضد ريزش مو، ضد تومور و درمان كننده ي پروستات.

13- دمنوش مرزنجوش: مرزنجوش ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم، آرامبخش اعصاب، بهترين داروي ميگرن كهنه و درد شقيقه و سردردها، ضد نفخ معده، ضد ورم معده، ضد اخلاط مضره، ضد سرماخوردگي، ضد اسهال، خلط آور، تب بر، خواب آور، اشتهاآور است و خواص آنتي بيوتيكي دارد.

14- دمنوش استخودوس: استخودوس ( 1 قاشق غذاخوري)در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم و خشك، آرام بخش اعصاب، تقويت كننده ي سلول هاي مغز، ضد ميگرن، ضد زكام و آسم و برونشيت، مسكن، درمان رماتيسم، شستشودهنده ي كليه، ضد اگزما. «در اكثر بيماري هاي عصبي و رواني كاربرد درماني فراواني دارد.»

15- دمنوش فلوس: مغز فلوس ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل، پايين آورنده ي فشار خون، ضد برفك دهان، ملين، مسهل قوي، ضد صفرا، ضد يبوست هاي بد و مزمن، ضد تورم امعاء و احشاء

16- دمنوش زعفران: زعفران ( 1 قاشق مرباخوري كوبيده) در يك قوري (ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت گرم و خشك، مفرح، مقوي قلب، محرك قواي مغزي، نشاط آور، خنده آور، ضد كرم خوردگي دندان، شستشودهنده ي كليه و مقوي معده.

17- دمنوش نعناع: نعناع ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و اندكي گرم، ضد اسهال و استفراغ، ضد نفخ معده، خوشبو كننده ي دهان، آرام كننده ي روده ها، رفع كننده ي خستگي، ناراحتي هاي كيسه ي صفرا، ناراحتي هاي ريوي، تنگي نفس و آسم و ضد سرفه.

18- دمنوش پونه: پونه ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت معتدل و اندكي گرم، ضد اسهال و استفراغ، ضد نفخ معده، مقوي معده، خوشبوكننده ي دهان، آرام كننده ي روده ها، رفع كننده ي ناراحتي هاي ريوي، آسم، تنگي نفس، ضد سرفه، ضد ناراحتيهاي كيسه صفرا و خستگي.

19- دمنوش چلتوك برنج: چلتوك برنج ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: ضد ترك لب، ضد ريزش مو، خانم ها بايد كمتر مصرف كنند.

20- دمنوش گلپر: گلپر( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم و خشك، تقويت كننده ي عالي براي حافظه، ضد صرع قوي، ضد فراموشي، ضد انواع اسهال، تقويت قوه باء، ضد تنبلي معده، ضد جوش و دمل، اشتهاآور و كمك كننده به هضم غذا.

21- دمنوش زيره ي سياه: زيره ي سياه ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت بسيار گرم، بالابرنده ي فشار خون، سوزاندن چربي اضافي، تصفيه ي خون، مقوي قلب و عروق، شستشودهنده ي كليه، ضد چاقي، ضد زردي پوست، زياد كننده ي شير ماده، ضد نفخ معده، مقوي معده، رفع ناراحتي هاي روده.

22- دمنوش باردنجبويه: بادرنجبويه ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص: طبيعت خيلي گرم، در بعضي مزاج ها بالابرنده ي قوي فشار خون، مقوي قلب و اعصاب، خون ساز، تقويت كننده ي سلول هاي مغزي، فوق العاده آرام بخش، تقويت كننده ي مغز، ضد صداي گوش، خواب آور، نشاط آور، ضد بيماري هاي كليه، ضد خواب هاي وحشتناك، ضد بوي دهان.

23- دمنوش بهارنارنج: بهارنارنج ( 1 قاشق غذا خوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات، مصلح آن شكر و عسل است.

خواص: طبيعت گرم، آرامبخش، تقويت كننده ي قلب و اعصاب، مفرح و نشاط آور، ضد سردردهاي عصبي، اشتهاآور.

24- دمنوش هوفاريقون:هوفاريقون ( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات. مصلح آن سكنجبين است.

خواص: طبيعت گرم و خشك، آرام بخش اعصاب، مقوي قلب، دافع اخلاط، ضد افسردگي.

25- چاي كوهي: چاي كوهي( 1 قاشق غذاخوري) در يك قوري ( 2 ليوان آب سرد) به همراه مقداري نبات.

خواص طبيعت گرم، ضد آلر‍ژي و حساسيت، مقوي اعصاب، آرام بخش، ضد اگزماي پوستي.

طرز تهيه ي دمنوش هاي سنتي ايراني:

بعد از مخلوط كردن مواد فوق روي حرارت كم قرار دهيد تا با نقطه ي جوش برسد. سپس قوري را روي حرارت غير مستقيم ( كتري يا سماور) قرار داده، 15 دقيقه دم بكشد صاف نموده و ميل كنيد.

دمنوش هاي سنتي ايراني هر چه بيشتر دم بكشد، بهتر است و بعد از دم كشيدن تا سه روز قابل مصرف است و كتري يا قوري بهتر است مسي يا رويي باشد در غير اينصورت پيركس يا چيني.
[ ] [ ] [ اکبر زکی زاده ]



برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

عقد موقت/جدیدترین استفتائات درباره ازدواج و عقد موقت(متعه) از امام خامنه‌ای

نظرات 0

احکام نکاح و طلاق

متعه قبل از اتمام عده
س. خانمی در عقد موقت، از دبر، همبستری داشته است و به خاطر جهل به عدّه، بلافاصله بعد از اتمام مدت متعه اول با دیگری متعه شده اما دخول بعد از مدتی بوده که عملاً عدّه متعه اول تمام شده بود، آیا حرمت ابدی با دومی حاصل شده است؟
ج. در مورد مذکور حرمت ابدی ثابت است.

عقد موقت دوم
س. حکم کسی که در عقد موقت کسی بوده و بدون بخشیدن مدت به عقد مرد دوم درآمده است؟
ج. در صورتی که مرد علم داشته باشد و یا دخول صورت گرفته باشد حرام می‌شوند، اما اگر علم به موضوع و حکم ندارند و دخول صورت نگرفته، عقد باطل است اما حرمت ابدی نیست.

وکالت در طلاق
س. در صورتی که مرد برای طلاق همسرش وکالت طلاق به وکیل بدهد و زن بگوید در پاکی هستم و صیغه طلاق جاری شود، بعداً بگوید در عادت بودم با توجه به اینکه صیغه طلاق صحیح نبوده است آیا زن میتواند دوباره به وکیل رجوع کند و تقاضای جاری کردن صیغه طلاق را داشته باشد؟
ج. تابع چگونگی وکالت است، چنانچه وکالت استمرار داشته باشد، مانعی ندارد.

روابط زن و مرد در طلاق رجعی
س. مطلّقه رجعیه در زمان عدّه حکم زوجه را دارد، محدوده حلیت زوج نسبت به زوجه بدون قصد رجوع چه مقدار است؟
ج. در فرض سؤال انجام کارهایی همچون وطی که برای غیر زوج نسبت به زوجهاش حلال نیست ـ ولو بدون قصد رجوع ـ در صورتی که قصد آن فعل را داشته باشد و نظیر غافل و نائم و ساهی نباشد موجب رجوع است.

نفقه تحصیل فرزندان
س. آیا نفقه تحصیل فرزندان مثلاً تحصیل در مقطع ابتدایی و... جزء نفقه واجب بر عهده پدر میباشد؟
ج. اگر فرزند توانایی مالی ندارد، در حدّی که عرفاً محتاج به تحصیل است، از قبیل مقطع دوره ابتدایی، هزینه‌های تحصیل به عهده پدر می‌باشد.

عدم ذکر مهریه عقد موقت
س. حکم عقد موقت در صورتی که مدت ذکر شده ولی مهریه ذکر نشده چیست؟
ج. عقد باطل است.

عدم ذکر مدت عقد موقت
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه ذکر شده ولی مدت ذکر نشده حکم عقد چیست؟
ج. تبدیل به عقد دائم می شود.

عدم ذکر مهریه و مدت عقد موقت
س. در صورتی که در عقد موقت، مهریه و مدت ذکر نشده آیا عقد صحیح است؟
ج. باطل است.

ابهام در مهریه یا مدت عقد موقت
س. حکم عقد موقت در صورتی که مهریه یا مدتی که در صیغه بیان شده است ابهام داشته باشد چیست؟
ج. اگر مهریه معلوم ولی مدت نامعلوم باشد، احتیاط واجب در این است هم مدت را هبه کند و هم طلاق داده شود. و اگر مهریه نامعلوم باشد، عقد باطل است


منبع:
سایت مقام معظم رهبری
http://www.leader.ir/fa/content/16129/استفتائات-جدید


برچست ها :
تعداد بازدید : 6
     
print

چرا سویق غذای سفارش شده جبرئیل به پیامبر(ص) بود؟

نظرات 0

۹۵/۵
سویق:

@tebejame

#کلیات

انواع #تغذیه و #دارو در طب شیعی


برچست ها :
تعداد بازدید : 7
     
print

هشدار/عذاب استیصال نزدیک شده

نظرات 0

عذاب استیصال

لینک زیر بروید:

http://islamicworld.ir/fa/%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1/%D8%AE%D8%A7%D8%B5/508-%D8%A8%D9%85%D8%A8-%D8%A7%D8%AA%D9%85-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C


برچست ها :
تعداد بازدید : 6
     
print

افراط در جماع و آمیزش جنسی، سبب افسردگی و پژمردگی است

نظرات 0

... از افراط در جماع بپرهیزید؛ زیرا سبب افسردگی و پژمردگی می گردد، با توجه به جسم و قدرت روحی و زمان های مناسب برای این عمل برنامه ریزی کنید...

منبع:
سایت پرسمان


برچست ها :
تعداد بازدید : 4
     
print

لحظه آخر

نظرات 0


س‌مت دوم
عيسي بن سري گويد: بامام صادق (ع ) عليه السلام عرضكردم : اركان اسلام را به من خبر ده ، آن اركان كه براي هيچكس كوتاهي در شناسائي آنها روا نيست ، و كسيكه در شناسائي آنها كوتاهي كند، دين خود را تباه ساخته و خدا كردار او را نپذيرد و هر كه آن اركان را بشناسد و بآنها عمل كند: دينش شايسته گشته و كردارش پذيرفته شده و با روشي كه دارد (كه اركان اسلام را مي داند و بآنها عمل ميكند) ندانستن هيچ امر ديگر، براي او تنگي و فشار نياورد؟ فرمود گواهي دادن به يكتايي خدا و اينكه محمد صلي الله عليه و آله فرستاده خداست و اقرار بآنچه او از جانب خدا آورد و اينكه زكوة اموال حق است و ولايتي كه خداي عزوجل بدان امر فرموده است و آن ولايت آل محمد صلي الله عليه و آله است .
عرضكردم : آيا نسبت بامر ولايت دليل مخصوصي براي كسيكه ادعاء آن فضيلت كند ميباشد كه بآن شناخته شود؟ (آيا نسبت بولايت بيان و برهان مخصوصي رسيده است كه متمسك بآن شناخته شود؟) فرمود آري ، خداي عزوجل فرمايد: (كسانيكه ايمان آورده ايد! اطاعت كنيد خدا را و اطاعت كنيد پيغمبر و واليان امر از خودتانرا، 59 سوره 4) و رسولخدا صلي الله عليه و آله فرمود: هر كه بميرد و امام و پيشواي خود را نشناسد بمرگ دوران جاهليت مرده است . و امام و پيشواي مردم پيغمبر صلي الله عليه و آله بود و علي عليه السلام و ديگران گفتند: معاويه امام بوده است ، سپس حسن عليه السلام بود و بعد از او حسين عليه السلام و ديگران گفتند. يزيد بن معاوية (و حسين بن علي ) ولي برابر نباشند، برابر نباشند (پر واضح است كه معاويه در برابر علي عليه السلام و يزيد در برابر حسين عليه السلام قابليت امامت ندارند) سپس سكوت نمود و باز فرمود: برايت زيادتر بگويم ؟ حكم اعور عرضكرد: آري قربانت گردم ، فرمود: سپس علي بن الحسين امام بود و بعد از او ابوجعفر محمد بن علي ، و شيعيان پيش از ابوجعفر(امام باقر ع) مناسك حج و حلال و حرام خود را نمي دانستند، چون ابوجعفر آمد، در علم را گشود و مناسك حج و حلال و حرام مردم را بيان فرمود، تا آنجا كه مردمي كه شيعه بآنها محتاج بودند (در امر مناسك و حلال و حرام ) خود محتاج شيعه گشتند، و امر امامت اينگونه ميباشد، زمين بي امام باقي نماند و هر كه بميرد و امامش را نشناسد، بمرگ جاهليت مرده است ، و زماني كه از همه بيشتر احتياج داري بروشي كه داري (عقيده تشيع ) زماني است كه نفست باينجا برسدبا دست اشاره بگردنش فرمود و دنيا از تو بريده شود، خواهي گفت : عقيده خوبي داشتم (يعني هنگام جاندادن عظمت و فضيلت ولايت خويش را مي فهمي ).

اصول کافی، ج۳، ص۳۳


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

دولت‌ها موظفند زمینۀ بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست

نظرات 0

استاد پناههیان/در حرم رضوی، در تشریح روش تزکیۀ مردم توسط پیامبر(ص) بیان شد:

تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است/ مهمترین عامل صلاح و فساد جامعه «قوانین»ی است که رفتار مردم را تنظیم می‌کند/ دولت‌ها موظفند زمینۀ بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست

حجت الاسلام و المسلمین علیرضا پناهیان در آستانۀ مبعث رسول خدا(ص) در جمع زائران آستان قدس رضوی(ع) پیرامون معنای «یُزَکِّیهِم» و «تزکیۀ مردم توسط پیامبران» در قرآن کریم سخنرانی کرد. اهم مطالب این سخنرانی را در ادامه می‌خوانید:

دانلود در قالب PDF در ابعاد A4

دانلود در قالب PDF در ابعاد A5

معنای «یُزَکِّیهِمْ» که رکن دوم رسالت انبیاء الهی است و بر تعلیم هم مقدم شده، چیست؟ ابتدا باید ببینیم مهمترین و قدرتمندترین عامل در فساد یا صلاح یک جامعه کدام است؟
مهمترین عامل فساد و اصلاح یک جامعه قوانینی است که رفتار مردم جامعه را تنظیم می‌کند. بحث‌های اخلاقی بعد از این عامل کلیدی، مطرح می‌شوند.
با یک قانون در یک جامعه آ‌ن‌قدر می‌شود فساد ایجاد کرد و با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود، به همین دلیل حکومت در اسلام آنقدر اهمیت پیدا کرده است.
تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است. و اگر قوانین واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیز مردم را فاسد خواهد کرد
پیامبر(ص) فرمود اثر اجرای حدود الهی در تزکیه جامعه از سالها عبادت کردن بیشتر است؛ حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة» یعنی اگر یک قانون اسلامی اجرا شود، از ده‌ها سال عبادت، برای جامعه پاک‌کننده‌تر است. همین‌مقدار معنویتی که امروز در جامعۀ ما هست، صدقۀ سر همین مقدار قوانینِ اسلامی‌ای است که الان در جامعۀ خود داریم.
اینکه اسلامی رفتار کردن اجباری است یا نه، و یا دولت دربارۀ آن مسئولیتی دارد یا خیر؟ پاسخش معلوم است: اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد و اگر رفتار اسلامی در حد یک توصیۀ اخلاقی باشد اجباری نیست و تنها به سطح معنویت و اخلاق جامعه وابسته خواهد بود.
در حالی که دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد اما بسیاری از سیاسیون ما اهل این معنا نیستند و نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند.
ما حکومت اسلامی را برای اسلامی‌ شدن قوانین و اجرای قوانین اسلامی می‌خواهیم. و این قانون الهی است که اگر دقیق اجرا شود زمینۀ فساد را از بین می‌برد.
حکومت باید قوانین اسلامی وضع کند و این قوانین را درست اجرا کند تا مملکت اسلامی شود. ولی برخی در عرصۀ سیاسی می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد! معنای این سخن چیست؟ آیا معنایش این است که قانون اسلامی را اجرا نکنیم؟ اگر قانون اجرا نشود که زندگی مردم مختل می‌شود. کمااینکه اگر سر چهارراه‌ها قانون اجرا نشود، ترافیک، زندگی مردم را مختل می‌کند.
مملکت اسلامی باید با قانون اسلامی، محکم اداره شود، البته در میان احکام اسلامی، هرچه غیر از قانون است و اخلاقی و معنوی است مردم می‌توانند در آن موارد به میل خود عمل کنند و حکومت دخالت نمی‌کند؛ مگر از طریق برخی کارهای فرهنگی؛ اما هرچه قانون است همه باید ملتزم باشند. اینجا بحث زور و اجبار و آزادی نیست، بلکه بحث قانون و بی‌قانونی است.

در ادامه مشروح مطالب بیان شده در این سخنرانی آمده است:
بر اساس قرآن، مأموریت پیامبران در چهار مفهوم کلیدی خلاصه شده

در آیات کریمۀ قرآن، مکرراً رسالت پیامبر اکرم(ص) و حتی مأموریت تمام انبیاء الهی در چهار مفهوم کلیدی خلاصه و تصریح شده است: 1- آیات خدا را بر مردم بخوانند 2-آنان را تزکیه کنند 3- کتاب خدا را آموزش دهند 4- به آنها حکمت یاد دهند (یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ؛ آل‌عمران/165 و جمعه/2) یعنی پیامبران به طور مشخص چهار مأموریت عمده بر عهده دارند.
اولین مرحله از مأموریت انبیاء این است که آیات خدا را بر مردم تلاوت کنند. این تلاوت اثر روشنگری، انذار و ایمان‌بخشی به انسان‌ها را دارد و باعث تألیف قلوب و نورانی کردن دلها می‌شود. مرحلۀ دوم، تزکیه کردن، به تعبیر رایج پاک کردن مردم است، که موضوع بحث ما خواهد بود. مرحلۀ سوم هم آموزش دادن کتاب خدا به مردم است و مرحلۀ چهارم این است حکمت را یاد بدهند یعنی مردم را طوری تعلیم دهند که خودشان تولید‌کنندۀ علم شوند. یک معنای حکمت این است که قلب انسان و اندیشۀ انسان معرفت‌زا باشد و خودش بتواند بدون معلم، علم بیابد.

پیامبر(ص) چگونه امت خود را تزکیه می‌کند؟/ تزکیه، غیر از تعلیم است

در اینجا می‌خواهیم دربارۀ دومین مرحله از مأموریت پیامبر(ص) یعنی «تزکیۀ» مردم گفتگو کنیم. پیامبر(ص) چگونه امت خود را تزکیه می‌کند؟ یک امام چگونه مردم را پاک و پاکیزه می‌کند؟ اینکه خداوند می‌فرماید: «رستگار می‌شود کسی که جان خود را تزکیه کند؛ قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَکَّاها»(شمس/9) یعنی جان خود را پاک کند و برای رشد و نمو آماده کند. این معنایش معلوم است، هر کسی باید به خودسازی بپردازد؛ اما پیامبر چگونه دیگران را تزکیه میکند؟
باید دید وقتی پیامبر(ص) می‌خواهد مردم را تزکیه کند، چه کارهایی باید انجام دهد؟ آیا معنای تزکیه کردن پیامبر(ص) این است که برای مردم سخنرانی کند یا به آنها اخلاق آموزش دهد؟! با توجه به برخی قرائن قابل تأمل، معنای «یُزَکِّیهِمْ» این نیست که پیامبر(ص) برای مردم سخنرانی اخلاقی انجام دهد، چون پیامبر(ص) در سخنرانی‌های خود، یا تلاوت آیات می‌کند، یا تعلیم کتاب می‌کند و یا به مردم حکمت یاد می‌دهد. درس‌های اخلاقی هم در ضمن همینها صورت می‌گیرد. پس تزکیه کار دیگری غیر از سخنرانی اخلاقی برای مردم است.
اوقاتی هم که پیامبر(ص) با رفتار خود به مردم چیزی یاد می‌دهد، باز هم بحث آموزش است، نه بحث تزکیه. انسان وقتی می‌خواهد مطلبی را به کسی یاد بدهد، یک‌وقت با سخن گفتن به او یاد می‌دهد و یک‌وقت هم عملاً با رفتار خودش به او نشان می‌دهد. ظاهرا «تزکیه» با «تعلیم» متفاوت است؛ چه تعلیمی که با رفتار باشد، چه تعلیمی که با گفتار باشد.
پس معنای «یُزَکِّیهِمْ» که رکن دوم رسالت انبیاء الهی است و بر تعلیم هم مقدم شده، چیست؟ آیا پیامبر در روح مردم دست می‌برد و قلب آنها را پاکسازی می‌کند و یک‌دفعه‌ای آنها احساس می‌کنند که آدم‌های خوبی شده‌اند و روح و جانشان پاکیزه شده است؟! اگر بنا بود پیامبر(ص) با معجزه بر قلب مردم تسلط پیدا کند و به قلب انسان‌ها دست ببرد و آنها را پاک کند، پس چرا این‌همه آدم‌های بد که در اطراف پیامبر(ص) بودند، آدم‌های خوبی نشدند؟
اینکه من خودم را تزکیه کنم، معنایش مشخص است، یعنی خودسازی کنم و جلوی بدی‌های خود را بگیرم و علیه هوای نفس خودم بایستم تا تزکیه شوم. باید در اعمال و رفتارم دقت کنم و جلوی رفتارهای ناشایست و هواپرستی خودم را بگیرم، یعنی باید جلوی رفتاری که دلم می‌خواهد ولی غلط است، بایستم و رفتار خوبی که دلم نمی‌خواهد و مخالفت هوای نفس من است انجام دهم. اما وقتی پیامبر(ص) بخواهد مرا را تزکیه کند، معنایش چیست و چه کاری باید انجام دهد؟ قطعاً معنایش این نیست که مدام همراه من باشد و هر وقت خواستم گناهی انجام دهم، جلوی مرا بگیرد؟! معنایش این هم نیست که پیامبر(ص) استاد خصوصی عرفان و اخلاق من شود، زیرا امکان ندارد پیامبر(ص) با تمام مردم جهان زندگی کند و آنان را به این صورت تزکیه کند و از گناه بازدارد.

مهمترین عامل صلاح و فساد یک جامعه چیست؟

برای اینکه ببینیم پیامبر(ص) چگونه مردم را تزکیه می‌کند، اول ببینیم مهمترین عوامل تربیتی یک جامعه، چه عواملی هستند؟ مهمترین عوامل خراب شدن یا خوب شدن مردم کدام هستند؟ مهمترین و قدرتمندترین عامل در فساد یا صلاح یک جامعه کدام است؟ مهمترین عامل بی‌حجابی‌ها، بی‌نمازی‌ها و رشوه‌خواری‌ها در جامعه چیست؟ آیا اساتید اخلاق در یک جامعه، نقش اول را در خراب شدن یا خوب شدن یک ملت دارند؟ آیا علم و آگاهی‌ها یا آموزش مردم یا جلسات و محافل معنوی نقش اول را دارد؟ آیا کسانی که کارهای خلاف انجام می‌دهند مشکل‌شان این است که آموزش لازم را ندید‌ه‌اند؟ آیا مشکل این است که مردم بی‌ایمان هستند؟ البته اگر مردم ایمان عرفا را داشته‌ باشند، گناه نمی‌کنند ولی خدا از همۀ مردم انتظار ندارد که ایمان اهل عرفان را داشته باشند.

مهمترین عامل صلاح و فساد یک جامعه «قوانین»ی است که رفتار مردم را تنظیم می‌کند/با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود

مهمترین عامل فساد و اصلاح یک جامعه قوانینی است که رفتار مردم جامعه را تنظیم می‌کند. بحث‌های اخلاقی بعد از این عامل کلیدی، مطرح می‌شوند. وقتی قوانین و آیین‌نامه‌ها و ساختارها و نظامات اجرایی به‌گونه‌ای باشد که مردم را به سوی بدی‌ها سوق دهند، با هزارتا درس اخلاق و بهترین اسوه‌ها و الگوهای اخلاقی هم نمی‌شود آن جامعه را اصلاح کرد.
نظام پولی، نظام حقوقی، و قوانین و مقررات در یک جامعه، مهمترین عامل فساد و صلاح یک جامعه است. به همین دلیل، مهمتر از درس اخلاق، این حکومت است که باید اصلاح شود. زیرا حکومت است که قوانین و مقررات را تنظیم می‌کند، و نظام اقتصادی و نظام پولی و نظام بانکی است که مردم را به سوی فساد یا به سوی صلاح سوق می‌دهد.
بسیاری از انسان‌ها به‌قدر لازم آگاهی و ایمان دارند و مانع جدی برای دینداری ندارند، اما وقتی نظام اقتصادی فاسد باشد و تبعیض وجود داشته باشد با هزارتا حدیث و آیه قرآن هم نمی‌شود خیلی‌ها را به ‌راه آورد. می‌گویند: «وقتی می‌بینم حقم ضایع می‌شود، علاقه‌ای به سخنان اخلاقی و دینی ندارم.»
با یک قانون در یک جامعه آ‌ن‌قدر می‌شود فساد ایجاد کرد و با یک قانون آن‌قدر می‌شود اصلاح کرد که با هزار توصیۀ اخلاقی و کار فرهنگی نمی‌شود، به همین دلیل حکومت در اسلام آنقدر اهمیت پیدا کرده است.

تحقق «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر با وضع و اجرای قانون ممکن است/ اگر قوانین واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیز مردم را فاسد خواهد کرد

ظاهرا اگر قرار باشد «یُزَکِّیهِمْ» توسط پیامبر(ص) تحقق پیدا کند، باید قانون بگذارد. نمونه‌اش قانون زکات است که نظام اقتصادی جامعه را درست می‌کند. یعنی یکی از مصادیق «یُزَکِّیهِمْ» زکات گرفتن از مردم است و زکات یک شأن حکومتی است. شاید معنای این آیه این باشد که: بعد از تلاوت آیات قرآن برای مردم(یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ) و بعد از اینکه مردم به خدا ایمان آوردند، پیامبر(ص) باید حکومت تشکیل دهد و قوانینی وضع کند و با آن قوانین، مردم را به سوی پاکی سوق بدهد، آنگاه کتاب و حکمت را تعلیم بدهد تا مردم رشد کنند.
مهمترین خاصیت حکومت طراحی قانون و سپس اجرای خوب آن است. پیامبر(ص) با تشکیل حکومت است که می‌تواند در جامعه قانون وضع کند، و الا اگر حکومت نباشد چگونه می‌تواند قانون وضع کند؟! اصلاً ما چرا انقلاب کردیم و حکومت اسلامی تشکیل دادیم؟ برای اینکه بتوانیم قوانین اسلام را برقرار کنیم. به همین دلیل، قوانین مجلس شورای اسلامی اگر واقعاً اسلامی نباشد بیش از هر چیزی مردم را فاسد خواهد کرد. لذا در این میان، شورای نگهبان قرار داده شده است تا این فقها ببینند آیا قوانینِ تصویب شده در مجلس، اسلامی هستند یا نه؟
شاید به همین دلیل حضرت امام(ره) فرمود اگر کسی در مقابل حکم شورای نگهبان بایستد، مفسد فی‌الارض است که حکمش معلوم است. (مجلس اگر رای داد و شورای نگهبان هم آن رای را پذیرفت، هیچ کس حق ندارد یک کلمه راجع به این بگوید. من نمی‌گویم رای خودش را نگوید؛ بگوید؛ رای خودش را بگوید؛ اما اگر بخواهد فساد کند، به مردم بگوید که این شورای نگهبان کذا و این مجلس کذا، این فساد است و مفسد است یک همچو آدمی، تحت تعقیب مفسد فی الارض باید قرار بگیرد؛ صحیفۀ امام/14/370)

خیلی از سیاسیون مسلمان در مقابل قوانین غربی تسلیم هستند و این قوانین را به راحتی می‌پذیرند

مردم ما به‌قدر لازم ایمان و معرفت و انگیزۀ خوب شدن و محبت به اهل‌بیت(ع) دارند، فقط ما باید قوانین و ساختارهای اجتماعی خودمان را روز به‌روز اسلامی‌تر کنیم چرا که هنوز تمام قوانین ما اسلامی نشده‌اند. مقام معظم رهبری دو سال پیش فرمودند که ما باید نظام‌های اسلامی طراحی کنیم. منظور از این نظامات، مجموعۀ قوانینی است که در کنار هم چیده می‌شود و می‌خواهد زندگی مردم را هدایت کند و رفتارها را در یک مسیر خاص قرار دهد. این نظامات ما هنوز اسلامی نشده‌اند و بسیاری از آنها هنوز شرقی و غربی هستند.
هنوز خیلی کار دارد که ما جزئیات قوانین خودمان را اسلامی کنیم. متاسفانه خیلی از سیاسیون مسلمان هم در مقابل قوانین غربی کاملاً تسلیم هستند و آنها را به راحتی می‌پذیرند. متأسفانه نمی‌دانند که بسیاری از قوانین غربی اگرچه به ظاهر ضد اسلامی نیستند و تاحدی ممکن است معقول به نظر برسند اما در درازمدت رفتار مردم را فاسد خواهند کرد.
رسول خدا(ص) می‌فرماید: «وقتی یک حدّ(قانون الهی) در زمین اقامه شود، اثر پاک‌کنندگی‌اش در جامعه از شصت سال عبادت بیشتر است و تزکیه‌کننده‌تر خواهد بود؛ حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة»(مستدرک‌الوسایل/18/9) اگر مدام نماز بخوانیم ولی حدود و قوانین الهی برقرار نشود چه فایده‌ای دارد؟ درست است که برپایی نماز و عبادت در جامعه خیلی اثر دارد ولی اگر قوانین و حدود الهی برپا نشود اینها چقدر فایده خواهند داشت؟

خیلی اوقات رفتار غلط مردم به‌خاطر ساختارهای حقوقی غلطی است که غربزده‌ها در این جامعه تعبیه کرده‌اند/ اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد

یکی از مهمترین وسائل «تزکیۀ» مردم که در قرآن کریم بارها به عنوان رسالت مهم پیامبران قبل از تعلیم کتاب و حکمت ذکر شده، همان قوانین اسلامی است که زمینه و بستر سعادت انسانها و به بهشت رفتن مردم را هموار می‌کند. پیامبر اکرم(ص) می‌فرمایند: اجرای یک حد از شصت سال عبادت اثر تزکیه کنندگیش برای جامعه بیشتر است. یکی از مهمترین فوائد یک حاکمیت اسلامی وضع قوانین اسلامی است و بی تردید وضع قوانین اسلامی نیز نیاز به حاکمیت اسلامی دارد؛ و مسئولان و مجریان حکومت نیز باید به اجرای قوانین بپردازند. آنچه مهمتر از هر موعظه و کار فرهنگی در دینداری و رفتار صحیح و اخلاقی افراد جامعه موثر است همین قوانین و ساختارهای حقوقی است که موجب تنظیم روابط و رفتارها میشود. اجرای قانون نیز نیاز به ضابط و قوۀ قهریه و قضائیه دارد تا کسی نتواند تخطی کند. اینجا دیگر کار با موعظۀ صرف جلو نمیرود. اینکه اسلامی رفتار کردن اجباری است یا نه، و یا دولت دربارۀ آن مسئولیتی دارد یا خیر؟ پاسخش معلوم است: اگر حکم اسلام در مقام قانون باشد اجرای آن اجباری است و دولت دربارۀ آن مسئولیت دارد و اگر رفتار اسلامی در حد یک توصیۀ اخلاقی باشد اجباری نیست و تنها به سطح معنویت و اخلاق جامعه وابسته خواهد بود.
قانون باید اسلامی باشد و این قوانین اسلامی را باید دولت‌ها اجرا کنند؛ در این صورت است که تزکیۀ مردم(یُزَکِّیهِمْ) اتفاق می‌افتد. و بعد از این است که می‌توان به سراغ بحث تعلیم رفت. نمی‌شود یک طلبه مردم را موعظه کند و بگوید «ای مردم بیایید خوب شوید» ولی از آن طرف، ساختارها و نظامات اجتماعی و اقتصادی طوری باشد که رفتار و روحیات مردم را فاسد کند. حاکمیت اسلامی اگر به وضع قوانین اسلامی نپردازد و یا مجریان قانون به اجرای دقیق قوانین اقدام نکنند دیگر موعظۀ علماء اکثرا مفید نخواهد بود و وضع فرهنگی جامعه اصلاح‌پذیر نخواهد شد. خیلی از اوقات ساختارهای حقوقی و یا عدم اجرای صحیح قوانین است که موجب بد رفتاری افراد در جامعه می‌شود.
بنده گاهی اوقات به عنوان یک مبلغ دینی شرمندۀ مردم می‌شوم. مثلاً می‌خواهم موعظه کنم و به خانمها بگویم حجاب داشته باشید، ولی می‌بینم که بسیاری از غیرمحجبه‌ها به‌قدر کافی ایمان دارند، و محبت به خدا و علاقه به معنویت دارند اما باز هم رفتارشان غلط است؛ و خیلی اوقات رفتار غلط آنها به‌خاطر ساختارهای حقوقی غلطی است که غربزده‌ها در این جامعه تعبیه کرده‌اند. وقتی یک روحانی مصاحبه می‌کند و می‌گوید: من مبتکر وضع فلان قانون بودم و آن قانون را از فرانسه یا انگلستان گرفتم و دیگران را وادشتم آن را تصویب کنند، دیگر چه انتظاری از دیگران داشته باشیم. اگر غربی‌ها به این سادگی می‌توانند قانون سالم بگذارند، و کشورهایی که مبتنی بر نظام لیبرال سرمایه‌داری قوانینشان برای ما مفید است دیگر چه نیازی به دین و پیامبر(ص) داریم؟ آیا پیامبر(ص) فقط برای این است که یک سخن عارفانه‌ای بگوید و دل ما را نرم کند؟ نگاه بعضی‌ها به دین در همین حدّ است! مثلاً همین‌مقدار که دین صرفاً آمده تلطیف قلوب کند و چند سخن اخلاقی بگوید و برود! یعنی دین را به «یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ» محدود می‌کنند و از «یُزَکِّیهِمْ» در دین سخن نمی‌گویند.

دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد، اما بسیاری از سیاسیون ما نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند

در حالی که دولت و حاکمیت نقش اول را در اصلاح جامعه دارد اما بسیاری از سیاسیون ما اهل این معنا نیستند و نقش مهم ساختارها و نظامات حقوقی را گُم کرده‌اند. اولاً قوانین باید در مجلس شورای اسلامی دقیق طراحی شوند و کاملاً اسلامی باشند. حتی خوب است در مجلس شورای اسلامی یک بخشی مسئولیت داشته باشد تا ببیند کدام‌یک از قوانینی که در مملکت ما وجود دارد، دقیقاً اسلامی نیستند تا آنها را تغییر دهند. البته ما قانونی نداریم که صریحاً ضد اسلامی باشد ولی قوانینی که به‌صورت غیرمستقیم غیراسلامی هستند، کم نداریم.
برخی از این قوانین را می‌توانید در قوانین اقتصادی و نظام پولی و بانکداری ببینید. و برخی از این قوانین را در حقوق خانواده و برخی زمینه‌های دیگر می‌توانید ببینید. لذا مردم باید تلاش کنند نمایندگانی را انتخاب کنند که از اسلام بیشتر خبر داشته باشند، و اگر هم روحانی هستند، روحانی غربزده و شیفتۀ قوانین فرانسه و انگلستان نباشند.

مهمترین روش تزکیۀ مردم توسط پیامبر(ص) فراهم کردن زمینۀ خوب شدن با اجرای قوانین و حدود الهی است، نه اجبار به کارهای خوب/ با قوانین غیر اسلامی نمی‌شود اسلامی زندگی کرد

اینکه پیامبر(ص) مأموریت دارد مردم را تزکیه کند(یُزَکِّیهِمْ) معنایش این نیست که آنها را به زور به کارهای خوب وادار کند، یا قلب مردم را تصرف کند و قلب آنها را پاک کند، بلکه معنایش این است که زمینۀ خوب شدن را فراهم کند. حالا یک پیغمبر چگونه می‌تواند زمینۀ خوب شدن مردم را فراهم کند؟ با قوانین الهی که ابلاغ می‌کند و با حدود الهی که جاری می‌کند. لذا پیامبر(ص) فرمود اثر اجرای حدود الهی در تزکیه جامعه از سالها عبادت کردن بیشتر است(حَدٌّ یُقَامُ فِی الْأَرْضِ أَزْکَى مِنْ عِبَادَةِ سِتِّینَ سَنَة»(مستدرک‌الوسایل/18/9) یعنی اگر یک قانون اسلامی اجرا شود، از ده‌ها سال عبادت، برای جامعه پاک‌کننده‌تر است. همین‌مقدار معنویتی که امروز در جامعۀ ما هست، صدقۀ سر همین مقدار قوانینِ اسلامی‌ای است که الان در جامعۀ خود داریم.
مهمترین علت اهمیت حکومت این است که حکومت می‌تواند قانون بگذارد و قانون را اجرا کند و در یک حکومت اسلامی این قوانین باید دقیقاً اسلامی باشد. با قوانین غیر اسلامی نمی‌شود اسلامی زندگی کرد. به تعداد اندکی از مردم که در کشورهای غربی و اروپایی بدون قوانین اسلامی، اسلامی زندگی می‌کنند نگاه نکنید. بلکه به سران آن کشورها نگاه کنید که تمام قدرت آن کشور را در اختیار حمایت از تروریست‌های خون‌آشام قرار می‌دهند. صرفاً به این نگاه نکنید که در برخی کشورهای اروپایی عده‌ای مسلمان هم هستند که راحت می‌روند و نماز خود را می‌خوانند، به این نگاه کنید که چگونه سران فاسد حاکم در کشورهای اروپایی به چنین جایگاهی در رأس حاکمیت رسیده‌اند؟ چون قوانین آن کشورها اجازه می‌دهد این افراد فاسد به حکومت برسند و سرمایه‌داران زالو صفت خون ملت‌ها را بمکند و آنها را غارت کنند.
ما حکومت اسلامی را برای اسلامی‌ شدن قوانین و اجرای قوانین اسلامی می‌خواهیم. و این قانون الهی است که اگر دقیق اجرا شود زمینۀ فساد را از بین می‌برد.

اینکه می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد، آیا معنایش اجرا نشدن قانون اسلامی است؟/ در متن قانون، جبر نهفته است؛ حکومت باید با کسی که خلاف قانون رفتار می‌کند با زور برخورد کند

حکومت‌ها در قبال دین مردم چه وظیفه‌ای دارند؟ وظیفۀ اصلی آنها این نیست که بیایند و برای مردم نصیحت‌های اخلاقی کنند. کسان دیگری مثل علماء، معلمان و اساتید اخلاق هستند که این کار را انجام دهند. حکومت باید قوانین اسلامی وضع کند و این قوانین را درست اجرا کند تا مملکت اسلامی شود. ولی برخی در عرصۀ سیاسی می‌گویند نباید مردم را به زور به بهشت فرستاد! معنای این سخن چیست؟ آیا معنایش این است که قانون اسلامی را اجرا نکنیم؟ اگر قانون اجرا نشود که زندگی مردم مختل می‌شود. کمااینکه اگر سر چهارراه‌ها قانون اجرا نشود، ترافیک، زندگی مردم را مختل می‌کند.
باید مردم را به اجرای قانون ملزم کرد و این قانون هم طبیعتا باید قانون اسلامی باشد. البته در متن قانون، جبر نهفته است. حکومت باید با کسی که خلاف قانون رفتار می‌کند با زور برخورد کند. قوۀ قضاییه را گذاشته‌اند که وقتی کسی قانون را اجرا نکرد او را به سزای کارش برساند. کمااینکه همین چند روز پیش یک اعدامی بود که قوانین اقتصادی را فریبکارانه زیر پا گذاشته بود.
مملکت اسلامی باید با قانون اسلامی، محکم اداره شود، البته در میان احکام اسلامی، هرچه غیر از قانون است و اخلاقی و معنوی است مردم می‌توانند در آن موارد به میل خود عمل کنند و حکومت دخالت نمی‌کند؛ مگر از طریق برخی کارهای فرهنگی؛ اما هرچه قانون است همه باید ملتزم باشند. اینجا بحث زور و اجبار و آزادی نیست، بلکه بحث قانون و بی‌قانونی است.
حکومت اسلامی چگونه زمینۀ بهشت رفتن مردم را فراهم می‌کند؟ با قانون. و با این قانون هم نمی‌توان شوخی کرد و همۀ دنیا هم این مسأله را می‌فهمند. بحث ما هم این است که این قانون باید اسلامی باشد. مگر اینکه یک کسی یک سخن خنده‌داری بزند و بگوید اسلام اصلاً قانون ندارد یا به قانون کاری ندارد! کسانی که می‌گویند «اسلام به حکومت کاری ندارد» سخن‌شان به همین دلیل خنده‌دار است چون اسلام قانون دارد و قانون هم بدون حکومت معنا ندارد. حدود 90 درصد حکومت یعنی قانون؛ بخش‌های متعددی از حکومت باید قانون اسلامی بگذارند، بخش‌های دیگری هم باید این قانون را اجرا کنند و بخش‌های دیگری از حکومت هم باید با کسانی که قانون را اجرا نمی‌کنند برخورد کنند و آنها را مجازات کنند. این فرآیند، وقتی منطبق با نظر اسلام باشد یعنی سوق دادن مردم به بهشت.

مجلس‌ها و دولت‌ها موظفند زمینۀ به بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست/ قدرت سیاسی برای این است که قانون اجرا شود

وقتی کسی خلاف قانون رفتار می‌کند، باید با زور با او برخورد کرد و اصلاً اینجا جای با زور برخورد کردن است. البته برای اجرای هر قانونی خوب است اول فرهنگ سازی بشود تا نیازی به زور نباشد. اما در اینجا به جای گفتن این سخن که اسلام نمی‌خواهد به زور مردم را به بهشت بفرستد؛ باید گفت که حاکمیت اسلامی مردم را در امر رعایت قانون مجبور می‌کند که رفتارشان درست باشد ولی اگر کسی رفتارش مطابق قانون بود اما نیتش فاسد بود و نخواست با نیت صحیح به بهشت برود، می‌تواند با نیت فاسد خودش به جهنم برود، و کسی به زور او را به بهشت نمی‌فرستد.
مجلس‌ها و دولت‌ها موظف هستند زمینۀ به بهشت رفتن مردم را با وضع و اجرای قانون صحیح فراهم کنند و در قانون هم طبیعتاً جبر هست و شوخی ندارد. پس قوۀ قضاییه و زندان و دار مجازات را برای چه قرار داده‌اند؟ مثلاً کسی که از خانه‌ای دزدی کرده و سر صاحبخانه را هم بریده است، باید او را نصیحت اخلاقی کنیم؟! مثل اینکه بعضی‌ها اصلا فلسفۀ حکومت اسلامی را متوجه نیستند که کلا دخالت اسلام را در حکومت اینقدر ضعیف می‌دانند. قدرت سیاسی برای این است که قانون اجرا شود. قوۀ قضاییه با این‌همه عظمت برای این است که کنترل کند چه کسانی قانون را اجرا نمی‌کنند.

خداوند می‌فرماید: پیامبر قوانین غلط را در جامعه محو می‌کند و قوانین درست را برقرار می‌کند

خداوند می‌فرماید: «آنان‌که این پیامبر را تبعیت می‌کنند، پیامبری که نامش در تورات و انجیل آمده، پیامبری که امر به معروف و نهی از منکر می‌کند؛ این پیامبر پاکی‌ها را برای مردم مشخص می‌کند و حرام‌ها را اعلام می‌کند (قوانین و احکام الهی را اعلام می‌کند) و غل و زنجیرها را از دست و پای مردم باز می‌کند؛ الَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الْأُمِّیَّ الَّذی یَجِدُونَهُ مَکْتُوباً عِنْدَهُمْ فِی التَّوْراةِ وَ الْإِنْجیلِ یَأْمُرُهُمْ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهاهُمْ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ یُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّباتِ وَ یُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبائِثَ وَ یَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَ الْأَغْلالَ الَّتی‏ کانَتْ عَلَیْهِمْ»(اعراف/157)
اینکه پیغمبران غل و زنجیرها را از دست و پای مردم برمی‌دارند یعنی چه؟ بر اساس تفاسیر، یعنی قوانین غلط را در جامعه محو می‌کنند.(از جمله: ترجمۀ المیزان/8/365) و البته پیش از آن، قوانین درست را و حلال و حرام‌ها را به مردم اعلام می‌کنند. در این میان برخی از حلال و حرام‌ها را حکومت باید اعمال کند و برخی از آنها نیز شخصی و فردی است که خود مردم باید انجام دهند.

دخالت پیامبران الهی در قوانین است که مستکبران را علیه آنها می‌شوراند

چرا قدرت‌طلب‌هایی که بی‌قانونی یا قوانین غلط را دوست دارند می‌خواهند با پیامبر بجنگند؟ چون پیامبر فقط نصیحت نمی‌کند، فقط قرآن را تلاوت نمی‌کند، بلکه قانون هم می‌گذارد و این دخالت پیامبران الهی در بحث قوانین است که مستکبران را علیه آنها می‌شوراند به حدی که پیامبران را به قتل می‌رسانند و الا بحث سلیقه و نظر شخصی افراد نیست. کدام آدم نادانی است که صرفاً به دلیل یک اختلاف سلیقه بخواهد یک پیغمبر را بکشد؟!
مخالفت و دشمنی قدرت‌طلب‌های قانون‌گریز با پیامبران الهی به خاطر این بود که انبیاء قانون می‌گذاشتند، و اگر کسی بخواهد قانون را اجرا کند، باید قدرت داشته باشد و کسی که بخواهد قدرت داشته باشد، باید حکومت داشته باشد. لذا «یُزَکِّیهِمْ» که جزء مأموریت انبیاء الهی است، کارش به بحث حکومت می‌کشد و الا بدون حکومت، امکان ندارد که این مأموریت اجرا شود.
ان‌شاءالله خداوند جامعۀ ما را بیش از پیش سرشار از قوانین و آیین‌نامه‌های صددرصد اسلامی قرار دهد و مجریان این قوانین را ملتزم به اجرای قوانین اسلامی و مدیر و مدبر برای اجرای درست قوانین اسلامی قرار دهد. ان‌شاءالله بهترین قوانین در ساختارهای اقتصادی، پولی و معیشتی مردم در این جامعه توسط اندیشمندان اسلامی مصوب شود و بعد اجرا شود تا مردم در معیشت دچار مضیقه نباشند که به‌خاطر مضیقۀ در معیشت، بی‌دینی کنند.

۹۳/۰۳/۱۱
منبع:بیان معنوی


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

یاعلی

نظرات 0

یاعلی


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

من از آدمای غیرتمند خوشم میاد

نظرات 0

آفرین
ای ول به غیرتت
من از آدمای غیرتمند خوشم میاد چون فهمیدم
هرکسی غیرتش زیاده ناموس خودش رو خیلی دوست داره


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

افزایش عمر امام خمینی با عنایات معصومین و دعای آیت الله بهجت

نظرات 0

ایت الله بهجت

قسمتی از مصاحبه با حجت الاسلام علی بهجت(فرزند ایت الله بهجت)

*درباره انتخابات خبرگان و تعیین رهبر، گویا آیه الله بهجت، فرمایشات خصوصی داشتند که تاکنون شاید کمتر به آن پرداخته شده است و خواص اصحاب ایشان، می دانند، اگر امکان دارد مختصری در این وقت اندک، توضیح بفرمایید؟


بله، از باب مقدمه، عرض میشود که ایران، مملکت شیعه است، در مواقع خطر اساسی به داد این ممکلت، رسیدند. همینطوری که اول انقلاب هم در موقع خطر اساسی، وقتی همه خواب بودیم، هلیکوپتر آمریکای ها در صحرای طبس، ویران شد، دست الهی بود، درباره خود حضرت آقای خمینی هم جریانی که پیش آمده بود، ایشان سکته قلبی که کرده بودند و برای مداوا از قم به تهران منتقل می شدند، ایشان به آیه الله بهجت پیغام دادند. آقا خیلی از این مسئله ناراحت شدند. بعد فردایی که آقا از حرم آمد، به ایشان عرض کردم: چطور شد؟، گفت خدا ده سال به مردم رحم کرد. وقتی امام خمینی رحلت کردند، بعد از این حرف‌ها دیدیم درست ده سال به عمر امام خمینی، اضافه شد. بله، مملکت آن موقعی که نیاز دارد، خدواند و ائمه مراقب هستند.


*دیدگاه آیه الله بهجت در انتخاب رهبر معظم انقلاب توسط مجلس خبرگان


توجه و عنایت دیگر امام عصر و تایید الهی، انتخاب رهبری فعلی می باشد، ایشان انتخاب شده الهی بود. البته خبرگان با قیام و قعود، تأیید کردند، ولی ایشان با تایید الهی و امام عصر، انتخاب شده بود. خاطره ای را که در حضور مرحوم آیه الله بهجت بودم را برای شما نقل میکنم، دقیقاً یادم نیست چه سالی بود. بالاخره بعد از سال شصت بود که یک آقایی آمد بعد از روضه، مجلس که مقداری خلوت شد به آقا رو کرد و گفت: آقا خواب عجیبی دیدم. از اهل علم بود. شاید سنش بین 50 و 60 بود. رو کرد به آقا و پرسید آقا خواب عجیبی دیدم. روبروی آقا نشسته بود. گفت: خواب دیدم مجلسی هست، جمعیت زیادی و منبر هم آماده است، قرار است آقای خمینی منبر برود جمعیت همه آماده شده‌اند، آقای خمینی هم نشسته است، زمان منبر رفتن شد و همه آماده شدند، امام ایشان رو کرد به آقای خامنه‌ای و فرمود که شما بروید، مردم منتظر شما هستند، لکن آقای خامنه ای گفت که شما مرا معذور کنید، حاضر نشد، امام خمینی، دستور داد، امر کرد، ایشان خائفاً یترتب بالا رفتند. و بعد ان شخص از آیه الله بهجت، پرسیدند: تعبیر این خواب چه می باشد؟ آقا فورا و بلافاصله گفت: \"این همان است که گفتند بعد از ایشان، ایشان است\". در حالیکه آن موقع قائم مقام رهبری، آقای منتظری بود و کسی تفکر مخالف این موضوع را نداشت. بله، آیه الله بهجت، با نگاه نافذ الهی پیشگویی کرده بودند، بعد از امام خمینی، رهبر معظم انقلاب است، ما مثل ایشان چه کسی را داشتیم؟ به جای ایشان، خبرگان چه کسی را تعیین می‌کرد تا بتواند، واجد نصف صفات و ویژگی های آیه الله خامنه‌ای باشد؟


منبع سایت بسیج:
http://www.basij.ir/services/news/thumbnail/77800/standalone/1/template/print_template/


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

توصیه آیت الله بهجت(ره) به سید حسن نصرالله درباره یمن

نظرات 0

توصیه آیت بهجت(ره) به سید حسن نصرالله درباره یمن

قسمتی از مصاحبه با حجت الاسلام علی بهجت(پسر آیت الله بهجت)

حجت الاسلام علی بهجت:
...به این مناسبت خاطره‌ای را از دیدار با سید حسن نصرالله، برای شما بازگو کنم، ایشان، بنده را دعوت کرد لبنان، چهار ساعت ایشان از آیه‌الله بهجت با من صحبت کرد. من خداحافظی کردم و گفتم: وقت شما بیشتر از این‌ها ارزش دارد. گفت تازه سئوال من شروع شده است، یک ساعت دیگر طول کشید، آن وقت بعد از این به ایشان عرض کردم، تنها چیزی که فکر می‌کنم آقای بهجت از شما می‌خواهد کمک و یاری رساندن به مردم یمن، آموزش دعا به آن‌ها و تجهیز نظامی آن‌ها است، البته ایشان تعجب کرد)
منبع سایت بسیج:
http://www.basij.ir/services/news/thumbnail/77800/standalone/1/template/print_template/


برچست ها :
تعداد بازدید : 10
     
print

هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟

نظرات 0

هدف حضرت زهرا (سلام الله علیها) از وصیت به دفن مخفیانه چه بود؟

آن حضرت در حقیقت با این اقدام خویش چندین پرسش را در مقابل نگاه تاریخ و آیندگان قرار می دهد تا همواره این سؤالات مطرح باشد:
که چرا قبر فاطمه (سلام الله علیها) پنهان است؟
چرا دختر پیامبر خاتم (صلّی الله علیه وآله) شبانه و پنهانی دفن شد؟ چرا علی (علیه السلام)، بدون اطلاع ابوبکر و عمر بر وی نماز خواند؟
آیا کسی که جانشین پیامبر (صلّی الله علیه وآله) بود، شایستگی نماز خواندن بر وی را نداشت؟
و چراهای دیگر... .
آری، فاطمه (سلام الله علیها) وصیت کرد که او را شبانه دفن نموده و هیچ یک از کسانی را که بر وی ستم کرده اند را خبر نکنند و این بهترین سند مظلومیت آن حضرت است تا ثابت گردد که ایشان مورد ظلم قرار گرفته و شهیده از دنیا رفته اند و از افرادی که بر وی ستم کرده اند هرگز راضی نشده و بدون رضایت از خلفا از دنیا رفته اند.

برای اثبات این ادعا روایات فراوانی در کتب شیعه و سنی وارد شده است که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:
1- محمد بن اسماعیل بخارى مى‌نویسد:
فاطمه زهرا (سلام الله علیها) ، شش ماه پس از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) زنده بود، زمانى كه از دنیا رفت، شوهرش علی (علیه السلام) او را شبانه دفن كرد و ابوبكر را با خبر نساخت.
صحیح البخاری، ج 4، ص 1549، ح3998، كتاب المغازی

2- ابن قتیبه دینورى مى‌نویسد:
فاطمه از ابوبکر میراث پدرش را خواست، ابوبکر نپذیرفت، قسم خورد که دیگر با او (ابوبکر) سخن نگوید و وصیت کرد که شبانه دفن شود تا او (ابوبکر) در دفن وى حاضر نشود.
تأویل مختلف الحدیث، ج 1، ص 300

3- عبد الرزاق صنعانى مى‌نویسد:
فاطمه دختر پیامبر شبانه به خاك سپرده شد، تا ابوبكر بر وى نماز نخواند؛ چون بین آن دو اتفاقاتى افتاده بود.
و در ادامه نیز مى‌گوید:
از حسن بن محمد نیز همانند این روایت نقل شده است؛ مگر این كه در این روایت قید شده است كه خود فاطمه این چنین وصیت كرده بود.
المصنف، ج 3، ص 521

4- ابن أبی‌الحدید به نقل از جاحظ مى‌نویسد:
شكایت و ناراحتى فاطمه (از دست غاصبین) به حدى رسید كه وصیت كرد ابوبكر بر وى نماز نخواند.
و در جاى دیگر مى‌نویسد: مخفى كردن شهادت فاطمه (سلام الله علیها) و محل دفن او و نماز نخواندن ابوبكر و عمر و هر آن چه كه سید مرتضى گفته است ، مورد تأیید و قبول من است؛‌ زیرا روایات بر اثبات این موارد صحیح ‌تر و بیشتر است و همچنین ناراحتى و خشم فاطمه بر شیخین نزد من از اقوال دیگر اعتبار بیشترى دارد.
شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 157
شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 170

از روایات تشیع :
5- شیخ صدوق در علت دفن شبانه آن حضرت مى‌ نویسد:
علی بن ابوحمزه از امام صادق (علیه السلام) پرسید: چرا فاطمه را شب دفن كردند نه روز؟
فرمود: فاطمه (سلام الله علیها) وصیت كرده بود تا در شب وى را دفن كنند تا ابوبكر و عمر بر جنازه آن حضرت نماز نخوانند.
علل الشرایع ج‏1، ص185
با توجه به این روایات و اعتراف بزرگان اهل سنت، دلیل دفن شبانه آن حضرت، وصیت آن حضرت بود که نمی خواست افرادی که به حضرتش ستم روا داشته اند بر جنازه اش نماز بخوانند.

نتیجه گیری :
حضرت زهرا (سلام الله علیها)، با این عمل خود خواستند تا این لکه ننگ تا ابد در پیشانی تاریخ بماند که دختر پیامبر خدا (صلّی الله علیه وآله) با نارضایتی و ناراحتی از آن دو شخص از دنیا رفته اند و این خود شاهدی است جاودانه بر ظلم ها و ستم های فراوانی که از سوی خلفا بر آن حضرت روا داشته شد، به طوری که حتی سانسورهای فراوان عامه در کتاب هایشان نیز نمی تواند این پرسش ها را از ذهن حقیقت جویان پاک کند.

@bahjat_ir1


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print

چه کسی خانه حضرت فاطمه زهرا ام‌ابیها(س) را آتش زد/ تعداد هجوم‌ها چند بار بود

نظرات 0

پرسش و پاسخ دینی/
چه کسی خانه ام‌ابیها(س) را آتش زد/ تعداد هجوم‌ها چند بار بود
در هجوم سوم، آتش افروخته شد و در خانه سوخت، حضرت زهرا(س) -که برای جلوگیری از ورود مهاجمان پشت در ایستاده بود- صدمه‌های جسمانی بسیاری دید که به بیماری شدید و شهادت ایشان انجامید.

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، در دانشنامه فاطمی درباره نحوه شهادت حضرت زهرا(س) که ناشی از صدمات وارده بعد از رحلت پیامبر(ص) عنوان شده است، این چنین می‌خوانیم:

احادیث بسیاری از پیامبر(ص) نقل شده است که از مظلومیت اهل بیت(ع) و ستمی که پس از پیامبر(ص) به ایشان می‌شود، خبر داده است، در احادیثی نیز به ستمی که بر حضرت زهرا(س) می‌رود، اشاره و آن حضرت(س) مظلومه خوانده شده و از بی‌احترامی به آن حضرت(س) یاد گردیده است.

بنا بر همه منابع تاریخی و حدیثی، حضرت زهرا(س) پس از رحلت پیامبر اکرم(ص) مدت کوتاهی زندگی کرد و همچنان که پیامبر(ص) خبر داده بود، نخستین کسی از اهل بیت(ع) بود که به پیامبر(ص) پیوست، در این مدت کوتاه، حوادث ناگوار بسیاری برای ایشان رخ داد که سبب آزردگی روحی شدید و لطمه‌های جسمانی آن حضرت(س) شد، به طوری که ایشان بر اثر آن حوادث، بیمار شد و از دنیا رفت.

برخی منابع اهل سنت بدون اشاره به سبب آن به بیماری فاطمه(س) و نیز به اذن خواستن خلیفه اول از ایشان برای عیادت و تلاش وی برای راضی کردن حضرت(س) اشاره کرده‌اند، حضرت(س) در وصیتش، حضور نیافتن برخی را در تشییع و نماز بر پیکرش خواستار شده و از ظلم آنان و هجوم به خانه‌ و آتش زدن در خانه‌اش و ضربت زدن به وی شکوه کرد است، با عنایت به این مطالب درباره شهادت فاطمه(س)، در اصل شهادت ایشان تردیدی نیست.

در صحیحه علی‌ بن‌ جعفر از امام کاظم(ع)، از حضرت فاطمه(س) با وصف «صدیقه شهیده» یاد شده است، در روایات دیگری به کشته شدن حضرت زهرا(س) اشاره شده است و قاتل حضرت(س) و کسانی که به هر نحوی در این امر دخالت داشته یا بدان راضی بوده‌اند، لعنت شده‌اند، همچنین کیفر سخت قاتل یا قاتلان حضرت(س) در روز قیامت نیز بازگو شده است، بنابر روایتی، کیفیت شهادت حضرت فاطمه(س) در صحیفه‌ای به املای پیامبر(ص) و خط حضرت علی(ع) پیشگویی شده و ابن‌ عباس آن را دیده است.

در پاره‌ای روایات، به صراحت سبب وفات آن حضرت(س)، ضربتی دانسته شده است که به سقط جنینی انجامید که نامش «محسن» بود، بر اساس روایتی معتبر از امام صادق(ع)، پیامبر(ص) این جنین را پیش از ولادت نامگذاری کرده بود، بنا بر روایت ابوبصیر از امام صادق(ع)، سبب وفات حضرت زهرا(س) ضربت غلاف شمشیر قُنفُذ (غلام عمر) بود که به دستور ارباب خود این کار را کرد و با این ضربت، حضرت زهرا(س) محسن را سقط کرد و شدیداً بیمار شد.

در روایت، واژه «لَکَزَهَا» وارد شده است که لغویان آن را ضربت در سینه، ضربت به جمیع جسد، یا فشار شدید به سینه یا زیر گلو معنی کرده‌اند، در روایت دیگری از امام صادق(ع)، ضمن تصریح به این مضمون، اشاره شده که رحلت حضرت(س) بر اثر ضربتی بوده که در هنگام ورود بی‌اجازه به منزل حضرت(س) بر وی وارد شده است، با توجه به این گزارش‌ها، شهادت حضرت زهرا(س) بر اثر هجوم به خانه آن حضرت(س) بوده است.

حادثه هجوم به خانه حضرت زهرا(س) را برخی به اجمال و برخی به تفصیل گزارش کرده‌اند که از حیث محتوا اختلافاتی هم دارند. در برخی گزارش‌ها، ورود بدون اجازه به خانه حضرت(س)، در پاره‌ای تصمیم خلیفه دوم به آتش‌زدن خانه و در نقلی دیگر دستور دادن وی به این کار روایت شده است، در روایت اعمش از امام صادق(ع)، از وظایف مؤمن، اظهار دوستی با اولیای خداست و برائت جستن از دشمنان ایشان و کسانی که به آل محمد (ص) ستم کرده‌اند. در وصف این گروه، جملاتی همچون «کسانی که حرمت اهل‌ بیت را هتک کردند» به کار رفته و از تصمیم آنان به سوزاندن خانه حضرت زهرا(س) خبر داده شده است.

در روایتی، به هتک حرمت شدن خانه حضرت زهرا(س) تصریح و تأکید شده که این کار، هتک حجاب‌ الله است، حسن اطروش از پیشوایان زیدیه، ایمان را در گرو برائت جستن از ظالمان به اهل‌بیت(ع) دانسته و نظیر عبارت‌های روایت اعمش را در وصف آنان به کار برده است، سید مرتضی از آتش آوردن خلیفه دوم برای سوزاندن خانه حضرت(س) سخن گفته و افزوده است که شیعه، این مطلب را از طرق بسیار روایت کرده‌اند، شیخ طوسی روایات شیعه را در این باره مستفیض دانسته و گفته است ضربت زدن خلیفه دوم بر شکم حضرت زهرا(س) که به اسقاط جنینی انجامید که محسن نام داشت، سخن مشهوری است که درباره آن در بین شیعه اختلافی نیست، شیخ مفید نیز از اشتهار حادثه هجوم و فرستادم قنفذ و دستور جمع‌آوری هیزم و تهدید اهل خانه به سوزاندن خانه سخن گفته است، در کلام بزرگان شیعه به مستفیض یا متواتر بودن این گونه روایات تصریح شده است، علامه مجلسی، شهادت آن بانو را از متواترات دانسته است.

گزارش حادثه هجوم به خانه حضرت زهرا(س) در منابع اهل سنت به گستردگی گزارش این حادثه در منابع شیعی نیست، این امر، با توجه به اوضاع زمان و حاکمیت مخالفات اهل بیت(ع) و تعارض داشتن این روایات با مشروعیت حاکمیت، کاملاً طبیعی است، در تاریخ، نمونه‌های فراوانی وجود دارد از برخورد با کسانی که در صدد انتشار فضیلت اهل‌ بیت(ع) بودند یا از جعل فضیلت برای حاکمان سرباز می‌زدند.

*گزارش‌های مستند راجع به شهادت

در منابع اهل سنت و شیعه گزارش‌های بسیاری هست که طبق آنها هجوم به خانه حضرت زهرا(س) و آتش افروختن و سوزاندن یا تهدید، برای بیرون راندن کسانی بوده است که حضر به بیعت با خلیفه اول نبودند.

عواملی که در این گزارش‌ها به آنها اشاره شده است، به تنهایی یا در کنار دیگر اسباب، زمینه‌ساز شهادت حضرت(س) بوده‌اند. عمده گزار‌شها، بنابر منابع شیعه و اهل سنت، عبارتند از: تهدید خلیفه دوم به خراب کردن خانه، تهدید خلیفه دوم به آتش زدن خانه، آوردن هیزم برای آتش زدن خانه، همراه آوردن فتیله برای آتش زدن، دستور دادن به آتش زدن خانه، آتش زدن در خانه حضرت(س)، بیعت کردن علی(ع) پس از وارد شدن دود به خانه، گرچه از روایات مبنی بر تصمیم به آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) بر می‌آید که این تصمیم عملی نشده و خانه حضرت(س) با اهل آن سوزانده نشده است، ولی این امر با افروختن آتش بر خانه یا آتش گرفتن در خانه منافاتی ندارد، ورود بدون اجازه به خانه فاطمه(س)، اینکه خلیفه دوم در خانه حضرت زهرا(س) را که از شاخه خرما بوده، شکسته است و مهاجمان به خانه وارد شده‌اند، ابا نداشتن مهاجمان از حضور حضرت فاطمه(س) و امام علی، امام حسن و امام حسین (ع) در خانه، اعتراض حضرت زهرا(س) در آستانه در و قسم دادن به حمله‌کنندگان، ناله و افغان حضرت زهرا(س) در پشت در، همراه با صدا کردن پیامبر(ص)، اجتماع بسیاری از زنان بنی‌هاشم، در برخی روایات تصریح شده است که با آنکه حضرت زهرا(س) مهاجمان را سوگند داد که به خانه وارد نشوند، هجوم انجام گرفته است.

حائل شدن حضرت زهرا(س) بین حضرت علی(ع) و قنفذ و دیگر مهاجمان، فشار دادن حضرت(س) بین دیوار و در و کوبیدن در به ایشان اسقاط جنینی به نام محسن، لگد زدن به حضرت زهرا(س)؛ کمک خواستن حضرت زهرا(س) از فضه هنگام سقط جنین؛ تازیانه خوردن حضرت زهرا(س) به دستور خلیفه دوم یا به دست خود او با قنفذ یا خالد بن ولید یا مغیره بن شعبه که ممکن است همه آن‌ها واقعیت داشته باشد، ضربت زدن قنفذ با غلاف شمشیر به حضرت زهرا(س) باقی ماندن اثر تازیانه بر بازوی حضرت زهرا(س) همانند بازوبند تا هنگام شهادت ایشان؛ شکسته شدن استخوانی از استخوان‌های پهلوی حضرت زهرا(س)، سیلی زدن به روی حضرت(س)، اینکه حضرت فاطمه(س) مهاجمان را تهدید کرد که آنان را نفرین می‌کند؛ ممانعت حضرت علی(ع) از نفرین حضرت زهرا(س)؛ اینکه مهاجمان شمشیر زبیر را گرفتند و شکستند؛ خودداری حضرت علی(ع) از برخورد با مهاجمان به سبب دستور پیامبر(ص) به صبر برای حفظ دین، اظهار پشیمانی خلیفه اول از توسل به زور و گشودن در خانه فاطمه(س)، برخی از عامه، این اظهار پشیمانی را دلیل بر قوت دین خلیفه اول و آن را از مناقب وی دانسته‌اند همچنان که کار خلیفه دوم و هجوم به خانه فاطمه(س) و برخورد با پناهندگان آن خانه و علی(ع) را توجیه کرده‌اند که نظیر آن در ماجرای شورش عبدالله بن‌ زبیر اتفاق افتاد. وی بنی هاشم را در شعب محاصره کرد و برای آتش زدن آنان هیزم فراهم آورد. عروه‌ بن‌ زبیر، عمل برادرش را شبیه به اقدام خلیفه دوم بن خطاب دانسته و گفته هدف هر دو، رفع اختلاف و تهدید برای وادار کردن مخالفان به اطاعت از حاکم بوده است.

از مجموع این گزارش‌ها روشن می‌شود که بیماری حضرت فاطمه(س) با حوادث پس از رحلت رسول خدا(ص) مرتبط و شهادت حضرت (س) متأثر از این مسائل بوده است.

*تعداد هجوم‌ها به خانه حضرت(س)

برخی بر آن‌ هستند که هجوم در سه مرحله انجام گرفته و گاه گزارش‌های یک مرحله با گزارش‌های مرحله دیگر اشتباه شده است. مثلاً درگیری زبیر با مهاجمان، در هجوم دوم بوده است، ولی برخی آن را در هجوم اول دانسته‌اند. در مرحله نخست، خلیفه دوم با گروهی برای بیرون راندن کسانی که حاضر به بیعت با خلیفه اول نبودند، به خانه حضرت زهرا(س) رفت، این مرحله با مناظره مهاجمان و حضرت علی(ع) و حامیان وی سپری شد، حضرت(ع) درباره حق خود برای امامت استدلال آورد و حامیان خلیفه اشکالاتی از جمله جوان بودن حضرت(ع) را مطرح ساختند، بنابر روایتی، در این مرحله، 12 تن از بدریان، به درخواست حضرت علی(ع)، بر سخن پیامبر(ص) در کنار غدیر خم گواهی دادند، با بالا گرفتن گفت‌وگو، خلیفه دوم از ترس اینکه سخن حضرت علی(ع) موثر افتد، جلسه را خاتمه داد و حضرت علی(ع) در خانه ماند و به جمع‌آوری قرآن پرداخت.

بنابر پاره‌ای روایات، خلیفه اول ، قنفذ را برای رساندن پیام دعوت به بیعت، نزد حضرت علی(ع) فرستاد. حضرت علی(ع) در پاسخ این پیام که در آن خلیفه اول خلیفه رسول‌الله(ص) خوانده شده بود، بر ناروایی این لقب تأکید کرد و گفت که این لقب به من اختصاص دارد و نزد خلیفه اول نرفت، همچنین فرمود که با توجه به وصیت پیامبر(ص)، تا جمع‌آوری قرآن به پایان نرسد، از خانه خارج نمی‌شود، لذا، اقدام برای گرفتن بیعت چد روز به تأخیر افتاد و پس از پایان جمع‌آوری قرآن و عرضه آن، صورت پذیرفت.

از حضرت زهرا (س)، در آستانه در خانه، سخنی نقل شده که در آن از بی‌وفایی قوم و بدرفتاری آنان با اهل‌ بیت(ع) شدیداً گلایه شده است که احتمال دارد با مرحله نخست هجوم مرتبط باشد.

در این زمان، حضرت علی(ع) شب‌ها حضرت زهرا(س) را سوار مرکب می‌کرد و به همراه امام حسن(ع) و امام حسین(ع) به در خانه مهاجران و انصار می‌رفت و از آنان یاری می‌خواست، ولی آنان، به حضرت زهرا(س) پاسخ منفی می‌دادند و بیعت با خلیفه اول را عذر آن قرار می‌دادند. بنا بر برخی منابع، حضرت علی(ع) پس از مأیوس شدن از یاری آنان، به جمع‌آوری قرآن رو آورد.

چند روز پس از هجوم اول، هجوم دوم رخ داد که در آن تهدید به آتش زدن خانه و درگیری زبیر با مهاجمان اتفاق افتاد و همه افراد خانه، به جز اهل‌ بیت(ع)، از خانه خارج شدند و بنا بر برخی روایات، همگی به جز حضرت علی(ع) بیعت کردند، ولی در بعضی منابع اشاره شده است که حضرت علی(ع) و بنی‌هاشم در زمان حیات حضرت زهرا(س) بیعت نکردند. مؤلف «الهجوم علی بیت فاطمه» نیز بر آن است که هرچند در هجوم دوم، همه از خانه خارج شدند، ولی تا حضرت علی(ع) به اجبار بیعت نکرد، آنان نیز بیعت نکردند.

در هجوم سوم، آتش افروخته شد و در خانه سوخت و دود وارد خانه شد و حضرت زهرا(س) که برای جلوگیری از ورود مهاجمان پشت در ایستاده بود، صدمه‌های جسمانی بسیاری دید که به بیماری شدید و شهادت وی انجامید، مهاجمان در خانه را شکستند و وارد منزل شدند و حضرت علی(ع) را کشان‌کشان، برای بیعت با خلیفه اول به مسجد بردند، در این هجوم، افراد زیادی شرکت داشتند و به روایتی، مهاجمات حدود 300 تن بودند، نام برخی از آنان از منابع گوناگون گردآوری شده است.

*از حادثه هجوم تا شهادت

حضرت زهرا (س) بر اثر لطمه‌هایی که در این هجوم دید، به شدت بیمار شد. وی به آزاردهندگان اجازه ملاقات نمی‌داد. حضرت علی(ع) بیماری همسر خود را پنهان می‌کرد و خود، با یاری اسماء بنت عمیس، از او پرستاری می‌کرد، هنگامی که بیماری وی شدت گرفت، خلیفه اول و خلیفه دومدرخواست ملاقات کردند، ولی چون فاطمه(س) را خشمگین ساخته بودند، حضرت (س) درخواست مکرر ایشان را رد کرد، اما وقتی علی(ع) وساطت کرد، ملاقات آنان را پذیرفت.

گزارش‌های چندی، شدت ناراحتی حضرت زهرا(س) را نشان می‌دهد: حضرت زهرا(س) سلام آن دو را پاسخ نداد، روی خود را از آنان برگرداند و این کار چند بار تکرار شد و پس از اقرار گرفتن از آن دو درباره حدیث پیامبر(ص)، مبنی بر اینکه رضایت فاطمه(س) رضایت پیامبر(ص) و غضب فاطمه(س) غضب پیامبر(ص) است، ناخشنودی خود را با صراحت به آن دو ابراز کرد و این ملاقات که نوعی تحرک سیاسی به شمار می‌آمد، برخلاف خواست ملاقات کنندگان به پایان رسید، رضایت نداشتن حضرت زهرا (س) از خلیفه و همکارش، در گریه‌های بسیار وی نیز انعکاس یافته است، به طوری که با وجود خلیفه دوم کوتاهش پس از پیامبر(ص)، در زمره «بکائین» عالم قرار گرفت.

آن اوضاع دشوار، در گریه‌های حضرت(س) بی‌ اثر نبود. وی برای گریستن به زیارت مقابر شهدا می‌رفت. هفته‌ای دو روز به زیارت قبور شهدای احد می‌رفت و خاطره پیامبر(ص) را تجدید می‌کرد. حضرت زهرا(س) از زمان رحلت پیامبر(ص) تا شهادت خویش هیچ‌گاه خندان دیده نشد. وصیت حضرت زهرا(س) بیانگر ستم غاصبان و ناراحتی حضرت(س) از آنان بوده است. وی وصیت کرد که او را شبانه به خاک بسپارند و هیچ یک از ظالمان در حق وی، در تشییع جنازه و نماز بر او حضور نیابند و به همین سبب، هیچ‌ یک از آنان در این مراسم حاضر نبودند. در مصادر بسیاری، از عامه و خاصه به نقل از سلمی (همسر ابی‌رافع)، گفته‌اند که حضرت زهرا(س) در روز شهادتش غسل کرد و لباس‌های تازه پوشید و فرمود: به زودی قبض روح خواهد شد و وصیت کرد که برای غسل دادن، بدنس را برهنه نسازند. بنابر گزارش‌های بسیاری، اسماء‌ بنت عمیس برای پرستاری از حضرت زهرا(س) یا در تهیه تابوت و هودج برای وی یا در مراسم غسل دادن وی حضور داشته است.

انتهای پیام/


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

چهارده قانون و اصول مهم تغذیه در طب سنتی(یکی از بهترین مطالب طبی وبلاگم)

نظرات 0

چهارده قانون واصول مهم تغذیه در طب سنتی


غذا خوری و رژیم تغذیه براساس طب سنتی چیست
نویسنده: حسین معارفی - ۱۳٩٤/۱/٢٧

آداب تغذیه بر اساس مبانی طب سنتی ایرانی (1)

ߘĘ瘲سایت انجمن تحقیقات طب سنتی ایران

آداب تغذیه بر اساس مبانی طبّ سنّتی ایرانی

رعایت این نکات ساده در زمان سلامتی میتواند باعث پیشگیری از بیماریها و در زمان بیماری، موجب بازگشت سلامتی و تسریع روند درمان شود.

قانون اوّل: زمان غذا خوردن

انسان باید در زمان اشتهای واقعی اقدام به غذا خوردن کند و بدون اشتهای صادق غذا نخورد. این زمانی است که غذای قبلی کاملاً هضم شده است و ادرار نضج پیدا کرده است. یعنی رنگ آن از بیرنگی به سمت ترنجی و پررنگ شدن رفته است. همچنین شکم از زیر سینه تا ناف سبک شده است، بوی غذای قبلی در باد گلو نیست، نبض کوتاهتر شده است، حواس ظاهری تیزتر شده است و احساس تشنگی بوجود آمده است.

اگر فرد در حالت سیری و هضم نشدن کامل غذای قبلی اقدام به غذا خوردن کند، در درازمدّت مبتلا به بیماریهای متعدّد گوارشی، کبدی و سیستمیک خواهد شد.

همچنین باید توجّه داشت که در صورت بروز اشتهای صادق، نباید غذا خوردن را به تعویق انداخت. چرا که باعث جذب مواد فاسد به سمت معده و بروز بیماری خواهد شد.

قانون دوم: زمان دست کشیدن از غذا

قبل از این که کاملاً سیری اتّفاق بیافتد، باید دست از غذا خوردن کشید؛ چرا که غذا برای هضم شدن نیاز به فضای بیشتری دارد و اجزای آن از هم فاصله میگیرند. حال اگر حجم معده کاملاً پر شده باشد، باعث تشویش و اختلال هضم و بروز نفخ و سوءهاضمه خواهد شد.

مجموع این دو قانون در یک روایت کوتاه بیان شده است: «کُل وأنتَ تَشتَهی وأمسِک وأنتَ تَشتَهی» (مستدرک الوسائل، ج 16، ص 221)

قانون سوم: جویدن غذا و طول مدّت غذا خوردن

لقمههای غذایی باید کوچک برداشته شوند تا بتوان آنها را بهخوبی جوید. جویدن کامل غذاها باعث پیشگیری از سوءهاضمه، نفخ، یبوست و بسیاری از اختلالات دیگر خواهد شد؛ چون هضم غذا از دهان آغاز میگردد. این کار باعث طول کشیدن بیشتر غذا خوردن شده و از پرخوری نیز پیشگیری میکند. امّا از طرف دیگر بسیار طول دادن غذا خوردن نیز نهی شده است.

قانون چهارم: نوع غذاهای مصرفی و غذا بر حسب مزاجهای مختلف

در طبّ سنّتی ایرانی، غذاها را بر اساس فاکتورهای مختلفی تقسیمبندی میکنند. یکی از این تقسیمبندیها، تقسیم بر اساس عملکرد آنها در بدن است. هر چیز خوردنی که وارد بدن میشود و وارد فعل و انفعال با بدن میشود، یا شبیه بدن میشود و جایگزین بافت و مواد از دست رفته از بدن میگردد که به آن غذای مطلق میگویند. یا اصلاً قابلیت غذائیت برای بدن ندارد و بدن را تحت تأثیر خود قرار میدهد و کیفیّتش را تغییر میدهد؛ مثلاً بدن را گرمتر یا سردتر از حدّ معمول خودش میکند که دوای مطلق نام دارد، مثل زنجبیل و کافور و سیاهدانه و .....

بعضی موارد نیز هستند که هم حالت غذایی و هم حالت دوایی دارند. حال اگر غذائیت غالب باشد، غذای دوایی نام میگیرند؛ مثل کاهو، اسفناج، عدس، نخود، لوبیا و .... و اگر دوائیت غالب باشد، دوای غذایی نام میگیرند، مانند سیر، پیاز، تره، نعناع و ...

این قانون میگوید فردی که سالم است و سوءمزاجی ندارد، نباید بطور روزمره به غیر از غذاهای مطلق، غذایی دریافت کند. چرا که در درازمدت باعث بروز سوءمزاج (خارج شدن از حالت اعتدال مزاج و سلامتی) خواهد شد. بهترین غذاهای مطلق شامل نان گندم خوب پخته شده، گوشتهای معتدل مثل گوسفند و بز و گوساله و ماهی، شیرینیهای ملایم و طبیعی، میوههایی مثل انجیر و انگور است. اکثر غذاهای مطلق، طبع معتدلی دارند و برای کسانی که سالم هستند و مزاجشان خیلی از اعتدال دور نیست، مناسب است. امّا کسانی که مزاجشان از اعتدال فاصله دارد و با خوردن غذاهای گرم یا سرد اذیّت میشوند، باید غذاهای ضد مزاج خودشان را دریافت کنند. یعنی از غذاهای دوایی و در مرحله بعد دواهای غذایی استفاده کنند. درصورت وجود بیماری، باید زیر نظر متخصّص، از دواهای مطلق استفاده کرد.

درواقع در مصرف گروه شیر و لبنیات، میوهها و سبزیها باید به مزاج و سوءمزاجها توجّه کرد. مثلاً اگر کسی دارای غلبه سردی است و با خوردن ماست، ترشیها، کاهو، خیار و گوجه دچار سستی بدن، آبریزش دهان، پرخوابی و کندی ذهن میگردد؛ اوّلاً باید میزان مصرف این مواد را کاهش دهد (نه این که کلاً حذف کند) و ثانیاً مُصلحات مناسب آنها را بهکار ببرد، مثلاً ماست را با اندکی نعناع یا پونه یا زنیان میل کند و ثالثاً در هر گروه غذایی غذاهای مناسب طبع خودش را انتخاب کند، برای نمونه به جای کاهو و خیار و گوجه، از هویج رنده شده و کرفس استفاده کند. در فردی نیز که دارای غلبه گرمی است و با خوردن ادویه زیاد (که معمولاً طبع گرمی دارند، مانند دارچین، فلفل، زنجبیل و ....) و شیرینیجات و غذاهای پرچرب، دچار خارش بدن، خشکی دهان، تشنگی زیاد و .... میشود؛ توجّه به نکته گفته شده و انتخاب غذاهای مناسب در هر گروه غذایی ضروری است.

*تبصره: استفاده از دواهای مطلق (که هیچ خاصیت غذارسانی برای بدن ندارند، مثل زعفران، دارچین، زردچوبه، فلفل و ....) در غذاها به میزان کم مانعی ندارد و منظور از آن، خوش طعم کردن غذاها (برای میل بیشتر طبیعت و هضم درست غذا) و رفع سردی و بیمزگی غذاهاست. در طبّ سنّتی گفته میشود اگر غذا بو و طعم خوب نداشته باشد، طبیعت بدن رغبتی برای هضم و جذب آن نخواهد داشت! برای این مورد حجم بسیار کمی از این ادویه در غذا استفاده میشود و البته نباید آستانه چشایی را به حجم زیاد این موارد عادت داد. (یعنی عادت کردن به مصرف غذاهای خیلی شور یا تند عوارضی به همراه دارد.)

http://www.tim.ir/teaching/757/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-1/

قانون پنجم: مقدار غذا برحسب عادت و قوّت

مقدار غذا باید به اندازهای باشد که بعد از غذا این علائم بروز نکند: کشیدگی دنده­ها، احساس سنگینی و نفخ، آروغ ترش، تنگی نفس، سنگینی سر و خواب آلودگی

البته میزان دریافت غذا در هرکس متفاوت است. افرادی که قوّت هاضمه قویتری دارند، قادر هستند حجم بیشتری از غذا را در یک وعده دریافت کنند و برعکس افرادی که هاضمه ضعیفتری دارند، باید حجم غذا را کاهش دهند و بر تعداد وعده­ها بیافزایند.

همچنین اگر کسی عادت داشته که حجم زیادی غذا بخورد و به یکباره حجم آن را کم کند یا اگر عادت به مصرف غذای کم داشته و به یکباره مقدار آن را زیاد کند، دچار عوارضی خواهد شد. تغییر عادت باید در درازمدّت صورت گیرد.

قانون ششم: سکون بعد از غذا

بعد از خوردن غذا لازم است که بدن در حالت آرامش قرار بگیرد تا هضم بهدرستی صورت بگیرد. بدترین چیز برای هضم غذا، حرکتهای شدید است؛ یعنی ورزش بعد از غذا مناسب نیست. امّا حرکتهای خفیف که باعث انحدار (پایین رفتن) غذا و قرار گرفتن آن در قعر (تَه) معده میشوند، کمک به هضم بهتر غذا میکنند. به همین منظور توصیه شده است که بعد از غذا چند قدم راه رفته شود [«سِر بعدَ العَشاء ولو بِقَدَمَینِ» یعنی بعد از غذای شب راه برو هرچند دوقدم!] و سپس چند دقیقه به پهلوی راست و بعد مدت طولانیتری به پهلوی چپ دراز کشیده شود. موقع برخاستن نیز از پهلوی راست بلند شوید.

همچنین اعراض نفسانی شدید مثل غم و شادی فراوان باعث تشویش در هضم می­گردد.

امّا حرکت قبل از غذا به دفع فضولات بدن و افزایش حرارت غریزی برای هضم و جذب بهتر غذا کمک میکند.

قانون هفتم: مراعات عادت و لذّت در امر تغذیه

به تعبیر حکمای طبّ سنّتی، عادت حکم طبیعت ثانویه را دارد و توجّه به آن در هر امری لازم و ضروری است. در بحث تغذیه نیز اگر فردی به غذایی عادت دارد و با میل و رغبت فراوان آن را میخورد، طبیعت بدنش آن را بهتر هضم و جذب می­کند. و اگر به اکراه و اجبار غذایی به کسی داده شود، طبیعت (قوّه مدبّره و هوشمند کنترل کننده اعمال بدن که موکّل نفس ناطقه است) آن را قبول نمیکند.

البته دو نکته در اینجا هست: یکی این که فرد عادت به مصرف غذاهای بد داشته باشد که طبق این قاعده فکر میکند تکرار همین روش خوب است! که در اینجا باید به مرور عادتش را تغییر دهد.

دوم این که معمولاً اکثر افراد در مقابل غذای لذیذ و خوشمزه، کنترل شهوت خود را از دست میدهند و پرخوری میکنند که خود باعث بروز عوارضی میگردد. درمجموع اگر دو غذا موجود بودند که هر دو کیفیت خوبی داشتند، بهتر است غذایی که فرد از آن لذّت بیشتری میبرد، بخورد؛ به شرط افراط نکردن در مصرف!

قانون هشتم: عدم مداومت بر یک نوع غذا و رعایت تنوّع غذایی در زمان صحّت

مصرف بیش از حد هرکدام از غذاها باعث بروز عوارضی میگردد؛ مثلاً دریافت زیاد غذاهای شور باعث خشکی بدن و مشکلات چشمی میگردد، زیاد خوردن غذاهای ترش موجب پیری زودرس و کمخونی میشود، مصرف زیاد شیرینیها باعث انسداد کبدی (مثل کبد چرب) و رخوت و سستی معده میشود.

از گروههای مختلف غذایی و نیز در خود گروههای غذایی از غذاهای مختلف باید استفاده شود تا همه مواد مغذی بدن تأمین گردد. البته نه در یک وعده! بلکه هرچه غذای موجود در هر وعده سادهتر باشد، هضم آن بهتر صورت میگیرد؛ ولی در وعدههای مختلف باید تنوّع غذایی رعایت گردد. برای نمونه برخی خوراکیها هستند که یک مدّت محدودی در سال هستند و بعد از آن فصلشان میگذرد و بهتر است در همان موقع دریافت شوند. [وجود خوراکیهای مختلف در چهار فصل سال دلیل خوبی برای مصرف آنها در غیر فصل خودشان نیست و این کار باعث بروز عوارضی است؛ مخصوصاً که برای تهیه آنها از مواد شیمیایی زیادی استفاده می­شود. مثل خیار درختی تولیدشده در زمستان که پر از سموم و مواد شیمیایی است!]

قانون نهم: پرهیز نکردن در افراد سالم

در زمان بیماری در اکثریت موارد باید دریافت غذا را کاهش داد. امّا افرادی که سالم هستند، نباید بیش از حد پرهیز کنند و از خوردن اجتناب کنند تا قوای بدنشان تحلیل نرود. البته افرادی که نفسشان غالب بر بدن است و توجّه زیادی به آن ندارد که میتوانند با غذای بسیار کمی، زندگی کنند، خارج از بحث میباشند.

قانون دهم: پرهیز از پرخوری

ازطرفی هم دریافت زیاد غذا و عادت به این امر، انسان را از صفای دل و روحانیّت خارج کرده و به سمت بهیمیّت میبرد. در روایت هست که خدا از هیچ چیز به اندازه شکم پر بدش نمیآید! در طبّ سنّتی ایرانی گفته میشود بدترین چیز برای بدن این است که هنوز غذای قبلی هضم نشده است، غذای جدید وارد معده گردد. تکرار عادت بد پرخوری میتواند منجر به اختلالات شدید کبدی شود که امروزه دامنگیر بسیاری از افراد جامعه ماست! این کار باعث فساد غذا در معده و ضعیف شدن حرارت غریزی میگردد.

http://www.tim.ir/teaching/759/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-2/

قانون یازدهم: رعایت ترتیب در غذاها

یک نوع دیگر تقسیمبندی غذاها در طبّ سنّتی ایرانی، تقسیم آنها به غذاهای لطیف و کثیف است. غذاهای لطیف اجزای ازهم فاصلهدارتری دارند و به راحتی هضم میشوند و زودتر هم در بدن تحلیل میروند. امّا غذاهای غلیظ بافت متراکم­تری دارند و همینطور بافت سفت و محکمی در بدن تولید میکنند و دیرتر تحلیل میروند. کسانی که بیشتر کارهای فکری دارند و فعالیت بدنی کمتری دارند، باید بیشتر غذاهای لطیف مصرف کنند و اگر غذاهای غلیظ دریافت کنند، دچار سوءهاضمه و مشکلات دیگر میگردند. ولی ورزشکاران و افراد دارای فعالیت بدنی زیاد مانند کارگران باید غذاهای غلیظ بیشتری دریافت کنند تا دچار ضعف جسمانی نشوند. یک نکته دیگر هم این است که هرچه حرارت معده بالاتر بوده و قوّه هاضمه قویتر باشد، غذاهای غلیظ را راحتتر هضم میکند.

اگر همزمان خواستید دو نوع غذای غلیظ و لطیف را مصرف کنید، بهتر است اوّل غذای لطیف مصرف شود تا بهزودی هضم گردد و از معده عبور کند و سپس غذای غلیظ مصرف شود. درغیر این صورت، غذای لطیف روی غذای غلیظ مانده و فساد میپذیرد. برای نمونه، میوهها یا سالاد کاهو قبل از غذا مصرف شود و سپس غذای اصلی.

مثالهایی از غذاهای لطیف: کاهو، سیب، انار، نان گندم، نان جو، گوشت گوسفند و بز، ماهی، مرغ، سوپ ساده سبزیجات، آش برنج، عسل و .....

مثالهایی از غذاهای غلیظ: رشته و غذاهایی که با رشته درست میشوند مثل آش رشته، ماکارانی، لازانیا، تهدیگ، غذاهای شیرین و چرب مثل حلوا، سس مایونز، سیب زمینی و تخم مرغ آبپز و سالاد الویه، گوشت گاو و گوشتهای فریزری، غذاهای سرخکرده مثل کتلت و کوکو و .....

قانون دوازدهم: رعایت ناسازگاریهای غذایی

در طبّ سنّتی ایرانی بعضی غذاها با هم ناسازگارند؛ یعنی نباید همزمان مصرف شوند. دلایل این ناسازگاریها مختلف است و بعضی از آنها امروزه هم شناخته شده است. اگر کسی یک بار اینها را با هم مصرف کرد و عارضهای برایش پیش نیامد، نباید تصوّر کند که هیچ مشکلی ندارد و درصورت تکرار این عادت، باید منتظر بروز عوارض جبرانناپذیری باشد. برای نمونه مصرف همزمان گوشتها بویژه گوشت طیور با لبنیات (مثل ماست) به شدّت نهی شده است و تکرار این عادت غذایی موجب بروز بیماریهای پوستی مثل ویتیلیگو (برص) و دردهای مفاصل میشود.

برخی از موارد ناسازگار با هم:

لبنیات با ترشیها

لبنیات با میوهها مثل شیرموز

نوشیدن آب و مایعات بعد از میوهها

ماهی با تخممرغ

*باز تکرار میشود که مصرف غذای جدید قبل از این که غذای قبلی کاملاً هضم شود، به شدّت برای بدن مضر بوده و باعث بروز بیماریهای مختلف میگردد.

قانون سیزدهم: رعایت حال معده

بعضی افراد هستند که حجم معدهشان کم بوده و توانایی دریافت غذای زیاد در یک وعده را ندارند. بنابراین باید حجم غذای هر وعده را کاهش داده و بر تعداد وعدهها بیافزایند. از طرفی برخی افراد میباشند که حرارت معدهشان بالاست و غذاهای لطیف در معده آنها میسوزد. این افراد باید غذاهای غلیظ بیشتری مصرف کنند.

افرادی که معده سستی دارند و غذا در آن نمیماند تا هضم کامل بیابد و سریع عبور میکند؛ باید قبل از غذا مقداری قابضات (مثل رب به یا سیب یا انار) میل کنند.

آنهایی که بعد از غذا قی میکنند یا حالت تهوّع میگیرند و یا دچار سردرد و سرگیجه میشوند؛ باید بعد از غذا از قابضات استفاده کنند تا دهانه معده به خوبی بسته شده و از تصاعد بخارات معده به سمت مغز پیشگیری شود.

کسانی هم که معده ضعیفی دارند و هر غذایی بخورند، بلافاصله دچار نفخ و سنگینی و احساس پری معده میشوند، باید بعد از غذا مقداری از شربتهای مقوّی معده بنوشند؛ مثلاً مقداری شربت جالینوس (یا سکنجبین سفرجلی) که از عصاره میوه به، زنجبیل، عسل و سرکه درست شده است.

نکته دیگر این است که بعد از ورزش یا اعراض نفسانی شدید مثل خشم و غضب، از مصرف غذاهایی که سریعاً در معده فساد میپذیرند (مانند شیر، خربزه، هندوانه، خیار، گوجه و .... ) باید اجتناب کرد. همچنین در مواردی مثل آلرژیهای فصلی، مصرف این غذاها باعث تشدید عوارض بیماری میگردد.

قانون چهاردهم: ظروف پخت و مصرف غذا

بهترین ظرف برای پخت و پز، ظرفی است که وارد واکنش شیمیایی با غذا نشود. بنابراین شیشه و پیرکس از همه بهتر است. بعد از آن ظروف استیل است که هیچ چیز داخل غذا آزاد نمیکند. ظروف مسی آن قدر که تبلیغ میشود، در متون طبّ سنّتی توصیه نشده است؛ مخصوصاً امروزه که بخاطر ارزانتر بودن سرب، از آن برای سفید کردن ظروف مسی بهجای قلع استفاده میشود. پس اگر خواستید از ظروف مسی استفاده کنید، باید حتماً قلعاندود شده باشد و نیز از پختن غذاهای خیلی آبکی و غذاهای ترش در آن اجتناب شود. ظروف تفلون مخصوصاً اگر خورده شده باشد، سرطانزا هستند و ظروف آلومینیوم هم باعث ایجاد کمخونی و آلزایمر میشوند.

برای صرف غذا هم ظروف شیشهای، چینی و ملامین (اگر خورده نشده باشد) مناسب است. در ظروف یکبار مصرف شفّاف نباید مایعات داغ ریخته شود و برای این مورد از لیوانهای سلولزی استفاده گردد. ریختن غذاهای داغ در ظروف پلاستیکی باعث آزادسازی مونومرها و سرطانزایی میگردد.

*با مطالعه این قوانین احتمالاً متوجّه شدهاید که بسیاری از عادات غذایی ما نادرست میباشد. پس به یکباره از رعایت آنها صرف نظر نکنید و تا جایی که امکان دارد، بهمرور عادات اشتباه را تغییر دهید. و البته خیلی هم وسواس بهخرج ندهید!

منابع: این مطالب را میتوان در تمام کتب دائره المعارف طبّی (که کل طب را از ابتدا تا انتها بیان کردهاند، مثل قانون ابن سینا، الحاوی محمدبن ذکریای رازی و .....) و نیز کتب تخصّصی تغذیه در طبّ سنّتی و همچنین رسالههای حفظ الصّحه رصد کرد.

منابع مطالب ذکر شده در اینجا پنج کتاب معتبر طبّ سنّتی است:

القانون فی الطّب، حسین بن عبدالله بن سینا، تصحیح استاد علیرضا مسعودی، انتشارات المعی، 1392

خلاصۀ الحکمه، حکیم محمّدحسین عقیلی خراسانی، تصحیح استاد اسماعیل ناظم، انتشارات اسماعیلیان، 1385

مفرّح القلوب (شرح قانونچه چغمینی)، حکیم محمّد اکبر شاهارزانی، تصحیح استاد اسماعیل ناظم، انتشارات المعی، 1391

ذخیره خوارزمشاهی، حکیم سیّد اسماعیل جرجانی، به کوشش سعیدی سیرجانی، انتشارات بنیاد فرهنگ ایران

حفظ الصّحه ناصری، حکیم محمّد کاظم گیلانی، تصحیح دکتر رسول چوپانی، انتشارات المعی، 1387

http://www.tim.ir/teaching/760/%D8%A2%D8%AF%D8%A7%D8%A8-%D8%AA%D8%BA%D8%B0%DB%8C%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3-%D9%85%D8%A8%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%B7%D8%A8-%D8%B3%D9%86%D8%AA%DB%8C-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-3/سایت
انجمن تحقیقات طب سنتی ایران




**منبع(سایت خیلی خوبیه حتما واردش بشین):
http://tajarobteb.persianblog.ir/tag/سلامتی_و_اصول_پایه__آن


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

پیش بینی فتنه‌ اکبر توسط آیت الله قرهی(حفظه الله)/ظهور خیلی نزدیک است

نظرات 0

پیش بینی فتنه‌های جدید توسط آیت الله قرهی(حفظه الله)/ظهور خیلی نزدیک است

فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان



بسمه تعالی



وحدت حول محور ولایت







حضرت آیت‌الله قرهی(مدّ ظلّه العالی) در آخرین جلسه درس خارج فقه و اصول خود،

مورّخ (94.10.14) مطالبی پیرامون فتنه‌های جدید و راه رهایی از آنان

بیان فرمودند که مشروح آن در ذیل ارائه می‌گردد:







در ابتدا می‌خواهم نکاتی را راجع به مطالبی که دارد در منطقه اتّفاق می‌افتد، بیان کنم. چند ماه پیش در صحبت‌هایمان بیان کردیم که این حوادث تا آخر سال اتّفاق می‌افتد. اشاره کردیم به عربستان، افغانستان، پاکستان و برخی از اتّفاقاتی که در منطقه رخ خواهد داد.



اوّلاً سرعت اتّفاقات در دنیا، سرعت عجیبی است که خود این سرعت، دلالت بر این است که ظهور، به فضل و کرم الهی، نزدیک است. گرچه بیان شده است: «کذّب الوقّاتون» آن‌هایی که وقت تعیین کنند، کذّاب و دروغگو هستند و انسان نمی‌تواند وقت را تعیین کند. امّا:




معنی «کذّب الوقّاتون» چیست؟


از کجا معلوم است حوادثی که دارد به وجود می‌آید و ما در شرف آن اتّفاقات هستیم، برای ظهور است؟

معنای «کذّب الوقّاتون» یعنی کسی بگوید: فلان روز، فلان ساعت، حضرت ظهور می‌کند که هیچ‌کس نمی‌تواند چنین مطلبی را تبیین و تعیین کند.

لذا تعیین وقت محال است. گرچه برخی از بزرگان و اعاظم بیان فرمودند: امکان دارد که برای برخی معلوم و مشخّص باشد. دلیل این است که قرآن هم می‌فرماید: از علم آگاهی ندارند، مگر تعداد اندکی «وَ ما أُوتيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلاَّ قَليلا»[1].

لذا برخی قائل به این هستند که شقّ دوم آن هم موجودیّت دارد؛ یعنی امکان دارد برخی از اعاظم و بزرگان ما، حتّی از زمان ظهور هم اطّلاع داشته باشند که آن هم به این دلیل است که آن‌ها از مقام تقوا به أتقی رسیده‌اند و تالی‌تلو معصوم گردیده‌اند.

امّا اگر از این باب بگذریم که وقت و روز و ساعت معیّن معلوم نیست، إلّا عندالله تبارک و تعالی. یعنی شقّ دوم را قبول نکنیم و همان شقّ اوّل را مدّنظر داشته باشیم. پس اگر این‌طور هم باشد «کذّب الوقّاتون» به این معنا نیست که اگر اعاظم و بزرگان و اکابر ما بیان کردند که اتّفاقاتی که رخ می‌دهد، دلیل بر نزدیکی ظهور است، ما آن‌ها را هم نعوذبالله دروغگو بدانیم و بگوییم: «کذّب الوقّاتون». باید دقّت کنیم که معنای «کذّب الوقّاتون»، این نیست. پس معلوم می‌شود «کذّب الوقّاتون» شامل کسی می‌شود که روز و ساعتی را تعیین کند. لذا این که بیان می‌شود علائم نشان می‌دهد که اتّفاقاتی در راه است که نشانه ظهور است، بیجا نیست.

اوّلاً سرعت زمان، سرعت عجیبی است و همه امروزه این را درک می‌کنند. بنده چندین مرتبه بیان کردم که شما نگاه کنید، بببیند از اوّل سال شمسی(فروردین ماه) تا به حال چقدر به سرعت گذشته و می‌گذرد! تا هنوز متوجّه نشدیم که محرّم آمده، ماه صفر هم تمام می‌شود و سرعت زمان، سرعت عجیبی است. با این که به صورت ظاهر، ساعت و دقیقه و ثانیه همان است، امّا عجیب سرعتی دارد. الآن در دی ماه هستیم و تا چشم باز کنیم، مجدّد اوّل فروردین خواهد شد.



امّا اتّفاقاتی که در عالم اسلام دارد رخ می‌دهد، اتّفاقات عجیبی است. این‌ها همه دست به دست هم می‌دهد. مطالبی را در پیش داریم که باید بسیار مواظب باشیم. البته خود این‌ها برای انسان، میمون و مبارک است، اگر انسان بتواند به خوبی از آن‌ها بهره‌برداری کند و خود را برای ظهور و سرباز خوبی شدن برای آقا جان، حضرت حجّت(اروحنا فداه) آماده کند.



لازمه آن هم این است که غفلت نکند. چون ثمره غفلت، این است که ما خودمان را به دست حوادث بسپاریم. امّا حال که سرعت زمانی زیاد است و اتّفاقات بسیاری در شرف وقوع است، ما حتماً باید هشیار باشیم و برنامه‌ریزی کنیم.



یکی از مطالب امروز، این است: ما مسلمانیم و اسلام، دین سلم و دوستی و محبّت است «هل الدّین إلّا الحبّ». امّا این به این معنا نیست که غافل باشیم و دائم تدافعی کار کنیم. در مقابل دشمن، در مقابل یهود، در مقابل صهیونیسم، در مقابل کسانی که آرمان‌های اسلام و نظالم اسلامی را هدف گرفته‌اند، باید تهاجمی برخورد کنیم، «أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ»[2] و شدیدترین برنامه را داشته باشیم.



لذا مع‌الأسف گاهی ما برای این اتّفاقاتی که در شرف وقوع است، برنامه‌ریزی نمی‌کنیم که بگوییم: ای بسا ما روز به روز در تنگنا قرار بگیریم. لذا برای در تنگنا قرار گرفتن برنامه‌ریزی کنیم. خصوصیّت مؤمن این است و عقل سلیم هم همین را می‌گوید که انسان باید برای مواقع در تنگنا قرار گرفتن برنامه‌ریزی کند، نه این که برای روز فراخ و گشاده بودن برنامه‌ریزی کند.



لذا دور از مطالب سیاسی عرض می‌کنم، هر چند سیاست ما هم عین دیانت ماست، امّا منظورم آن چیزی است که در اصطلاح عامیانه، ما به سیاست بازی بیان می‌شود. به دور از آن‌ها - که به قول آیت‌الله شاه‌آبادی، آن‌ها مکر است و سیاست نیست - می‌خواهم این مطالب را بیان کنم که برنامه‌ریزی کردن برای پسابرجام، اگر در باب وسعت باشد و انسان، غفلت کند، طبعاً نشان داده خواهد شد که این‌طور نخواهد بود.



نمونه آن، برخوردی است که همین امروز از کشوری بسیار ضعیف به نام حجاز یا عربستان دیدیم که این کشور اصلاً در عالم، اعتباری ندارد و جز نفت، چیز دیگری برای او نیست و مردم آن هم، همه در درون ناراحت هستند و به فضل الهی اتّفاقاتی هم در کشورشان رخ خواهد داد.



لذا دیدیم که این کشور، بعد از شهادت این مرد عظیم‌الشّأن، شیخ نمر باقر النمر(اعلی الله مقامه الشّریف) دست پیش گرفتند که عقب نیفتند. آن‌ها در یمن و سوریه و عراق، شکست خوردند و بانی این شکست‌ها را هم ایران می‌دانند. لذا بهانه‌ای درست کردند و خودشان در سفارتخانه‌شان آتشی را راه انداختند که البته هیجان مردم هم عامل ازدیاد آن شد و بدین ترتیب طوری برنامه‌ریزی کردند که روابط خود را قطع کنند. تا حضور ما هم در عربستان و منطقه کمرنگ باشد.



ما باید در این اتّفاقاتی که دارد رخ می‌دهد، مراقب و هشیار و بیدار باشیم. سه چیز لازمه کار است که من این‌ها را مختصر بیان می‌کنم که إن‌شاءالله به گوش دیگران هم برسد و متوجّه باشند:




اوّلین مورد برنامه ایستادگی در مقابل دنیای ظلم و جور که پشت همه آن صحنه‌ها، صهیونیسم جهانی(یهود) است و اوّل از همه، اقتصاد مقاومتی است. اگر اقتصاد را براساس فراخ و زیاده بودن منابع کشور و انتظار این که آن‌ها بعد از این، برای ما همه چیز می‌آورند و گل و بلبل می‌شود، ‌تنظیم کنیم، کار بسیار غلطی است. کما این که هنوز جوهر برجام خشک نشده، می‌بینیم که مجدّداً آمریکایی‌ها تحریم‌های دیگری را علیه ما قرار دادند. چرا ما تحریم نکنیم؟! چرا تحریم از ناحیه آن‌ها باشد؟! اگر در اقتصاد مقاومتی رشد می‌کردیم، ما امروز می‌توانستیم بالصّراحه اعلام کنیم که ما یک قطره نفت هم نمی‌دهیم.


دومین مطلب، شجاعت در تصمیم‌گیری‌هاست. اگر ما در تصمیم‌گیری‌هایمان شجاعت داشتیم و حتّی اعلان می‌کردیم، طبیعی است که دشمن هراسان بود. همان چیزی که امام المسلمین(مدّ ظلّه العالی) به آمریکایی‌ها فرمودند که امروز، روزی نیست که بزن و در رو باشد. یعنی اگر بزنی، می‌خوری. لذا اگر امروز با قوّت و قدرت چه در آب‌های آزاد و چه در خشکی‌ها حضور پیدا کنیم و اعلان موضع قوی داشته باشیم، این‌طور نیست که احساس ضعف در ما بکنند.

اگر مانند رئیس‌جمهور کاملاً جوزده و احمق ترکیه، نرویم خودمان را خوار کنیم، آن‌ها حساب کار دستشان می‌آید و دیگر این‌طور نخواهد شد که صندلی کوچکی، بدون پرچم کشورمان برای معاون اوّل رئیس‌جمهورمان قرار دهند و با اخم از او استقبال کنند. اگر ما مجلس را ترک می‌کردیم، طبیعی است که آن‌ها احساس ضعف می‌کردند. امّا هر موقع شما در مقابل دشمن نرمش به خرج دهی، آن‌ها این را پای ترس و ضعف درونی شما می‌گذراند و این، قاعده است.

«أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ» یعنی همین که شما در مقابل دشمنان شجاع باشید و با شدیدترین روش دیپلماتیک و اقتصادی و سیاسی و اجتماعی و فرهنگی با آن‌ها برخورد کنید. اگر این‌طور شد، شما را ترسو نمی‌بینند و بلکه از شما خواهند ترسید.


سومین مطلب، وحدت حول محور ولایت است. دقّت کنید که در این‌جا وحدت حول محور ولایت، مهم است، نه حول محور حزب، گروه و یا احزاب.

بنده از شما روحانیون محترم و هم‌چنین دانشجویان عزیز و کسانی که مطلب من را می‌شنوند یا می‌خوانند، استدعا دارم که این را در همه جا اعلان کنید که ولایت‌محوری به وجود نمی‌آید إلّا به این که بحث امام و امّت در جامعه جا بیفتد. این که بدانیم ما یک امام بیشتر نداریم و امّت هم باید یک امّت واحده باشند. وقتی پروردگار عالم می‌فرماید: «كانَ النَّاسُ أُمَّةً واحِدَةً‏»، یعنی همه مردم یک امّت هستند، حالا چه برسد به مؤمنین و نیروهای متدیّن و انقلابی و مردم شریف ایران. لذا یک ایران است به عنوان یک امّت و یک رهبر است به عنوان امام. اگر این را داشته باشیم و جا بیفتد، پیروز خواهیم شد و دیگر این أنانیّت و من من کردن‌ها و سهم‌خواهی‌ها و طلب‌کار بودن‌ها از بین خواهد رفت.



حوادث دیگری هم در شرف وقوع است که لازم است من این نکته را هم در این‌جا بیان کنم - که بنا دارم این نکته جدید را چندین مرتبه دیگر هم بیان کنم - و آن، این که بدانید انقلاب اسلامی، نهایتاً تا پنجاه سال عمر می‌کند و بیشتر از این، طول نمی‌کشد. در ده سال ابتدایی آن، امام راحل عظیم‌الشّأن بودند و الآن هم 27 سال است که امام‌المسلمین هستند. لذا این پرچم به دست مبارک حضرت حجّت خواهد رسید.



اولیاء خدا فرمودند: از 1400 در 1400 دیگر برای ظهور لحظه‌شماری (نه روزشماری) کنید. گرچه امکان دارد زودتر هم باشد؛ چون انسان می‌تواند قضا و قدر را با دعا برگرداند، «الدّعاء یردّ القضاء».



لذا از آن طرف هم مردم باید آماده باشند؛ چون امام معصوم نمی‌آید، مگر این که مردم، امّت باشند. لذا این که بیان کردیم: وحدت باید در محور ولایت باشد و بحث امام و امّت جا بیفتد، تمرینی برای قبل از ظهور است که وقتی آقا جان، حضرت حجّت(روحی له الفداء) آمد، دیگر آماده باشیم. چون ما نائبش را به عنوان امام و خود را به عنوان امّت او پذیرفتیم و این‌چنین تمرین کردیم. لذا بعد از ظهور دیگر با مقوله امام و امّت، غریبه نخواهیم بود. پس این یک نکته بسیار مهمّی است که باید در آن، دقّت کرد.



حال، یک عدّه تصوّر خام کردند که می‌توانند با ورود به خبرگان، رهبری را عوض کنند. امّا باید بدانند که رهبری از ناحیه خداوند بوده است. ثانیاً آن‌هایی که -نعوذبالله- برای ده سال دیگر برنامه‌ریزی کردند، باید بدانند که چنین اتّفاقی نخواهد افتاد و خود ایشان (رهبر فرزانه ما) به فضل و کرم الهی، پرچم را به دست آقا جان، حضرت حجّت(روحی له الفداء) خواهند داد.



لذا ما باید مراقب نفس دون باشیم، چرا که این نفس دون باعث این حرف‌ها هست. چه بحث شورایی و چه بحث تغییر دادن. در مورد بحث شورایی هم قبلاً بیان کردم که اگر شورایی کردن صحیح بود، امام حسن و امام حسین(علیهما الصّلاة و السّلام) هم شورایی امامت می‌کردند، ولی تا امام حسن(علیه الصّلاة و السّلام)، امام است، امام حسین(علیه الصّلاة و السّلام)، ولو بالقوّه امام است، امّا امامتی ندارد و این نکته بسیار مهم است.



مطالبی دیگر هم به وقوع خواهد پیوست که شاید خیلی مناسب نباشد که بیان کنیم، امّا از طرفی هم باید آمادگی باشد، لذا بدانید در افغانستان و پاکستان و در اطرافمان در خلیح فارس، اتّفاقاتی می‌افتد و باید آمادگی فراوانی داشته باشیم. اگر در حول محور ولایت و امام بودیم، طبیعی است که موفّق خواهیم شد. لذا باید هشیار و بیدار بود.



البته نکته‌ای هم هست و آن، این که وقتی بحث وحدت حول محور ولایت را مطرح می‌کنیم، باید همه از سهم‌خواهی دست بکشند. بنده هم - گرچه اطّلاعیه‌ای را خواهم داد، امّا از همین جا هم بیان می‌کنم که - انصراف خودم را از انتخابات مجلس خبرگان رهبری تبیین می‌کنم تا راه برای دوستان باز باشد و از کسانی هم که احتمالاً در لیست واحد جامعتین نیستند، از همین جا دست آن‌ها را می‌فشارم و به محضر مبارکشان عرض ادب می‌کنم و از آن‌ها درخواست عاجزانه دارم که برای رضای خدا و برای از بین نرفتن وحدت، انصراف دهند. لذا این‌طور نشود که آن‌ها هم در مقابل جامعتین، لیستی مجزّا ارائه دهند، ولو به این که اسامی موجود در لیست جامعتین، آن‌طور که این‌ها می‌خواهند، انقلابی و ولایی و ... نباشند، گرچه إن‌شاءالله همه خوب هستند، امّا شاید آن‌طور که این آقایان می‌خواهند، نباشند.



لذا باید وحدت حفظ شود و لیست‌های متفاوت تبیین نشود. گرچه شاید یک عدّه نظرشان این باشد که وجود لیست‌های مختلف، نشان از دموکراسی و هیجان زیاد و مشارکت بیشتر مردم است، امّا ابعاد مختلف این مطلب را باید درنظر بگیریم که یکی از آنان، این است که شاید لیست‌های متعدّد، سبب از بین رفتن اتّحاد و تفرّق آراء و به سر کار آمدن افرادی شود که نه دنیای ما را تأمین می‌کنند و نه آخرت ما و یقین بدانید چنین افرادی با ولایت مشکل دارند و زاویه بسیار زیادی با آن دارند و هدفشان را هم این قرار داده‌اند که این سیّد عظیم‌الشّأن را بردارند و کار را به جایی برسانند که این‌قدر وضعیّت داخلی حسّاس شود و فتنه با داعش گره بخورد که حتّی برخی از خصّیصین و کسانی که سینه‌چاک ولایت هم هستند، بگویند: مگر امام راحل عظیم‌الشّأنمان نفرمود: حفظ نظام، اوجب واجبات است، حالا اگر امام المسلمین هم نبود، چه اشکالی دارد؟! اصل، حفظ نظام است. لذا قصدشان این است که چنان صحنه را غبارآلود ‌کنند که برخی عقب‌نشینی کنند و این، هم نکته بسیار مهمّی است که باید در آن، مراقبت و مواظبت و تأمّل کرد.



این هم به وجود نمی‌آید إلّا به اتّحاد. طبیعی است مردم هم از تمام کسانی که چه در مجلس خبرگان و چه در مجلس شورای اسلامی ورود پیدا می‌کنند، انتظار دارند که مطیع ولایت و امام‌المسلمین باشند.



مطالبی دیگری هم هست که إن‌شاءالله بنده در صحبت‌های آینده‌ام بیان خواهم کرد؛ چون این یکی دو هفته بنده به واسطه این که ثبت نام کرده بود، معذور بودم و نمی‌توانستم خیلی صحبت کنم که تصوّراتی شود، امّا حال، احساس راحتی می‌کنم که می‌توانم به خوبی هر چه که تکلیفم هست، بیان کنم و دیگر به این عنوان نیست که بگویند: می‌خواهد سنگ خودش را به سینه بزند و بگوید ما ولایی هستیم، تا به مجلس راه پیدا کند. والله از اوّل هم بر این امر راضی نبودم، از بس آقایان آمدند و رفتند، پذیرفتم و حالا هم این بار از روی دوشم برداشته شد و من الحمدلله از این بابت خوشحال هستم.



لذا همان‌طور که بیان کردیم: ما در باب لیست واحدی که از جامعتین می‌آید، نگاه نکنیم که فلانی چنین است و با ولایت زاویه دارد و ...، بالاخره وقتی آقایان این لیست را آوردند، چاره‌ای نداریم که بپذیریم. به خاطر خدا کوتاه بیاییم تا إن‌شاءالله رشد خوبی باشد. بالاخره باید تحمّل کنیم، امّا نه این که خود را به خواب بزنیم و غفلت کنیم. مراقب و مواظب باشیم و إن‌شاءالله مردم هم باید به فضل و کرم الهی مراقب آن افراد هم باشند تا إن‌شاءالله مطلب درستی به وجود بیاید.




[1] اسراء/ 85.

[2] فتح/ 29.





منبع:سایت حوزه علمیه ی امام مهدی(عج)



http://emammahdy.com/Content/Content.aspx?PageCode=58673


برچست ها :
تعداد بازدید : 60
     
print

مهمِ مهم، نخونی ضرر کردی/اهمیت و جایگاه پاکسازی بدن در طب سنتی ایرانی اسلامی

نظرات 0

اهمیت و جایگاه پاکسازی بدن در طب سنتی ایرانی اسلامی
نوشته شده توسط مدیر در ۰۳/۰۱/۱۳۹۱ – ۴:۰۶ ب.ظ -


از اصول مسلم در طب اسلامی پرهیز از مصرف دارو در اولین مواجهه با بیماری و اولویت دادن به روشهای پاکسازی است و در آن زمان که صرفا داروهای گیاهی وجود داشت نیز تاکید بر این بوده که پاکسازی مقدم بر خوردن داروست. امیر مومنان علی علیه السلام در جمله ای بسیار زیبا و بلیغ این اصل مهم را تبیین فرموده اند: « هیچ دارویی نیست جز این که بیماری را بر می انگیزد و هیچ چیز برای بدن مفیدتر از این نیست که از چیزی که به آن احتیاج ندارد پرهیز کند».

بعضی از همکاران طی سالیان گذشته بر ما خرده گرفته اند که بیش از آنچه در منابع طب سنتی آمده بر انجام روشهای پاکسازی مثل حجامت و فصد تکیه می کنیم در صورتی که اگر دارای درک صحیح از شرایط زندگی و بدنهای امروز باشیم، اجتهاد این واقعیت که روشهای پاکسازی بر تجویز دارو (حتی گیاهی) مقدم است، دشوار نخواهد بود.

امروز، منافذ و مجاری بدنهای دچار امتلاء از اخلاط را می توان به خیابانی پر ترافیک تشبیه کرد. و روشن است که اکتفا کردن به تجویز داروهای گیاهی در این شرایط مانند این است که بخواهیم در این راه بندان با سرعت حرکت کنیم.

متاسفانه بسیاری از اطبای سنتی ما شرایط فعلی را دریافت نکرده لذا در اولین مواجهه با بیمار، به تجویز مقادیر زیادی از داروهای گیاهی می پردازند که این کار ضمن تحمیل هزینه زیاد به بیماران نتیجه مورد انتظار را هم نخواهد داشت و بنده به تجربه دیده ام که بیماران به چنین درمانهایی پاسخ مناسب نمی دهند و بعضا از طب سنتی هم سرخورده می شوند.

علت این که برخی مطرح می کنند، طب سنتی دیر تاثیر می گذارد یا در بعضی بیماران اثر ندارد بی توجهی به همین اصل مهم است. در واقع اشتباه پزشک در طی کردن صحیح مراحل درمان به حساب ضعف یا ناکارآمدی طب سنتی گذاشته می شود.

این حقیقت نه تنها در طب که در مسائل اخلاقی هم ساری و جاری است. در خودسازی هم اساتید فن می گویند تهذیب نفس و ترک گناه مقدم بر انجام عبادات مستحبی است

اول ای دل دفع شر موش کن وانگهی در جمع گندم کوش کن

فردی که مبتلا به گناهان است عباداتش او را به سلامت نفس نمی رساند و بدنی که دچار امتلاء از اخلاط است داروها (نه شیمیایی و نه گیاهی) برای او شفابخش نخواهد بود.

اینجانب جهت تبیین این اصل مهم مقاله ای نوشته ام با عنوان:

“اهمیت و جایگاه پاکسازی بدن در طب سنتی ایرانی اسلامی”



بدن فضولات و سموم حاصل از هضم مواد غذایی را توسط روده (مدفوع)، کبد وکلیه ها (ادرار) و نیز از راه تعریق دفع می کند اما در بسیاری از موارد این راههای طبیعی تکافوی پاکسازی بدن را نکرده و تجمع مواد زائد بیماری های متعددی را پدید می آورد. در طب اسلامی و سنتی طبیب در این گونه موارد به کمک بیمار آمده و از روشهایی مثل حجامت، فصد، تجویز قی آور، مسهل، تنقیه، عطسه آور و …..برای پاکسازی بدن استفاده می کند.

تاکیدی که در روایات طبی بر انجام روشهای پاکسازی بدن شده از طب سنتی نیز بیشتر است تا جایی که در روایات متعدد از پیامبر اکرم و ائمه اطهار علیهم السلام بین ۳ تا ۷ مورد از این روشها را نام برده و اساس طب اسلامی را استوار بر آن دانسته اند. به عنوان مثال در یکی از این روایات آمده است:

« طب عرب در ۶ چیز است: حجامت، حقنه، حمام، سعوط، قی، شربت عسل و آخرین درمان داغ کردن است و چه بسا نوره کشیدن نیز به آن اضافه شود.»

در این مقاله با استناد به رساله طبی امام رضا علیه السلام و سایر منابع طب اسلامی به اثبات اهمیت و جایگاه روشهای پاکسازی بدن و معرفی انواع روشهایی که برای این منظور به کار می رود پرداخته شده است



علل نیاز به پاکسازی بدن در سلامت و بیماری:

الف) زیاده روی در مصرف مواد غذایی:

وقتی میزان مصرف مواد غذایی بیش از نیاز بدن باشد (افزایش کمیت) راه های طبیعی دفع به تنهایی جوابگو نبوده مواد زائد در بدن تجمع پیدا می کنند که در طب سنتی به آن «امتلاء به حسب الاوعیه» گفته می شود. جرجانی در توصیف این حالت می گوید:

« اخلاط و ارواح اندر تن فزون گردد و رگها و رهگذر های ارواح همه پر شود. مردم اندر هر حرکتی بر خطر آن باشد که رگی بشکافد یا خلطی راه نفس او را بگیرد و بیم خناق و صرع و سکته باشد. باید به سرعت رگ زنند و دارو خورند و طعام و شراب کمتر خورند.»

در طب اسلامی برای پیشگیری از این پدیده دستورات تغذیه ای مهمی وجود دارد:

۱- پرهیز از خوردن ناهار و اکتفا به دو وعده غذا در شبانه روز:

« و روزیشان در آن هر صبح و شب مهیّاست.»

از این آیه مى‏ توان چنین برداشت کرد که مهم‏ترین وعده‏ ى غذایى، صبحانه و شام است.

امام جعفر صادق علیه السلام خطاب به فردى که از سوء هضم و درد معده شکایت داشت ضمن خواندن آیه فوق فرمودند:

« فقط اول روز و اول شب به تغذیه بپرداز و میان صبحانه و شام چیزى نخور که ما یه ی فساد بدن است. مگر گفته‏ ى خدا را نشنیده‏ اى که مى‏ فرماید: روزى آنان بامدادان و شامگاهان است؟»

بنابراین بر خلاف عادت امروز که ناهار تبدیل به اصلی ترین وعده غذایی مردم شده است، در تغذیه اسلامی غذا خوردن در اواسط روز جایگاهی نداشته برای سلامت مضر می باشد و باید به دو وعده غذا در شبانه روز اکتفا کرد.

۲- گرسنه برخاستن از سفره:

در کتاب خصال شیخ صدوق حدیث عجیبى از حضرت علیه السلام خطاب به فرزندش امام حسن مجتبى‏ علیه السلام روایت شده است:

« اى پسرم آیا به چهار ویژگى که تو را از طب بى‏ نیاز مى‏ کند آگاهت سازم؟ بر سر سفره‏ى غذا ننشین مگر در حالى که گرسنه باشى و از طعام برنخیز مگر این که گرسنه باشى و غذا را خوب بجو و وقت خواب به دستشویى برو. پس اگر این کارها را انجام دهى از طب بى‏ نیاز مى‏ شوى.»

این برخلاف فرهنگ غالب مردم است که تا سیر نشوند دست از خوردن نمی کشند و بر سفره ها یکدیگر را سفارش و تشویق به سیر شدن می کنند.

امام رضا علیه السلام نیز دو بار در رساله ذهبیه تاکید فرموده اند:

« دست از طعام بردار درحالیکه هنوز به آن میل و اراده داری که برای معده و بدن تو بهتر است و باعث زیادی عقل و سبکی جسم تو می شود»

« دست از طعام بردار درحالیکه هنوز اشتها داری»

لازم به ذکر است که حضرت در رساله خود بدن را به زمین زراعی تشبیه و فرموده اند همانطور که به زمین زراعی نباید زیاد از حد آب رساند چرا که باعث خرابی دانه و محصول می شود، در مورد بدن نیز تدبیر در تغذیه ضروری است:

« هرکه صرف نماید از طعام زیاده بر قدر حاجت، آن غذا غذای او نمی شود و ضرر می رساند و هرکه بخورد به قدر حاجت نه زیادتر و نه کمتر نفع می رساند او را و در مورد آب نوشیدن نیز چنین است»

ب) بیماری و ضعف در اعضای طبیعی دفع :

در مواردی مثل یبوست گوارشی، بیماریهای کبدی و کلیوی، قطع نابهنگام عادت ماهیانه در بانوان (آمنوره) و یا در افرادی که تحرک و ورزش ندارند، روند دفع سموم و مواد زائد از بدن مختل می شود و در اثر تجمع این مواد در بدن بیمایهای متعددی ایجاد می شود. در واقع در حالت اول ورود مواد به بدن بیش از حد است و در این حالت خروج مواد کاهش می یابد. در این گونه موارد نیز لازم است تا طبیب به یاری بیمار شتافته ضمن درمان بیماری زمینه ای روشهای پاکسازی را نیز به کمک بگیرد.



ج) خوردن اغذیه بد و مسموم :

بعضی از افراد پرخوری نمی کنند ولی مواد غذایی بدون کیفیتی را مصرف می کنند. مصرف گوشت گاو که در روایات طبی و نیز منابع طب سنتی شدیدا مورد نهی قرار گرفته است، انواع ساندویچ و پیتزا، مواد غذایی حاوی رنگها و نگهدارنده های شیمیایی، مرغهای پرورش یافته با آنتی بیوتیک و داروهای هورمونی، کودهای کشاورزی و … همگی از این مقوله اند و باعث شده اند تا بدنهای ما امروز بیش از پیش مسموم و دچار امتلاء شوند این نوع امتلاء در طب سنتی «امتلاء به حسب القوه» نامیده شده است. در این حالت اخلاط از نظر کمی زیاد نشده ولی از نظر کیفی تباه شده اند.

حال اگر فرد معتاد به سیگار و مواد مخدر هم باشد فساد اخلاط و در نتیجه مسمومیت بدن او و نیازش به پاکسازی با روشهای طب اسلامی بیشتر خواهد بود. نکته جالب این است که وقتی به خون حاصل از حجامت یا فصد این قبیل افراد می نگریم متوجه غلظت و تیرگی بیش از حد آن می شویم و بعضا خون بوی تعفن دارد.



معرفی روشهای پاکسازی در طب اسلامی سنتی:

الف) گرسنگی کشیدن :

برخلاف فرهنگ و باور عامه مردم که از گرسنگی وحشت دارند تا جایی که حتی در سحرهای ماه مبارک رمضان نیز پرخوری می کنند تا مبادا در طول روز گرسنه شوند، در طب اسلامی توصیه به تحمل گرسنگی و تاثیر آن در سلامت بدن شده است.

امام علی علیه السلام می فرمایند:

« گرسنگی کشیدن، سودمند ترین درمان است»

« گرسنگی و بیماری با هم گرد نمی آیند»

سید اسماعیل جرجانی نیز در کتاب ارزشمند ذخیره خوارزمشاهی می گوید:

« روزه گرفتن و کم خوردن غذا، کار فصد را انجام می دهد چون آنچه از تن به تحلیل خرج شود بدل آن از غذا به عروق باز نیاید و خون کمتر تولد کند و نیز کار استفراغ بلغم را می کند چون در گرسنگی، قوت طبیعت، بلغم را بپزاند و هضم کند و خون گرداند و یا رقیق کرده به تحلیل خرج کند»

یعنی تحمل گرسنگی می تواند بیمار را از سایر روشهای پاکسازی مثل فصد یا قی کردن که دشوارترند بی نیاز کند. حال متوجه می شویم که چرا در روایات طب اسلامی تا این حد بر ارزش طبی گرسنگی (علاوه بر آثار سازنده معنوی آن) تاکید شده است

ب) حجامت:

از مهمترین راههای پاکسازی بدن حجامت است و نکته مهم این که تاکید بر انجام حجامت در طب اسلامی و روایات طبی بیش از منابع طب سنتی است تا جایی که به نقل از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله حجامت را هدیه شب معراج دانسته و در روایتی از حضرت نقل کرده که فرمودند:

« آنقدر جبرئیل مرا به انجام حجامت سفارش کرد که فکر کردم واجب است»

حضرت علی علیه السلام نیز حجامت را سلامت بخش از تمامی جهات بدنی و عقلی معرفی فرموده اند:

« به درستی که حجامت بدن را سالم و عقل را نیرومند می گرداند.»

حجامت از جمله روشهای پاکسازی است که علاوه بر خواص درمانی، خاصیت پیشگیری نیز دارد. براین اساس انجام آن برای افراد سالم نیز سفارش شده است. (البته تجویز آن باید با در نظر گرفتن نوع مزاج فرد و با توصیه طبیب باشد)

مکانیسمهای تاثیر حجامت متعددند ولی یکی از مهمترین آنها پاکسازی بدن از اخلاط فاسد و رفع امتلاء است. تاثیر حجامت در سم زدایی و پاکسازی بدن در طب اسلامی به حدی است که در منابع متعدد ذکر شده که زنی یهودی به پیامبر اکرم (ص) و یارانشان غذایی مسموم خوراند. حضرت بعد از اطلاع از این امر فورا حجامت فرمودند و یاران خود را نیز امر به حجامت کردند.

ما امروز با الهام از این خاصیت حجامت، بسیاری از مصدومین شیمیایی را حجامت کرده و تاثیرات شگرف آن را در پاکسازی بدن آنان از اخلاط فاسد دیده ایم.

امام رضا علیه السلام در رساله خود می فرمایند:

« حجامت بین دو کتف برای خفقان ناشی از امتلاء و حرارت نافع است. حجامت ساقین امتلاء را بسیار کم می کند و برای بیماریهای مزمن کلیه و مثانه و رحم نافع است و خون حیض را روان می کند…»



ج) فصد عروق:

فصد به خونگیری از رگهای مختلف بدن به منظور درمان بیماریهای مختلف گفته می شود. از منابع طب اسلامی و سنتی چنین برداشت می شود که فصد بیشتر خواص درمانی دارد و مثل حجامت نیست که به شکل وسیع و برای افراد سالم نیز تجویز شود مگر افرادی که در اثر پرخوری دچار امتلاء شده باشند. فصد در این قبیل افراد کاربرد زیادی دارد زیرا باعث دفع همه اخلاط از بدن می شود. به همین دلیل است که فصد را « استفراغ کلی» نامیده اند. سید اسماعیل جرجانی در این مورد می گوید:

« هرگاه خون و سایر اخلاط همه به یکبار زیادت شده باشد (امتلاء) رگ زدن در این حالت استفراغی کلی است زیرا خلطها با خون آمیخته باشد اندر رگها و از هر خلطی بهره ای با خون بیرون آید.»

تاثیر دیگر فصد که مهم می باشد، دفع سودا از عمق بدن است (روایت آن را در بحث قی کردن ملاحظه کنید)



د) تجویز مسهل:

تجویز مسهل در طب رایج بسیار محدود می باشد. در مواردی که بخواهند روده را برای تصویربرداری یا انجام جراحی تخلیه کنند، مسهل می دهند که در واقع از مسهل نه جهت دفع اخلاط فاسد و درمان بیماری بلکه به منظور زمینه سازی برای اقدامات تشخیصی و درمانی کمک می گیرند. در طب اسلامی و سنتی انواع مسهل ها در بیماریهای گوناگون برای دفع اخلاط مختلف تجویز می شوند و این روش پاکسازی نیز فصل بزرگی را به خود اختصاص داده است.

امام رضا علیه السلام در رساله خود هر سه روش حجامت، فصد و مسهل خوردن را در اولین ماه بهار که بهترین زمان پاکسازی بدن از اخلاط است سفارش فرموده اند:

« فصل بهار، روح زمان است و اولین ماه آن آذار است (ماه رومی) … پسندیده است در این زمان خوردن مسهل و انجام فصد و حجامت»

ز) حمام :

حضرت ثامن الحجج علیه السلام در رساله خود می فرمایند:

« نفع حمام عظیم است. باعث اعتدال مزاج و پاکسازی بدن می شود …فضولات را می گدازد و چرک را می برد»

در طبّ اسلامى به حمام تنها به عنوان محلى براى نظافت و بهداشت نگریسته نشده بلکه براى آن آثار درمانى قائل بودند.

حضرت رسول‏صلى الله علیه وآله مى‏فرماید: « دواى بلغم حمام است»

در کتاب “دقایق العلاج” در مورد نقش درمانى حمام آمده است:

. از این درمان نیز بسیارى از پزشکان قشرى غافل مانده‏اند. این درمان باعث خروج فضولات بدن از راه طبیعى مى‏شود و مراد از حمام در اخبار آل محمد همین است.»

توجه ویژه‏ى طبّ اسلامى و سنتى به تأثیر حمام در درمان بیمارى‏ها باعث شده بود که از قدیم گرمابه‏هایى ساخته شود که در آن‏ها پزشکان مسلمان از هوا، بخار، آب سرد و گرم و مشت و مال استفاده‏هاى پزشکى به عمل آورده و رساله‏هایى نیز در این‏باره تألیف کنند. از جمله محمد ابن زکریاى رازى رساله‏اى در مورد حمام و منافع و مضرّات آن تألیف کرده است. هم‏چنین ابن سینا از فواید طبى گرمابه سخن گفته و حتى روایت شده که او و رازى برخى از بیماران خود را در حمام مداوا مى‏کردند.



گوستاولوبون مورّخ معروف فرانسوى در مورد حمام‏هاى قدیم مسلمانان مى‏گوید:

« بین حمام مشرق با حمام مغرب از نظر صحّى و رفع خستگى فرق نمایانى موجود مى‏باشد. حمام مزبور محلى است که مردم مى‏توانند در آن جا همدیگر را ملاقات کنند و با هم مشغول صحبت شوند و آن در طرز معاشرت اهل مشرق عاملى است بس مؤثر… واقعاً براى رفع خستگى و در آمدن از کسالت وسیله‏اى بهتر از این حمام نیست و اى کاش در شهرهاى معظّم اروپا چنین حمامى وجود داشت.»

نتیجه گیری :

بدنهای مردم در شرایط زندگی امروز دچار امتلاء و مملو از اخلاط فاسد شده است. پرخوری، کم تحرکی، خوردن اغذیه بدون کیفیت و فاسد، مصرف مداوم داروهای شیمیایی و عدم بهره گیری از روشهای پاکسازی بدن که مورد تاکید فراوان معصومین علیهم السلام بوده باعث تشدید این وضعیت شده است. بنابراین جای تعجب نیست که اعلام می شود ۵۰% مرگ و میر در کشور ما ناشی از بیماریهای قلبی و ۲۰% ناشی از سرطان است و فقط ۴۰۰۰ نفر در سال کلیه های خود را از دست می دهند.

در چنین شرایطی شرکتهای دارویی چند ملیتی غرب نیز که ماهیت استعماری داشته و صرفا به فکر منافع خود می باشند با تبلیغات کاذب و رنگارنگ خود مردم را تشویق به مصرف دارو می کنند تا جایی که ۲۶% قیمت داروها صرف تبلیغ آن می شود. امروز واژه « بیمارسازی» به عنوان یکی از فعالیتهای این شرکتها و عوامل داخلی آنها کاملا شناخته شده است. منظور از بیمارسازی القای این مطلب است که شما برای آرامش اعصاب، برای تقویت بدن و در یک کلام زندگی بهتر، نیاز به مصرف داروهای آنها دارید. این در حالی است که امیرالمومنین علی علیه السلام در نهج البلاغه می فرماید:

« با بیماریت راه برو تا زمانی که با تو راه می آید» و فرمود:

« مسلمان درمان نمی کند تا زمانی که بیماری بر سلامتش غلبه کند»

از اصول مسلم در طب اسلامی پرهیز از مصرف دارو در اولین مواجهه با بیماری و اولویت دادن به روشهای پاکسازی است و در آن زمان که صرفا داروهای گیاهی وجود داشتند نیز تاکید بر این بوده که پاکسازی مقدم بر خوردن داروست.





منابع:

· قرآن کریم

· نهج البلاغه

· رساله ذهبیه امام رضا علیه السلام

· خصال شیخ صدوق

· الکافی

· وسائل الشیعه

· دانشنامه احادیث پزشکی

· ذخیره خوارزمشاهی

· قانون

· راز درمان دکتر عبداله احمدیه ج ۱

· تاریخ تمدن اسلام و عرب/ گوستاولوبون



· دکتر رضا منتظر

· محقق و مدرس طب اسلامی سنتی

http://www.mehrteb.ir/fa/archives/1256


برچست ها :
تعداد بازدید : 2
     
print

کسانی که زیاد استمنا کرده اند و به بدن خود آسیب رسانده اند

نظرات 0

کسانی که زیاد استمنا کرده اند و به بدن خود آسیب رسانده اند:


برای جبران و تقویت جسمی، خوردن مواد قندي مثل خرما، کشمش و عسل، همچنین مصرف روزانه میوه و سبزیجات، حبوبات مثل عدس و مصرف هفتگی گوشتها را در برنامه غذایی خود قرار دهید. انجام ورزش روزانه، تفريح و گردش هاي سالم در بازگشت سلامتي شما بسيار مؤثر است.
در پایان تاکید می کنیم كه بيش از حد خود را نگران نسازيد و استرس به خود راه ندهيد كه خود نگراني و استرس وسيله اي براي افزايش مشكلات شما خواهد بود و بهبود عوارض را به تاخير خواهد انداخت.


منبع:سایت پرسمان

/www.moshavereh.porsemani.ir



لازم به ذکر است که کسانی که ازدواج کرده اند نیز اگر عمل زناشویی را بسیار زیاد انجام دهند برای بدن مضر است و برای جبران، همین نکاتی گفته شده را رعایت کنند.


برچست ها :
تعداد بازدید : 5
     
print

خودتون افراطی هستید نه جوانان حزب اللهی

نظرات 0

رهبر معظم انقلاب در دی ماه سال جاری با انتقاد از سیاست زده شدن انتقاد از افراطی گری فرموده بودند: « یک عادتی هم در بعضی پیدا شده است که همین‌طور مدام تکرار میکنند «تندروها، تندروها»؛ خب بله، تندرَوی و کندرَوی -طرف افراط و تفریط- هر دو بد است، این معلوم است امّا [اینکه] تندروی چیست، کندروی چیست، خطّ میانه کدام است، چیزهای خیلی واضح و روشنی نیست، جزو مسائل بیّن نیست، تبیین لازم دارد».

ایشان در ادامه سخنان خود با اشاره به این که هدف از بیان این سخنان تخریب جوانان مومن و انقلابی است فرمودند: «من میفهمم که بعضی وقتی میگویند تندروی، جریان حزب‌اللّهی و مؤمن مورد نظرشان است؛ نه! جریان مؤمن را، جریان انقلابی را، جوانان حزب‌اللّهی را متّهم نکنید به تندروی؛ اینها همان کسانی هستند که با همه‌ی وجود، با همه‌ی اخلاص در میدان حاضرند، آنجایی هم که دفاع از مرزها لازم باشد، دفاع از هویّت ملّی لازم باشد، مسئله‌ی جان دادن و خون دادن مطرح باشد، همینها هستند که به میدان می‌آیند. به صِرف اینکه یک جایی یک قضیّه‌ای واقع بشود که مورد قبول و تأیید نباشد، فوراً پای حزب‌اللّهی‌ها را [وسط] بکشند، مثل قضیّه‌ی سفارت عربستان که البتّه کار بسیار بدی بود، کار غلطی بود و هرکسی کرده باشد کار غلطی است؛ جماعت مؤمن را، جوانهای انقلابی را که هم انقلابی‌اند -چون بنده با این جوانها تا حدود زیادی و از دور و نزدیک اُنس دارم- هم خیلی اوقات عقلشان و فهمشان و تعقّلشان هم از بعضی از بزرگ‌ترها خیلی بیشتر است، خوب میفهمند، خوب تحلیل میکنند، خوب مسائل را تشخیص میدهند و سینه‌چاک انقلابند، سینه‌چاک اسلامند، به این بهانه ما تضعیف کنیم که فلان قضیّه در فلان‌جا اتّفاق افتاده است که اتّفاق بدی بوده! بله، سفارت عربستان که هیچ، در سفارت انگلیس هم که چند سال پیش، آن اتّفاق افتاد، بنده بدم آمد؛ اصلاً هیچ قابل قبول نیست این‌جور عملیّات؛ این عملیّات عملیّات بسیار بدی است، به ضرر کشور و به ضرر اسلام و به ضرر همه است؛ این را بهانه قرار ندهند برای اینکه جوانهای انقلابی ما را مورد تهاجم قرار بدهند؛ این هم یک مسئله است».



ایشان در بیانات خود در جمع اقشار مختلف مردم در ۱۸ شهریور سال جاری فرموده بودند:

«سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابیگری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور میرسد».















منبع:رجانیوز


برچست ها :
تعداد بازدید : 3
     
print
/'

ابزار هدایت به بالای صفحه

On(this)

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

onmouseout=

پیج رنک گوگل

پیج رنک سایت شما

پیج رنک

border='0' src='http://samenblog.com/images/smilies/040-gif.gif'