دلیل اصلی ابتلای افراد به سرطان خون
«دستاوردهای علم پزشکی از جنبه سرطان‌شناسی و درمان آن در یکی‌دو دهه اخیر انقلابی بزرگ در علم پزشکی محسوب می‌شود و تقریبا ۵۰ درصد از بیماران جان سالم به در می‌برند اما همچنان نیمی دیگر از بیماران به‌دلیل شدت بیماری جان می‌سپارند.»
هفته نامه سلامت: اینها بخشی از گفته‌های دکتر غلامرضا توگه، فوق‌تخصص خون و سرطان بالغان و دانشیار دانشگاه علوم‌پزشکی تهران است که در این گفت‌وگو پای حرف‌های او درباره همین بیماری نشسته‌ایم.

در بیماری سرطان خون بالغان کدام سلول‌های خونی درگیر هستند؟

تعریف سرطان خون به‌طور ساده همان سرطان گلبول‌های سفید خون و منشاء آن در سلول‌های مغز استخوان یعنی محل ساخت گلبول‌های سفید است. این سلول‌ها وارد خون می‌شوند و می‌توانند بافت‌های مختلف بدن را درگیر کنند.

سرطان خون چند نوع دارد؟

سرطان گلبول‌های سفید خون ۲ گروه حاد و مزمن دارد که هرکدام از این گروه‌ها نیز به ۲ نوع سرطان با منشاء میلوئیدی و لنفوسیتی تقسیم‌ می‌شوند. نوع سرطانی که در بالغان مشاهده می‌کنیم به ترتیب اولویت از نوع حاد میلوئیدی، سپس سرطان مزمن لنفوئیدی و سرطان مزمن میلوئیدی است. سرطان لنفوسیتی حاد سرطان اطفال محسوب می‌شود و از هر ۴ بیمار مبتلا به این نوع سرطان یک نفر بالغ و ۳ نفر کودک است.

مشخص‌ترین علامت در بیماران چیست؟

اغلب بیماران با کم‌خونی و علائم ناشی از آن مانند رنگ‌پریدگی، تپش قلب و افزایش ضربان قلب، تب و ضایعات خونریزی‌دهنده به پزشک مراجعه می‌کنند. این علائم در افراد بالغ به‌خصوص در سنین بالا باید جدی گرفته شود و افراد با دیدن آن خیلی زود به پزشک مراجعه کنند تا با معاینه دقیق و در صورت نیاز انجام آزمایش‌های تکمیلی علت کم‌خونی، تب و... مشخص شود ولی به‌طور کلی سرطان خون علائم اختصاصی ندارد.

برای تشخیص قطعی چه آزمایش‌هایی از بیماران درخواست می‌کنید؟

در آزمایش ساده خون کاهش غیرعادی سلول‌های خونی را مشاهده می‌کنیم. اولین علامتی که در آزمایش بیماران مبتلا به سرطان دیده می‌شود، کاهش تعداد گلبول‌های قرمز، سفید و پلاکت‌هاست. کاهش گلبول‌های قرمز باعث کم‌خونی، کاهش پلاکت‌ها باعث خونریزی‌های مخاطی در دهان، لثه و بینی و خونریزی‌های زیرجلدی می‌شود که با کبودی در پوست همراه است و کم شدن سطح گلبول سفید که بیمار را مستعد ابتلا به عفونت می‌کند.

بسیاری از بیماران مبتلا به سرطان خون حاد با خونریزی‌های مخاطی و عفونت مقاوم به درمان و مبتلایان به سرطان‌های خون مزمن با بزرگی طحال و غدد لنفاوی به پزشک مراجعه می‌کنند. برای تشخیص نیز باید سلول‌های خونی و نمونه از مغز استخوان به آزمایشگاه پاتولوژی یا آسیب‌شناسی فرستاده شود تا نوع دقیق سرطان شناسایی شود.

دلیل اصلی ابتلای افراد به سرطان خون چیست؟

محققان علت بروز سرطان‌های خون از هر نوعی را تلفیقی از ژنتیک و محیط می‌دانند. عوامل محیطی مانند بنزن، اشعه یونیزان و استفاده از داروهای تضعیف‌کننده ایمنی از عوامل مهم در ایجاد سرطان خون در بالغان هستند. عوامل ژنتیکی نیز احتمال بروز سرطان را افزایش می‌دهند. مثلا افرادی که به نشانگان داون مبتلا هستند بیشتر در معرض انواع سرطان خون قرار دارند.

در موارد بسیار نادر هم علت می‌تواند فامیلی باشد. البته سرطان از نوع فامیلی ۲ گروه دارد؛ بعضی از افراد اختلال ژنتیکی ویژه‌ای دارند مثل بیمارانی که دچار نشانگان لی-فرومنی هستند و جهشی در ژن ۵۳ شان دارند.

گروه دوم بیماران هم مستعد سرطان هستند یعنی در خانواده و فامیل چند نفر به سرطان خون مبتلا شده‌اند و در بررسی‌ها علت دقیق یا ژن خاصی هم دیده نمی‌شود.

انشمندان در حال بررسی وضعیت ژنومی یعنی مجموعه یک میلیون ژن در فرد هستند تا متوجه شوند کدام افراد مستعد سرطان هستند اما این مطالعات هنوز به شکل تحقیقاتی است. البته دانشمندان معتقدند بعضی از افراد به‌دلیل مجموعه‌ای از ژن‌ها و نه یک ژن خاص استعداد بیشتری در ابتلا به سرطان دارند.

کدام بیماران بیشتر در معرض خطر هستند؟

بیشتر بیمارانی که در اثر این سرطان فوت می‌کنند، به نوع خطرناک آن مبتلا هستند. سرطان حاد میلوئیدی و سرطان حاد لنفوئیدی به ترتیب بیشترین مرگ و میر را به خود اختصاص می‌دهد و آمار مرگ و میر در سرطان‌های مزمن کمتر است.

پیوند مغز استخوان؛ نقطه عطفی در درمان سرطان خون

درمان بیماران با شیمی‌درمانی شروع می‌شود و بعد از اینکه شرایط مهیا شد و بدن پاسخ مناسبی به درمان داد، باید بیمار را برای پیوند مغز استخوان آماده کرد. درمان‌های حمایتی مانند تجویز خون و فراورده‌های خونی و کمک از متخصصان طب تسکینی برای کاهش درد بیمار و کاهش مشکلات روانی در امر درمان کمک‌کننده است. روش‌های درمانی در طول ۵۰ سال گذشته به‌تدریج بهتر شده به نحوی که آمارها نشان می‌دهد درمان‌پذیری سرطان‌ خون موفق‌تر شده است.

گزارش‌های سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ نشان می‌دهد بهبود در سرطان خون اطفال ۳۰ درصد بوده ولی در گزارش‌های دهه ۹۰ حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد کودکان مبتلا به سرطان خون نجات پیدا کردند. در مورد بالغان نیز در سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۰ بهبود بیماران کمتر از ۲۰ درصد بود که این رقم امروزه به ۵۰ درصد افزایش یافته است.

بدون شک یکی از نقاط عطف درمان سرطان در بالغان، پیوند مغز استخوان است. مهم‌ترین پیشرفتی که در پیوند مغز استخوان انجام شده این است که می‌توان از افراد غیرخویشاوند سلول‌های بنیادی را به دست آورد و همین کار باعث شده درصد زیادی از بیماران که نمی‌توانند پیوند مغز استخوان را از بستگان نسبی خود بگیرند، نجات یابند. این مساله آمار درمان موفق را بالا برده است.

رجانیوز


♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛♛


*مبنای علوم انسانیِ دانشمندان غربی، غیر الهی است


امام خامنه‌ای:

-حقیقتاً ما نیازمند آن هستیم که یک تحوّل بنیادین در علوم انسانى در کشور به‌وجود بیاید. این به معناى این نیست که ما از کار فکرى و علمى و تحقیقىِ دیگران خودمان را بى‌نیاز بدانیم - نه، برخى از علوم انسانى ساخته‌وپرداخته‌ غربى‌ها است؛ در این زمینه کار کردند، فکر کردند، مطالعه کردند، از آن مطالعات باید استفاده کرد - حرف این است که مبناى علوم انسانى غربى، مبناى غیرالهى است، مبناى مادّى است، مبناى غیر توحیدى است؛ این با مبانى اسلامى سازگار نیست، با مبانى دینى سازگار نیست(۱۳۹۳/۰۴/۱۱ بیانات در دیدار اساتید دانشگاه)

-اساسی‌ترین کار این است که مبنای علمی و فلسفیِ تحوّل علوم انسانی باید تدوین بشود؛ این کار اساسی و کار اوّلی است که بایستی انجام بگیرد. (۱۳۹۲/۰۹/۱۹ بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی)

-مبانی علوم انسانی در غرب از تفکرات مادی سرچشمه می‌گیرد. هر کس که تاریخ رنسانس را خوانده باشد، دانسته باشد، آدم‌هایش را شناخته باشد، این را کاملاً تشخیص می‌دهد. خب، رنسانس مبدأ تحولات گوناگونی هم در غرب شده؛ اما مبانی فکری ما با آن مبانی متفاوت است. هیچ ایرادی هم ندارد که ما از روانشناسی و جامعه‌شناسی و فلسفه و علوم ارتباطات و همه‌ رشته‌های علوم انسانی که غرب ایجاد و تولید کرده یا گسترش داده، استفاده کنیم. من بارها گفته‌ام که ما از یادگیری به هیچ وجه احساس سرشکستگی نمی‌کنیم. لازم است یاد بگیریم، از غرب یاد بگیریم، از شرق یاد بگیریم - «اطلبوا العلم ولو بالصّین» - خب، اینکه روشن است.

ما از این احساس سرشکستگی می‌کنیم که این یادگیری به دانایی و آگاهی و قدرت تفکر خود ما منتهی نشود. همیشه که نمی‌شود شاگرد بود؛ شاگردی می‌کنیم تا استاد شویم. غربی‌ها این را نمی‌خواهند؛ سیاست استعماری غرب از قدیم همین بوده؛ می‌خواهند در دنیا یک تبعیضی، یک دو هویتی‌ای، یک دو درجه‌ای در مسائل علمی وجود داشته باشد. ((۱۳۹۰/۰۵/۱۹بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار جمعی از دانشجویان)



*وظیفه حوزه‌ها و علمای دین در تولید متون اسلامی

-حوزه‌های علمیه و علمای دین پشتوانه‌هایی هستند که موظفند نظریات اسلامی را در این زمینه از متون الهی بیرون بکشند، مشخص کنند، آنها را در اختیار بگذارند، برای برنامه‌ریزی، برای زمینه‌سازی‌های گوناگون. پس نظام اسلامی پشتوانه‌اش علمای دین و علمای صاحب‌نظر و نظریات اسلامی است؛ لذا نظام موظف به حمایت از حوزه‌های علمیه است، چون تکیه‌گاه اوست. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‏ ۱۳۸۹/۰۷/۲۹)

-من درباره‌ علوم انسانی گلایه‌ای از مجموعه‌های دانشگاهی کردم - بارها، این اواخر هم همین جور - ما علوم انسانی‌مان بر مبادی و مبانی متعارض با مبانی قرآنی و اسلامی بنا شده است. علوم انسانی غرب مبتنی بر جهان‌بینی دیگری است؛ مبتنی بر فهم دیگری از عالم آفرینش است و غالباً مبتنی بر نگاه مادی است. خوب، این نگاه، نگاه غلطی است؛ این مبنا، مبنای غلطی است. این علوم انسانی را ما به صورت ترجمه‌ای، بدون اینکه

ـ هیچ گونه فکر تحقیقیِ اسلامی را اجازه بدهیم در آن راه پیدا کند، می آوریم تو دانشگاه‌های خودمان و در بخش‌های مختلف اینها را تعلیم می‌دهیم؛ در حالی که ریشه و پایه و اساس علوم انسانی را در قرآن باید پیدا کرد. یکی از بخشهای مهم پژوهش قرآنی این است. باید در زمینه‌های گوناگون به نکات و دقایق قرآن توجه کرد و مبانی علوم انسانی را در قرآن کریم جستجو کرد و پیدا کرد. (۱۳۸۸/۰۷/۲۸ بیانات رهبری در دیدار جمعی از بانوان قرآن‌پژوه کشور )

-تحول و ارتقاء علوم انسانى با: تقویت جایگاه و منزلت این علوم، جذب افراد مستعد و با انگیزه، اصلاح و بازنگرى در متون و برنامه‌ها و روش‌هاى آموزشى، ارتقاء کمى و کیفى مراکز و فعالیت‌هاى پژوهشى و ترویج نظریه‌پردازى، نقد و آزاداندیشی. (۸۷/۱۰/۲۱ سیاست‌هاى کلى برنامه پنجم توسعه اقتصادى، اجتماعى و فرهنگی جمهورى اسلامى ایران ابلاغی توسـط «مقام معظم رهبری»)

-یکی از علوم انسانی، تاریخ است. باز هم من توصیه می‌کنم که تاریخ بخوانید. تاریخ دوره‌ استعمار را بخوانید تا ببینید غربی‌ها علی‌رغم ظاهر نونوارِ اتوکشیده‌ ادکلن‌زده‌ منظم و مرتب و داعیه‌های حقوق بشرشان، چه وحشیگری عظیمی در این مقوله کردند. نه اینکه فقط آدمها را بکُشند؛ در دور نگهداشتن ملت‌های تحت استعمارِ خودشان از عرصه‌ پیشرفت و امکان پیشرفت در همه‌ی زمینه‌ها هم تلاش زیادی کردند. ما می‌خواهیم این اتفاق نیفتد. ما میگوئیم علوم انسانی را یاد بگیریم تا بتوانیم شکل بومی آن را خودمان تولید کنیم و این را به دنیا صادر کنیم. بله، وقتی که این اتفاق افتاد، آنگاه هر یک نفری که از مرزهای ما خارج می شود، مایه‌ی امید و اتکای ماست. بنابراین ما می گوئیم در این علوم مقلد نباشیم. حرف ما در زمینه‌ی علوم انسانی این است. (آبان ۱۳۹۰ بیانات در دیدار با دانشجویان)

-اصلاح در علوم انسانی و تحول در سینما و تلویزیون بدون اصلاح پایه‌های معرفتی علوم انسانی غربی امکانپذیر نیست و اصلاح این پایه‌ها نیز در گرو ارتباط موثر با حوزه‌های علمیه و علمای دین است. (۱۳۹۱/۱۲/۰۱، دیدار جمعی از مسئولان جشنواره بین‌المللی عمار با رهبر انقلاب)
رجانیوز
وفارس نیوز


برچست ها :